سرمقاله
محمد عسلی
روز شیراز چه روزی است؟
شیراز را زمانی به آب رکنی و باد خوش نسیم، باغهای مشجر و گلستانهای باصفا میشناختند و به توصیف آن دلمشغول بودند. شهر عشق و مهربانی و مردمانی با اخلاق مهماننوازی.
حاصل حال و هوای آن روزگاران شیراز دو ستاره درخشان آسمان شعر و ادب و عرفان سعدی و حافظ بودند و فیلسوفی کمنظیر چون ملاصدرای شیرازی و عارفی بنام همانند روزبهان و پزشکی حاذق و صاحب سبک مانند قطبالدین شیرازی و شاعران بنام دیگری که ذکر جمیلشان در این کوتاه نوشتار نمیگنجد.
و اگر به گذشتههای دور و دورتر بازگردیم پارس سرزمین کهن با تمدنی فراخور فهم بشر امروز میبوده که آثار خرابههای کاخ داریوش “تخت جمشید” و “پاسارگاد” حیرت گردشگران و محققان و تاریخشناسان را از آن همه هنر معماری و فنون شهرسازی برانگیخته است.
و اما بعد:
شیراز امروز چیزی بیش از کلانشهرهای دیگر ایران جز این آثار ندارد و در عصر حاضر نه ساختمانهایی آنچنان زیبا و ماندگار بنا شده و نه دانشمندان و شاعرانی بدان مایه و هنر دارد.
از همان گذشتههای دور، شیرازی بودن افتخاری بوده و شاعر یا نویسنده شیرازی بودن افتخاری والاتر.
اینک از پس آن همه سال شیراز امروز بدون نام و نشان گذشتگان چه دارد که به آن بنازد.
بافت قدیم که تخریب شده تا فضای شهری را از خرابههایی چند خلاص کند در وضعیت نابسامانی رها شده و مولد و مأوایی برای معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر و بیچارگان بزهکاری است که راه گریزی برای زنده ماندن نمیبینند.
باغهای با صفای شیراز از اوایل دوره پهلوی تاکنون همه به ساختمان و آپارتمان و یا خیابان تبدیل شده و از باغهای تو در توی قصردشت فقط نام و نشانی مانده و شهر شیراز از فراز آسمان به آبلهرویی ماننده است که یک نقطه سبز بدون دستبرد در آن دیده نمیشود. گسترش بیرویه و زشت و زیبای درهم شیراز از جنوب و شمال و غرب، رها شدن فاضلاب شهری در رودخانه خشک و سرازیر شدن آن به مناطق محروم شهر به ویژه در حوالی فرودگاه. سیل مهاجران جنگ تحمیلی در شهر و سوداگرانی که بدون ملاحظات منافع عمومی و فرهنگ شهرنشینی مبادرت به ساخت و ساز مکانهای تجاری کردهاند نه فقط به آلودگیهای ارتباطات جمعی و سوق دادن مردم به مصرفگرایی اقدام نمودهاند، بلکه به علت ورود کالاهای چینی ارزان هنرهای بومی شیراز از جمله خاتمکاری، منبتکاری، کاشیکاری، نگارگری، نقاشی و حتی فرشبافی اصیل را به انقراض کشانده به گونهای که در حجرهها و نمایشگاههای صنایع دستی واقع در حافظیه شیراز آثار و ساخت و سازهای دستی اصفهان و چین به فروش میرسد.
متأسفانه امروز نگاه به شیراز از نگاه درآمدزایی، تجاری و خوشگذرانی است و از نگاه هنری و زیباییشناسی غفلت شده است.
بیشک روز شیراز، روزی است که بتوان فرهنگ عمومی کلامی، هنری و مکتب شیراز را دوباره احیا کرد و طرحی نو در انداخت و گل بر افشاند و این اندیشه را بارور ساخت که شیراز بشود همان شهر با حال و هوای گذشتهای که فضاهای معطر باغات نارنج در اردیبهشت ماه بلبلان را بر سر شوق آورد و محدودیتهای گردشگری از این شهر رخت بربندد و به قول حافظ شعر تر انگیزد.
اینک کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم که در شیراز بدانچه توجه نمیشود زیبایی، هنر، فرهنگ و هنرزایی و هنرمندپروری اوست کجاست سعدی تا ببیند که دیگر هنر چشمه زاینده و گوهر پاینده نیست و هنرمند هر جا رود قدر نبیند و بر صدر ننشیند.
صدرنشیان امروز شیراز سرمایهداران و سوداگرانی هستند که پس از اندوختن سرمایه یا راهی کانادا و چین و ماچین شدهاند و یا شیراز را وجهالمصالحه منافع خود قرار دادهاند.
و اما بعدتر:
کدام نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی سراغ داریم که از فرهنگ و سنتهای دیرین این شهر دم زده باشد و برای احیای آن سخنی یا حرفی به میان آورده باشد.
همه در اندیشه ساخت و احداث کارخانههای آلودهکننده هوا هستند که چون کارخانجات سیمان و روغن نباتی غرب و شمال شهر را به نفسهای پیچ و مهرهها بیالایند و افتخار کنند که توانستهاند سرمایهگذاران را بدین کار ترغیب نمایند که متأسفانه همین کار هم از آنان بر نیامده و کلانشهرهای دیگر نسبت به شیراز بسیار پیشتازتر و موفقتر بودهاند.
در صورتی که شیراز بیش از سایر شهرهای ایران قابلیت و پتانسیل گردشگری دارد و میباید نیازهای گردشگران مانند توسعه راهها، فرودگاهها، ترمینالهای مسافربری، هتلها، المانهای شهری، ساخت و سازهای هنری بومی و حفظ آثار و بناهای میراث فرهنگی و هنری مطمح نظر باشد که نیست.
به هر تقدیر روز شیراز روزی است که معتادان و گدایان و کودکان خیابانی و فسادهای آشکار و پنهان از سطح شهر جمع شده باشد و تعاملات اجتماعی به گونهای رقم خورد که فرهنگ پویای شهر اجازه نزاعهای خیابانی، و جرایم عدیده و قانونشکنی به کسی ندهد و مردمان شهر همانند گذشتههای دور از حال و احوال هم باخبر باشند و به نیکی و خیرات و دستگیری فقرا و بیچارگان بپردازند و استان فارس بیشترین جرایم را شاهد نباشد.
روز شیراز روزی است که توانسته باشیم با اقتصادی سالم شکاف عمیق طبقاتی شمال و جنوب و شرق و غرب را ترمیم کنیم و شاهد این همه فاصله طبقاتی نباشیم.
روز شیراز روزی است که بزرگان علم و ادب و عرفان و دین ما زبانزد باشند و شاهد رشد و شکوفایی دانش و عقلانیت و تدبیر مسئولان در اداره شهر باشیم و از اخلاقمداری سعدی و حافظ بهره گیریم و فلسفه وجودی خود را بشناسیم و بار دیگر طراوت و تازگی و باغهای مصفا را در گوشه و کنار شهر داشته باشیم نه آنکه نارنجهای صد ساله را از ریشه در آوریم تا خانههای قدیمی از سطح به ارتفاع روند و دیگر در بسیاری از کوچههای شهر جز بوی آجر و سیمان و گچ مشام جان به بویی دیگر عادت نکند.
والسلام
- سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