سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
یک غصه از هزاران
در خبرها آمده بود که امامزادههای جعلی تخریب میشوند. البته اخبار منتشره پیرامون تخریب امامزادههای ساختگی و جعلی به همین یک مورد محدود نمیشود بلکه ظرف سالهای اخیر تاکنون گزارشهای متعددی پیرامون برخی سوءاستفادهها در این خصوص رسانهای شده که حساسیت افکار عمومی را برانگیخته و زنگ این پرسش را پیرامون خاستگاه اندیشگانی و عقیدتی بناهای مقدسه در جامعهی ما به صدا درآورده است. به عنوان مقدمه باید گفت از جمله وجوه تمایز ایران با بسیاری از کشورهای اسلامی این است که در شهرها و روستاهای ایران به غیر از مسجد که جایگاه تعریف شدهای در آموزههای اسلامی دارد، حسینیهها، فاطمیهها، قدمگاهها، تکیهها و تعزیهخانهها و همچنین امامزادهها نیز به عنوان محل تجمع و رجوع مردم برای برگزاری مراسم و آیینهای دینی و خصوصاً مذهبی مورد استفاده قرار میگیرند.
در زمان پیامبر اکرم(ص) مسجد تنها محلی بود که مردم در آنجا برای ادای نماز جماعت، رایزنی پیرامون امور مهم، سخنرانی، شنیدن اخبار جدید، فراخوان مردم برای شرکت در جهاد مورد استفاده قرار میگرفت. محل دفن پیکر آخرین فرستادهی الهی در منزل یکی از همسرانش که بعدها به بخشی از فضای عمومی مسجدالنبی تبدیل شد، همواره مورد احترام مسلمانان بوده و هست. ناگفته نماند که در زمان حیات پیامبر(ص) قبر حمزه عموی پیامبر(ص) که در غزوهی احد به شهادت رسید و همچنین محل دفن حضرت خدیجه همسر فداکار پیامبر که در شعب ابوطالب قرار داشت با وجود این که شخصیتهای بزرگ و مورد احترامی بودند، محل مراجعه مردم به شیوهای که اکنون رایج است نبود.
پس از واقعه جانگداز کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش، این مکان به کانونی برای ادای احترام به منزلهی تأیید بر حقانیت این حرکت، تبدیل شد و زیارت این مکان نماد مبارزه با خلفای اموی بود. بر همین اساس تدریجاً تکریم تمامی کسانی که راه آن حضرت را دنبال کرده با خلفای جور مبارزه نموده و به شهادت میرسیدند یا در غربت و تبعید و در حال مهاجرت وفات میکردند به بخشی از فرهنگ شیعیان تبدیل شد که ایرانیان در گسترش و نهادینه کردن این فرهنگ نقشی تعیینکننده داشتند. ناگفته نماند ایرانیان به دنبال خیزشهایی که با هدف مبارزه با زیادهخواهیها و تبعیضها و بدعتهایی که توسط خلفای اموی و عباسی صورت گرفت و نهضت شعوبیه و سایر نهضتها را موجب گردید با علویان به عنوان کسانی که هم با پیامبر(ص) خویشاوندی نسبی داشتند و هم با خلفای بنیامیه و بنیعباس بر سر ماهیت و وظایف جانشین پیامبر درگیر بودند همراهی کردند و در آن زمان خبری از رفتارهای بدعتآمیز و انتظارات غیرمتعارف از امامزادگان در میان نبود. هم اکنون نیز برخی رفتارهای مغایر با آموزههای دینی که شائبهی اثربخش بودن غیر از ارادهی خداوند در شفای بیماران و رفع گرفتاری حاجتمندان را به ذهن متبادر میکند با تلاش علمای متعهد و اسلامشناس در حال زدوده شدن است و افراد آشنا با جوهره دین به مناسبتهای گوناگون و با هدف پرهیز دادن مردم از رفتارهای ناپسند و همچنین دور ساختن تهمت رفتارهای شرکآمیز به شیعیان با صدای بلند در صدا و سیما و سخنرانیها تأکید میکنند که توسل به ائمه هرگز به معنای حاجت خواستن از آنها نیست و مخاطب اصلی حاجتمندان خداست و تنها اوست که میتواند شفادهنده و برطرفکنندهی مشکلات مردم باشد و نقش ائمه در این میان این است که مردم آبرومندی آنها در نزد خدواند را وسیلهی تقرب خود قرار میدهند. همچنین تأکید میکنند که هیچ کدام از ائمه در زمان حیاتشان نیز مدعی چنین کارهایی نبودهاند و خودشان نیز برای رفع حوائج شخصی به خداوند پناه میبردند. دعاهای اصیل و معتبر به یادگار مانده از ائمه نظیر دعای کمیل از امام علی(ع)، دعای عرفه از امام حسین(ع)، مناجات امام سجاد در صحیفه و … نشان میدهد که ائمه چگونه با خضوع و فروتنی و اظهار عجز و لابه به درگاه خداوند دعا میکردهاند.
دانستن همین واقعیتهای غیرقابل انکار توسط مردم عادی کافی است که بساط سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم به تدریج جمع شود.
