سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مبارزه با آمریکا به سبک ژاپنی
وجود اختلاف نظر پیرامون مذاکره برای عبور از باریکترین گذرگاه تاریخی تنها به گروههای سیاسی محدود نمیشود بلکه مردم نیز در این خصوص رأی و نظر یکسانی ندارند. به طوری که نمیتوان گفت تمام مردم مخالف مذاکره هستند و یا این که اکثریت مسئولین تن به مذاکره نمیدهند. نخستین جستار در این باره به ناهمداستانی پیرامون تعریف مذاکره برمیگردد که برخی چهرهی کریهی از آن ترسیم کردهاند و ما اگر چه به سرعت از کنار آن میگذریم اما باید اعتراف کنیم ظرف چند دهه گذشته خاطرهی خوشی از مذاکره نداریم که برای نمونه به سه مورد برجستهی آن اشاره میکنیم.
مذاکرات علنی و پشت پرده و نیمه علنی و واسطهای پیرامون گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران را به یاد میآورید که اگر چه کشدار شدن آن مانع از رأی آوردن جیمی کارتر در دور دوم و تحقیر آمریکا شد اما نهایتاً پس از آن همه چانهزنی و ارائهی تصویری متفاوت از ایران در دیدگاه جهانیان بالاخره گروگانها آزاد شدند و در پایان آمریکاییها از محل جریمهی ۹ میلیارد دلاری بانک فرانسوی پاریباس که تحریمهای ایران، سودان و لیبی را دور زده بود به هر یک از گروگانها به ازای هر روز گروگان بودن ۱۰ هزار دلار جریمه پرداخت شد که برای تعیین کل مبلغ باید ۴۴۴ روز را در ۱۰ هزار دلار ضرب کرد و سپس مبلغ به دست آمده را در تعداد گروگانها ضرب کرد!!
مذاکرات بعدی مربوط به متارکهی جنگ بود که چندین سال ایران حاضر به پذیرش صلح تا تنبیه متجاوز و پرداخت خسارت نبود اما بالاخره در تنگنای کمبود سلاح و تجهیزات و صفبندیهای منطقهای و جهانی علیه ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتیم که متأسفانه علیرغم گذشت نزدیک به بیست سال از پذیرش قطعنامه هنوز یک ریال هم بابت خسارت جنگ به ایران پرداخت نشده در حالی که کویت که بعد از ایران مورد تجاوز رژیم بعثی قرار گرفت خسارتش را از محل فروش نفت عراق دریافت میکند.
مذاکرات پیرامون برجام هم اگرچه بر اساس یک نگاه منصفانه حق با ایران است اما چون اکثریت امضاءکنندگان برجام طی یک هماهنگی ناگفته این موضوع را به کاهش نفوذ منطقهای ایران و دست برداشتن از راهبرد موشکی گره میزنند و اروپاییها هم به شیوهی موذیانهای اجرایی شدن ساز و کار مالی اینستکس را در گرو پایبندی ایران به پالرمو میدانند، بعید است که پایان خوشی داشته باشد چرا که هر چه پیش میرویم به نتیجهی دلخواه هدفگذاری شده از راهی که در پیش گرفتهایم نمیرسیم. طبیعی است که وقتی عربستان و امارات تمام قد ایستادهاند و خسارت ناشی از زیانهای اروپا و آمریکا را از بابت هزینهی کارشکنیهایشان میپردازند، موفقیت در مذاکراتی از این دست در گرو لابیگریهای منطقهای و جهانی و وارد شدن به میدان مبادلهی امتیاز است که با معیارهای ملحوظ نظر در راهبردهای سیاست خارجی ایران جایگاهی ندارد.
مشکلی که ایران به صورت جدی در پیوند با مذاکرات منطقهای و جهانی با آن دست به گریبان است، کم رنگی تحلیل رویدادهای منطقهای و جهانی از منظر اقتصادی در میان ادارهکنندگان کشور است. تفاوت رویکرد کشورهای درگیر با آمریکا با ایران نیز در همین مسئله خود را نشان میدهد. زمانی کار ژاپن حتی به درگیری مستقیم نظامی با آمریکا نیز کشید و خلبانان ژاپنی “هاراگیری” کردند و به صورت انتحاری هواپیماهای انباشته از بمب خود را به ناوهای آمریکایی کوبیدند اما در شرایطی که آمریکا به عنوان قدرتی نوظهور خودنمایی میکرد ژاپنی ها به نتیجه دلخواه خود دست نیافتند اما از آنجایی که به اهمیت نگاه اقتصادی به سیاست پی بردند به مذاکره و برقراری روابط اقتصادی تن دادند و اکنون ژاپن که از خاکستر جنگ جهانی دوم سر بلند کرده و تلخترین خاطرهی جنگی که بمباران اتمی باشد را نیز پشت سر گذاشته، توانسته با ورود به میدان بده و بستانهای سیاسی به رقیبی بلامنازع برای آمریکا تبدیل شود و بخش قابل توجهی از بازار جهان و آمریکا را در اختیار گیرد و برند ژاپنی را به عنوان پرچم اقتدار اقتصادی خود در تمامی کشورها به اهتزاز درآورد و سال به سال هم از محدودیتهایی که در آن مقطع تاریخی به آنها تن داد بکاهد، آن هم در شرایطی که فاقد نفت و منابع معدنی و حتی خاک برای کشاورزی است!!
