سرمقاله
محمد عسلی
سال نو را چگونه آغاز کنیم؟
هیچکس نمیداند فردا چه اتفاقاتی رخ میدهد جز خدا. این گفته قرآن است که ما مسلمانان به آن ایمان داریم. چه بسا در سال آینده روزهای بهتری پیش رو داشته باشیم و ممکن است با شرایط سخت سیاسی و اقتصادی روبهرو شویم. بعضی از وقایع طبیعی مانند سیل، زلزله، آتشفشان، طوفان و امثالهم در اراده ما نیستند اما بسیاری از وقایع تلخ را میتوانیم پیشگیری کنیم اگر دارای برنامه باشیم و برای اجرای هر چه بهتر آن نظارت کنیم.
وقایع شیرین را هم میتوانیم تحقیق کنیم اگر با تدبیر، آگاهی و به دور از احساسات و تعصبات جاهلانه دارای اراده، توکل و برنامههای کارشناسی شده و واقعبینانه باشیم. مردمان جهان به چندگونه اداره میشوند. یکم توسط دولتها و حاکمیتهای مستقل برآمده از آرای مردم در یک حکومت مردمسالار بر اساس داشتههای بالقوه و بالفعل اعم از تواناییهای مالی و قابلیتهای جغرافیایی.
دوم توسط دولتها و حاکمیتهای وابسته و غیرمستقل که با اراده و تحت تأثیر اربابانشان اداره میشوند و از خود چندان اختیاری ندارند هر چند ممکن است گرفتاریهای اقتصادی و سیاسی فعلی ما را نداشته باشند مانند بعضی از کشورهای عربی و آسیایی منطقه که تحت قیمومیت و اتحاد آمریکا و کشورهای غربی قرار دارند.
آنچه مسلم است انقلاب اسلامی ایران زنگ خطری دائمی است برای کشورهای استعمارگر که منافع خود را با قدرتنمایی نظامی و سیاسی آن در خطر میبیند. از این رو از همان ابتدای پیروزی تاکنون تمام توان خود را به کار گرفته تا فشارهای سیاسی و اقتصادی و تألمات اجتماعی و فرهنگی را بر مردم و دولت ما اعمال نمایند.
بالاخره ۴۰ سال در شرایط سخت جنگ نظامی و رسانهای گذراندهایم و در این میان هم از دشمنان خارجی ضربه خوردهایم و هم از دشمنان داخلی و هم از دوستان نادان.
آنچه سال آینده کشور و ملت و دولت ما را تهدید میکند صرفاً تحریمها و جنگ اقتصادی و رسانهای نیست بلکه موریانههای نفوذ کرده در تشکیلات اداری و سازمانی و بدنه اقتصادی و فرهنگی کشورند که مبارزه و مقابله با آنها تنها توسط قوای سهگانه و به ویژه قوه قضاییه برای ریشهکن کردن آنها مقدور نیست.
برای رهایی از این موریانهها به یک نظارت همگانی و اراده ملی نیاز داریم.
و اما بعد:
اخبار تلخ و زشت چند ساله اخیر در خصوص اختلاسهای کلان، رشوههای معمول و مرسوم و سوءاستفادههای مدیریتی توسط فرصتطلبان و خائنان به ملک و ملت اعتماد را که سرمایه کلیدی و استراتژیک بین دولت و ملت است را مخدوش نموده و همگان را با سؤالات، ایرادها و تردیدهای بسیاری مواجه کرده است که مهمترین آنها برمیگردد به صنف کارگزاران و مدیرانی که نتوانستهاند با اعمال نظارت و تدبیر مناسب و بموقع از چنین وقایعی پیشگیری نمایند.
میتوان برای جبران فقدان یا کمبود کیفی از اقدام ضروری مردم مانند گوشت و امثالهم اقدامات عاجل و فوری نمود و آنها را از خارج تهیه و به کشور وارد کرد اما نمیتوان با میلیاردها دلار و یا تومان اعتماد عمومی را برگرداند.
اعتماد بین ملت و دولت هر چند ریشههای قوی و ملی و مذهبی دارد اما همانند درختی است که هر چند در اعماق ریشه دوانده اگر دچار آفت گردد و بموقع سمپاشی نشود و به وضعیت درمان آن رسیدگی نگردد خشک خواهد شد و ریشهها هم کاری نمیکند زیرا برگها و ساقهها میباید اکسیژن لازم و غذای مناسب را به ریشه برساند.
اگر سال نو را با ارادهای آغاز کنیم که هر کدام عضوی از جمع ناظر بر اعمال مجریان باشیم کسی نمیتواند فرصت سوءاستفاده پیدا کند.
اگر در این خیال باشیم که بدون مشارکت دلسوزانه و پذیرش مسئولیت، دیگران تحولی ایجاد میکنند و تغییراتی میدهند که مدینه فاضلهای در آینده پیش روی ما باشد اشتباه کردهایم. باز هم مثالی از قرآن میآورم:
«ان الله لایغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» به راستی که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد جز آنکه خودشان سرنوشتان را تغییر دهند.
تغییر سرنوشت همیشه با انقلاب و خیزشهای خشن و ریختن در خیابانها و به بار آوردن خسارتهای مادی و انسانی میسر نیست. ما میباید تغییرات را از خودمان شروع کنیم.
از نحوه اندیشیدن، رفتار و کردار، خواستهها و توقعات از اینکه هر کدام از ما چه میزان توانستهایم با آگاهی، دانش و کار به یکدیگر به ثبات و بقای کشور کمک کنیم.
ما باید در انتخاب افراد مسئول صادقانهتر، مسئولانهتر و آگاهتر اقدام نماییم.
جناحگرایی، قبیلهگرایی و فامیلبازی ضربات مهلکی بر پیکرهی سازمانی دولت و کشور وارد کرده است.
سال نو را میتوان با صرفهجویی در خریدهای غیرضرور، با سادهزیستی، سادهپوشی و سادهنوشی آغاز کرد و از اسراف در همه موارد حتی در اتلاف وقت پرهیز نمود.
بسیاری از عادات ما ایرانیها موجب بریز و بپاشهای سنتی شده و تعارفات و رودربایستیها ضرر و زیانهای جبرانناپذیری به توانایی مالیمان وارد کرده است. اگر سال نو را با این وعده به خود آغاز کنیم که فقط دروغ نگوییم اساس زندگی و رفتارمان را گویی به درستی بازسازی کردهایم.
دروغ، ریاکاری و تقلب را دامن زده و وسیله فریب، کلاهبرداری و سلب اعتماد از یکدیگر را فراهم میکند. فکر نمیکنم هیچ ملتی به اندازه ما به دروغگویی عادت کرده باشد. گویی دیگر دروغ همانند داروی مسکن از زشتی و قباحت افتاده و نقل محافل و مجالس شده است و کار به جایی رسیده که بعضی مسئولان هم به دروغ عادت کردهاند. گویی دروغ به هر میزان بزرگتر باشد باورش سادهتر است.
رسانهها هم بدون ذکر منبع و یا با ذکر آن دروغپردازی میکنند. وقتی واقعیتی را دروغ جلوه داده و غیرواقعی را واقع تبلیغ میکنند.
مگر نه آنکه در هنگام تحویل سال نو این دعای همیشگی را با هم زمزمه میکنیم که «یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن حال» این احسن الحال چگونه به دست میآید؟
آیا حتماً یک نیروی خارجی بدون اراده ما حالمان را خوب میکند؟
اگر به چنین باوری رسیده باشیم باید خود را مسلوبالاراده بدانیم.
اگر تصور کنیم که در سرنوشت خود هیچ دخالتی نداریم عدالت خداوند را زیر سؤال میبریم.
و اما بعدتر:
ما ملتی هستیم که بدون اسلحه و مهمات و بدون پشتوانه خارجی قیام کردیم و یکی از بزرگترین و غیرمنتظرهترین انقلابات دینی جهان را عملی ساختیم که در تصور هیچ جامعهشناس غربی و شرقی نمیگنجید.
ما توانستیم کاخهای چند هزار ساله پندارها و عادات را که چونان زنجیرهای محکم قرون و اعصار با دست و پاهایمان و استخوانهای مردمانمان ساخته و پرداخته شده بود تخریب کنیم اما در سازندگی و اقتصاد مقاومتی هر آنچه به آن امید داشتیم چندان توفیقی نداشتهایم زیرا آن دست و پای آزاد شده با فشارها و تحریمهای خارجی و خیانتهای داخلی بعضی فرصتطلبان محدود شدند و ما را در کمند جنگهای نظامی و رسانهای و نیابتی دلمشغول داشتند. ما توانستیم شعاع و ترکش انقلاب اسلامی را از مرزهای آبی و خاکی و از مرزهای اندیشه عبور دهیم و شدیم در وضعیتی شبیه صدر اسلام که وقتی امپراطوریهای بزرگی در برابر مسلمانان سقوط کردند در مکه و مدینه که امالقرای اسلام بود جنگهای داخلی راه افتاد و مسلمانان بر روی یکدیگر شمشیر کشیدند.
میتوانیم سال نو را به گونهای دیگر آغاز کنیم. ما امروز برای مقابله با تورم، گرانفروشی، احتکار، کمفروشی، تقلب و خیانت خیانتپیشگان به یک تحول فرهنگی و دینی نیاز داریم زیرا اگر راست میگوییم که مسلمانیم باید با دروغ و ریاکاری مقابله کنیم.
زمانی این کار میسر است که فضا و جو برای شناخت هر آنچه هر کس هست آماده باشد تا تشخیص داده شود که چه کسی به آیین اسلام است و چه کسی نیست. مشخص شود ایرانی با فرهنگ بودن چگونه است و ایرانی غیرفرهنگی چگونه. با یک وضعیت شتر گاو پلنگ واقعیتها در محاق و تاریکی فرو میروند.
عینکهای سیاه و سفید را از چشمانمان برداریم و خاکستری ببینیم.
والسلام
- یکشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ اسفند ۱۳۹۷