با مرور نقش بقاع متبرکه در شهرها و روستاهای ایران متوجه میشویم که ایرانیان به صورت زیرپوستی به موازات ابراز ارادت به خاندان پیامبر(ص) اهداف مبارزاتی خود را نیز با هدف استقلال از دستگاه خلافت دنبال میکردند که تداوم این جریان به همآغوشی ملیت و مذهب در این سرزمین انجامیده است به طوری که توانستند زیر سایهی تشیع بسیاری از میراثهای کهن فرهنگی خود را حفظ کنند. جلوهگری هنر ایرانی اعم از معماری، حجاری، خطاطی، نقاشی، منبتکاری و آینهبندی و طلاکاری ضریح امامان و امامزادگان به سبک هندوها و چینیها روایتگر درآمیختگی فرهنگ و مذهب و ملیت و میراثهای تاریخی شرقی است. علاقهی ایرانیها به اظهار ارادت نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) تا جایی بود که به شایعهی جابجایی پیکر امام علی(ع) توسط ابومسلم خراسانی از نجف به مکانی در بلخ دامن زدند که بعدها به مزار شریف و مسجد کبود معروف شد.
اما داستان علاقمندی ساکنان یک منطقه به داشتن امامزاده صرفاً به اظهار ارادت و حاجتخواهی محدود نمیشود بلکه چون وجود امامزاده در یک مکان دستاوردهای زیادی دارد، گاهی مردم را به تأسیس و احداث آن بدون هیچ مدرک و سندی وامیدارد.
اول این که وجود امامزاده به ایجاد حرم و فضای پیرامونی و ساخت بنای بلند و زیبا و فضای داخلی زینت داده شده و غرس درختان و وقف املاک پیرامونی و تقدس و امنیت محیط منجر میشود و ساکنان یک روستا ناگزیر نیستند که برای ادای نذورات به روستاهای مجاور و احتمالاً رقیب بروند ثانیاً کمتر امامزادهای در ایران پیدا میشود که تا شعاع معینی از فضای پیرامونی آن آباد نشده باشد. استفاده از بنای امامزادهها به عنوان محل تدریس، تدفین مردگان، ادای نذر، گردهمایی، تعزیه، تبرک جستن، عهد بستن، قسم خوردن، اعتکاف، امان جستن، پناه بردن به فضای قوسی شکل و گنبدی آن در حالات پریشانی و جستجوی آرامش به دور از غوغای زندگی نشان میدهد که محروم بودن از چنین امکاناتی اهالی یک شهرستان و روستا را ناگزیر به رفتن به نقاط دیگر که امامزاده درست کردهاند میکند. نباید از نظر دور داشت که جایگاه امامزادگان از لحاظ مراتب فضل و درجهی مجاهدت نیز با وجود فراوانی تعدادشان یکسان نیست و برخی صرف این که شجرهی آنها از طریق فرزندان ائمه به حضرت فاطمه زهرا(س) و از طریق ایشان به پیامبر(ص) میرسد مورد تکریم قرار میگیرند. یادم میآید زمانی آقای قرائتی در صدا و سیما مطرح کرد که حتی کسانی که مادرشان هم سید است، سید به حساب میآیند که در این صورت بخش زیادی از جمعیت ایران و ساکنان بلاد اسلامی سید حساب میشوند که البته محاسبات فعلی را درهم میریزد. جالب اینجاست که برخی از مردم به تأسی از یک سنت باستانی حتی روزهایی خاص را برای بروز توانایی امامزادگان به منظور شفا دادن و قبول درخواست در نظر میگیرند و در مواردی حتی شیوهی درخواست از یک امامزاده و نحوهی ادای نذر و نوع آن را هم در حاجت روایی دخیل میدانند که هیچ پایه و اساس اسلامی ندارد زیرا بر اساس آموزههای اصیل دینی خداوند همواره و در هر مکان و هر ساعت از شبانه روز در دسترس است و از رگ گردن به ما نزدیکتر است و بدون محدودیت مکانی و زمانی میتوان با خدا سخن گفت و تنها شرط قبولی دعا اخلاص، شایستگی دعاکننده و صلاحدید خداوند است ضمن اینکه هر انسانی نیز باید در جهت قبولی دعای خود تلاش نماید.
پرواضح است که تفهیم آموزههای دینی برای اصلاح برخی رفتارهای رایج در بین عامه مردم به این سادگی نیست و با وجود دستاوردهای گوناگونی که یک امامزاده میتواند برای اهالی یک روستا داشته باشد بعید نیست که حتی در قلهی یک کوه هم مبادرت به ساخت امامزاده کنند و عدهای سودجو و عوامفریب نیز به دنبال کیسه دوختن برای اعتقادات بیشائبهی مردم باشند و در کنار صدها دغدغه و هزاران غصهای که مردم دارند غصهی امامزادههای جعلی هم جا خوش کند و بر اساس خوابهای عجیب و غریب، هر روز شاهد افزایش تعداد امامزادهها و قدمگاهها باشیم که البته سازمان اوقاف نیز بیکار نمینشیند و برای حفظ شأن امامزادههای دارای سند تاریخی، ضمن تخریب امامزادههای جعلی از ساخت امامزادههای جدید نیز جلوگیری خواهد کرد!
- شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی”