• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
زمان پرده برداری از جنگ افزارهای اقتصادی
در خبرها آمده بود که نیروهای فرانسوی برای حفاظت از منابع نفتی لیبی در این مناطق مستقر شده‌اند. یادمان باشد زمانی که در جریان یکی از عملیات‌ها ایرانی‌ها به بصره و مناطق نفتی عراق نزدیک شدند آمریکا و شوروی با هدف تقویت نظامی عراق با انعقاد قراردادهای تسلیحاتی با رژیم بعثی نشان دادند که اگر چه آنها به دنبال جنگ هستند اما نه جنگی که پیروز داشته باشد و روی بازار نفت تأثیر منفی بگذارد. اشغال مناطق نفتی یمن توسط القاعده، امارات و عربستان که با حمایت آمریکا صورت گرفته را به همین حساب بگذارید. تلاش آمریکا برای سرنگونی حکومت مادورو نیز سر در آبشخور سلطه بر منابع نفتی ونزوئلا دارد که اگر این مهم محقق شود زمینه برای وارد کردن فشار مضاعف بر ایران فراهم خواهد شد. دمیدن در آتش اختلافات عربستان و امارات با ایران‌هراسی نیز به این کشورها امکان می‌دهد تا برای تأمین کمبود نفت در غیاب ایران انگیزه داشته باشند. در واقع آنچه بیش از جان انسان‌ها برای دولت‌های قدرتمند اهمیت دارد مدیریت غیرمستقیم منابع نفتی در خاورمیانه است هر چند ظاهراً در تمامی کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه وزیر نفتی وجود دارد و به نظر می‌رسد که ساز و کارهای اداری مستقلی داشته باشند اما در واقع کسانی که قیمت نفت را تعیین می‌کنند و برای نحوه‌ی هزینه کرد درآمدهای نفتی برنامه می‌ریزند اغلب همان کشورهایی هستند که اسلحه تولید کرده و صادر می‌کنند. حتی کشورهایی نظیر ایران که مخالف با چنین روندی هستند نیز برای دفاع از موجودیت خود ناگزیر در گرداب مسابقات تسلیحاتی و خرید سلاح و یا تولید آن و هزینه کردن بخشی از درآمدهای نفتی برای تقویت قدرت نظامی خود هستند. اخیراً وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده که یکی از اهدافش توسعه همه جانبه‌ی عراق است. همزمان با چنین اظهار نظری خبر می‌رسد که عراق به تولید شش میلیون بشکه نفت در روز نزدیک می‌شود در حالی که از سویی دیگر صادرات نفت ایران روی شیب نزولی قرار گرفته است. دلسوزی آمریکا برای عراق که چندین سال گرفتار داعشی‌های آمریکایی بود چه مفهومی دارد جز این که عراق باید غرامت کویت و باج و خراج آمریکایی‌ها را تأمین کند! همه‌ی اینها ثابت می‌کند که دعوای اصلی بر سر مسائل اقتصادی و نفت است و آمریکایی‌ها هرگز نگران حقوق بشر نیستند و اگر در برابر جنایات سعودی‌ها ساکت هستند دلیلی ندارد جز این که سعودی‌ها صورتحساب جنایات خود را می‌پردازند! نصایح مشفقانه امثال آقای ظریف هم تأثیری در افکار عمومی آمریکایی‌ها ندارد چرا که امپراتوری رسانه‌ای اجازه نمی‌دهد چنین سخنانی به گوش خانواده‌های آمریکایی برسد که برخی از آنها حتی موقعیت جغرافیایی کشور ما را هم نمی‌دانند! بازندگان واقعی چنین جنگ‌هایی کسانی هستند که ناگزیر می‌شوند به جابجایی در جدول رتبه‌بندی توسعه اقتصادی تن بدهند. زمانی که ترکیه نیازمند بازسازی اقتصاد خود بود با آغوش گشودن بر روی گردشگران ایرانی بازارهای ما را از اجناس خود لبریز کرد، چینی‌ها هم مشابه همین معامله را با ما کردند. قطر و امارات با بهره‌گیری از محدودیت‌های ایجاد شده برای پرواز تورهای ایرانی به کانون حمل و نقل هوایی منطقه تبدیل شدند. روس‌ها تلاش می‌کنند با انعقاد قرارداد اجاره‌ی پنجاه ساله بندر طرطوس پاداش خود را در جنگ سوریه بگیرند و سوری‌ها به این دلخوش هستند که با حضور روس‌ها در حاشیه‌ی امن قرار می‌گیرند. وقتی از منظر اقتصاد سیاسی به وضعیت منطقه نگاه می‌کنیم می‌بینیم که اروپایی‌ها، آمریکا و چین و هند و ژاپن مناسبات خود را به گونه‌ای تنظیم کرده‌اند که در هر شرایطی موتور اقتصاد خود را روشن نگه دارند. این که در این میان چه کشورهایی قربانی می‌شوند چندان اهمیتی ندارد مناسبات ما با کشورهای عربی به گونه‌ای است که حتی نمی‌توانیم عربستان را به همکاری برای ممانعت از ورود ملخ‌ها به کشورمان متقاعد کنیم و ناچار باید پس از مبارزه با سیلاب با سیل ملخ‌ها دست و پنجه نرم کنیم. معلوم نیست دلخوش بودن به افکار عمومی کشورهای اسلامی تا چه اندازه می‌تواند به ایجاد تغییراتی بیانجامد که مطلوب نظر ماست زیرا این کشورها حتی قادر نیستند دولت‌های خود را به اتخاذ سیاستی وادار کنند که خروجی آن بهبود وضعیت فلسطینی‌ها باشد. نوع مهره‌چینی‌ها و مواضعی که مقامات رسمی پاکستان، افغانستان، عراق و ترکیه و قطر در پیوند با ایران، موضوع تحریم‌ها، مسائل امنیتی و مواد مخدر و نفت اتخاذ کرده‌اند نشان می‌دهد که گردانندگان این کشورها در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت به دنبال حل مشکلات داخلی خودشان هستند و امنیت و اقتصاد شکننده‌ی آنها به مناسبات و ارتباطات حساب شده‌ای گره خورده که قدرت عدول از چارچوب‌های تحمیل شده به خود را ندارند. باید بپذیریم همسایگی دو کشور با همسایگی دو خانواده کاملاً متفاوت است. آیا ترکیه حاضر است به ایران در ارتباط با دلارهای بر باد رفته توسط شرکت‌های طرف قرارداد با برخی تجار ایرانی همکاری کند؟ افغانستان حاضر است حقابه‌ی هامون از هیرمند را آزاد کند؟ آیا پاکستان و افغانستان حاضرند در بحث ممانعت از ورود مواد مخدر و فعالیت تروریست‌ها آن گونه که ما می‌خواهیم همکاری کنند؟ پاسخ منفی است و دلیل آن هم فساد حاکم بر این کشورهاست. کافی است به رتبه‌ی جهانی افغانستان و عراق در فساد مالی نگاهی بیندازیم تا بفهمیم تا چه اندازه می‌توانیم روی همکاری چنین کشورهایی حساب باز کنیم. وقتی به دقت نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که گرفتاری‌های ایجاد شده برای همسایگان ما که بسیار حساب شده و مطابق برنامه است به آنها اجازه نمی‌دهد که به خواسته‌های ما توجه کنند‌! مگر اینکه اولاً مقرون به صرفه باشد و ثانیاً حساسیت قدرت‌های بالادستی را برنیانگیزد. جالب اینجاست در حالی که رئیس جمهور لبنان و ترکیه برای ما به نشانه‌ی دوستی دست تکان می‌دهند شرکت‌های سوخت‌رسان فعال در لبنان و ترکیه اجازه ندارند به هواپیماهای ایرانی سوخت‌رسانی کنند و چین با آن همه یال و کوپال تنها به یک اعتراض خشک و خالی به آمریکا در پیوند با پایان معافیت‌های نفتی‌اش برای واردات از ایران بسنده می‌کند!
تفاوت جنگ اقتصادی با جنگ نظامی همین است. اگر در جنگ نظامی زنان و کودکان و غیرنظامی‌ها مصونیت دارند، در جنگ اقتصادی حتی بیماران خاص و سرطانی نیز از حق دسترسی به دارو محروم هستند. تلفات جنگ نظامی را می‌توان به نهادهای حقوق بشری گزارش کرد و مدعی ارتکاب جنایت شد ولی هیچ آماری از تلفات ناشی از مرگ و میر سرطانی‌ها، بیماری‌های خاص، سکته‌های ناشی از افت و خیز دلار و طلاق‌های سریالی و فساد اخلاقی که سر در آبشخور تنگناها و ورشکستگی‌ها دارد ارائه نمی‌شود.
بی‌تردید ما باید در کنار به رخ کشیدن هژمونی نظامی که صد البته لازم و ضروری است جنگ افزار مورد نیاز برای نبرد اقتصادی را در اختیار داشته باشیم زیرا عملاً وارد چنین جنگی شده‌ایم. لذا به نظر می‌رسد زمان پرده‌برداری و رونمایی از جنگ افزارهای اقتصادی هم رسیده است.

Comments are closed.