سرمقاله
محمد عسلی
چرا روسها برای نتانیاهو فرش قرمز پهن میکنند؟
نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل برای گرفتن امتیاز از روسیه دست به هر کاری زده است از جمله فروش اطلاعات و معامله بر سر آن که اسرائیلیها در این خصوص سابقهای دیرینه دارند.
اعلام اسامی جاسوسان در روسیه که بعد از سفر نتانیاهو موجب دستگیری آنها شد فقط یکی از اطلاعاتی است که نتانیاهو به پوتین داده است تا بتواند بعد از بازگشت بگوید: «برای خروج سربازان ایرانی از سوریه با پوتین توافق کرده است…»
مطالعه هر آنچه از ابتدای تأسیس اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطینیان تاکنون پیش آمده همه حکایت از آن دارد که نه فقط اسرائیلیها دوست و همپیمان واقعی آمریکا نبودهاند، بلکه عملاً برای حفظ منافع و جلب حمایت آنها با ملت آمریکا دشمنی کردهاند و باعث کشته شدن هزاران سرباز آمریکایی در عراق، افغانستان و سوریه شدهاند و از آمریکاییها حمایتهای کلانی دریافت کردهاند.
اسرائیلیها برای آنکه از شر صدام رهبر معدوم عراق خلاص شوند که دست از حمایت فلسطینیها بردارد به دروغ به آمریکاییها گفتند که عراق بمب اتمی میسازد. همین کاری که اخیراً با ایران میکنند.
یکی از رسواییهایی که ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا با آن مواجه است و فشارهای بینالمللی را به سوی آمریکا تشدید کرده عامل عمده آن نتانیاهوست و حرکت اسرائیل که با ارایه اطلاعات غلط از موقعیت کنونی ایران موجب شد ترامپ از توافقنامه برجام شانه خالی کند و تبعات آن را نادانسته بپذیرد.
اتاق فکری که در اسرائیل شبانه روز به کار است و تلاش سازمان جاسوسی اسرائیل «موساد» همه برای ارایه اطلاعات درست و غلطی است که بتواند در سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا تأثیر بگذارد که عملاً چنین شده است نتیجه آنکه نفوذ اسرائیلیها در داخل و خارج از آمریکا استقلال سیاسی آمریکا را به خطر انداخته و مخدوش کرده است تا جایی که ترامپ را مجبور کرده در بعضی موارد حرفهای قبلی خود را پس بگیرد.
یکی از دلایل مهمی که هیتلر را ملزم کرد اقداماتی در جهت فشار برای خروج یهودیان از آلمان در برنامه کاری خود قرار دهد درز اطلاعات امنیتی و نظامی آلمان به آمریکا بود و رخنه آنها در اقتصاد آلمان به نحوی که سکههای طلا را آب کرده به صورت شمش به آمریکا ارسال میکردند.
و اما بعد:
پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ برای پایان جنگ از طرف دولتین ایران و عراق خبرگزاری بیبیسی مصاحبهای را با یکی از افسران اسرائیلی پخش کرد که آن افسر در پاسخ به سؤال خبرنگار که چرا گرای نفتکشهای ایرانیها را به عراقیها و نفتکشهای عراقیها را به ایرانیها میدادی؟ گفت هدف اسرائیل شکست هر دو کشور مسلمان است. «ز هر طرف که شود کشته نفع اسرائیل» متأسفانه هر آنچه امروز از جنگ و خونریزی و فشار بر کشورهای اسلامی علناً و عملاً از طرف آمریکا و همپیمانانش اعمال میشود سر فتنه آن زیر سر اسرائیلیهاست زیرا اگر آنها نتوانستند از طریق نظامی به هدف آرمانی خود که از نیل تا فرات است برسند از طریق سیاسی و اقتصادی به آن دست پیدا کردهاند و اینک در کاخ خادمین حرمین شریفین جولان میدهند و بر عمق افکار و اندیشه سران عرب نفوذ کردهاند. اسلامهراسی و ایرانهراسی را نخستین بار صهیونیستها از طریق رسانههای جهانی که در اختیارشان هست عنوان کردند و با تبلیغات شبانه روزی در افکار عمومی ملتهای آمریکا و اروپا جا انداختند.
علیرغم آنکه در دوران پادشاهی محمدرضا پهلوی از حمایتهای مالی و سیاسی وی برخوردار شدند وقتی ملاحظه کردند تاریخ مصرفش تمام شده حتی از طریق سفیر خود در تهران اعلام کردند که ما راهکاری برای نجات شاه از این بحران نداریم زیرا پیوسته در اندیشه آن بودهاند که هیچ کشور اسلامی نباید به چنان قدرتی برسد که احتمالاً در آینده خطری برای اسرائیل باشد حتی اگر دوست باشد.
سرنوشت کشورهای اسلامی لیبی، مصر، سوریه، عراق، یمن و افغانستان همه یک هدف را دنبال کرده است. هیچ کشور اسلامی نباید در هیچ نقطه جهان سر بلند کند و دارای اقتدار و استقلال اقتصادی و نظامی باشد.
هیچ بعید نیست که نتانیاهو بر سر اطلاعات سری و امنیتی آمریکا با روسها معامله کند و در سوریه و ایران از روسها امتیاز بگیرد.
متأسفانه هیچ یک از قراردادها، معاهدهها و توافقات بینالمللی ضمانت اجرایی ندارند به عنوان مثال از گذشتهها هم میتوان نمونهای ارایه کرد.
وقتی فتحعلی شاه قاجار در جنگهای ایران و روس خود را بازنده دید و بخشهای مهمی از خاک ایران را بر اساس عهدنامه ترکمنچای و گلستان به روسها واگذار کرد برای رهایی از شر آنها به ناپلئون امپراطور فرانسه روی آورد.
ناپلئون طی عهدنامه فینکنشتاین متعهد شد که سپاه ایر ان را تجهیز کند و سلاح و مهمات به ایران بدهد و اگر روسها به ایران حمله کنند مقابل آنها بایستد اما در کوتاهمدت وقتی با روسها وارد مذاکره شد طی عهدنامه تیلسیت با آنها توافق کرد و عهدنامه فینکنشتاین را زیر پا گذاشت. متأسفانه این روند در تاریخ دیپلماسی معاصر از طرف کشورهای مختلف ادامه یافته است که نمونه دیگر آن را میتوان تعهدات کشورهای آلمان، ژاپن، چین و انگلستان برای احداث نیروگاه اتمی بوشهر مثال آورد که همه با فشار آمریکا و اسرائیل کنار کشیدند و کار را به سرانجام نرساندند.
به هر تقدیر دیپلماسی حاکم بر جهان غرب و دولت غاصب اسرائیل، دیپلماسی تفرقهبیانداز و حکومتکن است که میراث ماندگار انگلیسیهاست. باید هوشیار باشیم و به هیچ کشور خارجی تکیه نکنیم.
والسلام
- یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ اسفند ۱۳۹۷