ما در ایران از منظر ایدئولوژیکی نگاهی تکلیفمدار به سیاست داریم که به پاشنه آشیل ما تبدیل شده است و طرفهای مقابل هم دست ما را خواندهاند زیرا میدانند ما چه برگههایی برای بازی در دست داریم از چنین منظری توجه به نتیجهی سیاستورزیها در اولویت نیست بلکه آنچه برخی از ادارهکنندگان کشور به آن اهمیت میدهند انجام تکالیف و اعلام موضع بر اساس استنباطی است که از جمعبندی شرایط دارند و چنین رویکردی دو گونه مورد داوری قرار میگیرد. از یک دیدگاه میتوان ایستادگی پرهزینه در برابر دنیای استکبار را قاطعیت و نماد هژمونی نظام اسلامی توصیف کرد و از دیدگاهی دیگر میتوان با اشاره به آمار و فهرست خسارتهایی که تاکنون در این مسیر پرداختهایم نگاهی تأملبرانگیز به آن داشت.
شاید در تمام ژاپن یک نفر هم پیدا نشود که کینهی آمریکاییها را به دل نداشته باشد و هر ساله هم تظاهراتی بر علیه آمریکاییها در سالگرد بمباران اتمی و استقرار پایگاه های نظامی و نوع رفتار سربازان آمریکایی در ژاپن صورت میگیرد اما این که آنها چگونه در جنگ اقتصادی انتقام گرفتند مهم است. اگر ما جنگ خود را اقتصادی میدانیم باید به الزامات جنگ اقتصادی که فرصتآفرینی و ایجاد فضا برای مانور سیاسی و دیپلماتیک است پایبند باشیم. کسی که اهل تدبیر باشد نگاهی درازمدت به تصمیمات سیاسی دارد مانند ژاپنیها که بالاخره انتقام خود را از آمریکا گرفتند.
کسی که از منظر اقتصادی به سیاست نگاه میکند به مذاکره نگاه ابزاری خواهد داشت و در دام ترس از داوریهای مبتنی بر تحلیلهای احساسی نمیافتد! باید پذیرفت در جهان کنونی سیاستی که توجیه اقتصادی نداشته باشد محکوم به شکست است خصوصاً در مقام رودررویی با کشورهایی که با سلاح تحریم به جنگ ما آمدهاند.
بیتردید دولتی که پشتوانهی مردمی داشته باشد هر تصمیمی بگیرد مورد حمایت مردم است لذا نباید از برخی سرزنشها بترسد و تلقی عقبنشینی از تصمیماتی که دوراندیشانه است داشته باشد. باید دید تعبیر ما از عقبنشینی چیست! گاهی باید با ملاحظه وضعیت نزولی ارزش پول ملی عقبگرد را حس کرد و با تاکتیک سیاسی برای رفع آن تلاش نمود. دشمنان جهانی و منطقهای ایران در حال حاضر ترجیح میدهند ایران اقداماتی را دنبال کند که به تنگ شدن دایرهی محاصرهاش میانجامد. شکی نیست که مردم ایران خواستار انتقام گرفتن از آمریکا به هزار دلیل هستند اما تشخیص این که باید به سبک تجربه شدهی خودمان انتقام بگیریم یا به سبک ژاپنیها و یا شیوههای قابل تأمل دیگر با ادارهکنندگان کشور است که باید نیم نگاهی به تاریخ هم داشته باشند!
نیاز به یادآوری نیست که مردم ظرف این چند دهه در مقام تحلیل عملکرد مسئولین نتیجهگرا شدهاند نه تکلیفگرا و همواره انتظار دارند که آثار سیاستورزیها را در زندگی خود مشاهده کنند. فراموش نکنیم مسئولین تنها میتوانند روی حمایت مردم حساب باز کنند نه همسایگان غربی و شرقی که خودشان با هزار مشکل دست به گریبانند و حتی قادر به بیرون کردن نیروهای خارجی از کشورشان هم نیستند و به سختی گروگان گرفته شدهاند. روسیه و چین هم دنبال منافع خودشان هستند. پس ما هم به دنبال منافع خودمان باشیم.
- شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