سرمقاله
محمد عسلی
جنگ اقتصادی یا جنگ نظامی
«جنگ، جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات است…»
این سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی در آغاز جنگ تحمیلی است آن زمان که صدام حسین رهبر معدوم عراق جنگی نظامی و تمام عیار را بر علیه ایران آغاز کرد به تصور اینکه برنده جنگ خواهد بود و میپنداشت شرایط و موقعیت ارتش ایران به گونهای است که حریف ارتش مکانیزه و تا دندان مسلح عراق نیست.
جنگ عراق بر علیه ایران ۸ سال به صورت فرسایشی به طول انجامید و طرفین خسارتهای مادی و انسانی بسیاری را تجربه کردند و کار به جایی رسید که امام(ره) فرمودند:
«این جام زهر را مینوشم…» و نهایتاً به قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت منجر شد.
در آن زمان تصور عمومی آن بود که ایران از این جنگ بهرهای نبرد و صدام نیز به اهداف خود نرسید. اما زمانه و گردش روزگار به گونهای چرخید که حال و روز صدام و شرایط عراق بعد از حمله آمریکا به آن کشور را هم اینک شاهدیم که اگر ایران به کمک عراق نمیشتافت داعش سرتاسر عراق و شام و هم یمن و لبنان را در اختیار میگرفت و به یک قدرت خونخوار منطقهای تبدیل میشد که ایران هم از تجاوزات و اهداف شوم آن در امان نبود. یکی از نتایج مثبت جنگ تحمیلی همین تجربه جنگی و تجهیزاتی بود که به کمک کشورهای مظلوم در آمد.
اینک از پس آن همه سالهای تهدید و تحریم و جوسازیهای سیاسی و خسارتهای اقتصادی، ایران به یک قدرت منطقهای تبدیل شده که نه فقط قویترین و مجهزترین ارتش خاورمیانه را در اختیار دارد بلکه به لحاظ سیاسی و فرهنگی یکی از تأثیرگذارترین کشورهای جهان به حساب میآید به گونهای که اگر آمریکا توانست بیمهابا و با ضربالاجل به عراق حملهور شود و رژیم صدام را براندازد برای حمله به ایران علیرغم اینکه ۴۰ سال است گزینه نظامی را روی میز دارد جرأت حتی شلیک یک گلوله را از خود بروز نمیدهد.
این سخن بدان معنی نیست که ارتش ما به لحاظ تجهیزات نظامی از آمریکا قویتر است بلکه معنی آن این است که برنده جنگ صرفاً تجهیزات نظامی و نفرات بیشتر نیست زیرا صدام در آغاز جنگ تحمیلی و در اواسط آن از موشکهای با برد بلند و تجهیزات نظامی بیشتر برخوردار بود و تحریم هم نداشت اما در برابر ارتش، بسیج و سپاه و نیروهای داوطلب ما کاری از پیش نبرد و جنگ تحمیلی در اتحاد و انسجام ما از هر مذهب و قوم و قبیله و زبان حرف اول را زد و فکر و اندیشه همه مردم و سیاسیون و احزاب و گروهها متوجه جنگ نتایج و شرایط آن بود.
اینک که ترامپ با رجزخوانی و صفآرایی ارتش و تجهیزات پیشرفته نظامیاش در دریای عمان و پایگاه نظامیاش در کشورهای منطقه تصور ترساندن مردم ایران را در سر میپروراند و بر این باور است که جنگ با ایران جنگی نیست که بتواند برنده آن باشد دم از مذاکره میزند و منتظر تلفن است تا شاید بتواند از این مخمصه خودساخته بیرون آید زیرا اگر ایران تن به مذاکره ندهد گزینه دیگری غیر از جنگ ندارد. خواه جنگ اقتصادی باشد خواه نظامی.
و اما بعد:
ایران چهل سال است که در جنگ اقتصادی با آمریکاست و از حالت تدافعی خارج شده به حالت تهاجمی دست زده است.
اگر جنگ تحمیلی توانست به ما تجربهای بیاموزد که امروز با داشتن ارتش و سپاه مجهز و آماده به کار ترس در دل آمریکا و متحدان منطقهایاش بیاندازیم که مدام دعوت به مذاکره کنند جنگ اقتصادی هم توانسته است به نحوی به مردم و دولت ما مصونیت بخشد که در مقابل تورم، گرانی، تحریم و جوسازیهای مسموم دشمن بایستیم و تحلیلگران سیاسی و دشمنان را ناکام گذاریم و صرفاً تکیه به فروش نفت نکنیم.
ما ۴۰ سال است که از رسانههای دشمنان میشنویم که انقلاب ایران در حال نابودی است و نظام جمهوری اسلامی هم در حال فروپاشی است اما سال به سال انقلاب و نظام را قویتر میبینیم هر چند انقلاب و نظام سیلیهای زیادی از خائنان به ملت و مملکت خوردهاند اما از نفس نیفتادهاند این سخن بدان معنی نیست که نظام و انقلاب ما آسیبپذیر نیست تاریخ گواه این واقعیت است که هر قدرت و نظامی در شرایطی میتواند آسیبپذیر باشد تا وقتی که مردم پشت سر نظام باشند و انقلابشان را حفظ کنند هیچ قدرت خارجی قادر به سرنگونی آن نیست.
تا به امروز مردم ما علیرغم دردها و ناکامیها و فشارهای اقتصادی و سیاسی خواسته و توانستهاند کشور، انقلاب و نظام حاکمیتی خود را حفظ کنند و در یک خط موازی با حاکمیت اولویتها را به جان بخرند.
اما جنگ خواه جنگ نظامی باشد و یا جنگ اقتصادی قادر نخواهد بود در صفوف متحد مردم ما خللی ایجاد کند. آنچه خطر است و مردم را به مطالبهگری از حاکمیت ترغیب میکند فساد اقتصادی، فساد اداری و ندانمکاری بعضی مدیران، اشرافیگری و فاصلههای طبقاتی است زیرا هیچ یک از آنها در اهداف اولیه انقلاب اسلامی نبوده و برعکس مردم ما برای برخورد با آنها قیام کرده و به انقلاب رسیدهاند.
مقابله با فساد تنها وظیفه دولت نیست بلکه به واقع مردم هستند که میتوانند با آن مقابله کنند و اجازه ندهند که علفهای هرز در کشتزارهای سبز و خرم رشد کنند و آنها را در محاصره گیرند.
نقطه ضعفی که دشمنان ما بالجمله آمریکا و رسانههایش روی آن انگشت گذاشته و مدام در گوش ملت نجوا میکنند و بعضاً فریاد میکشند بهانههایی است که از فساد اداری و تشکیلات اقتصادی در اختیار دارند و شعارها و سخنان بیجایی که نتیجهای به بار نیاورده و صرفاً نردبان ترقی عدهای فرصتطلب شده است.
مدیریت افکار عمومی امروز برای دولتهایی مانند دولت آمریکا کار سادهای است آنها توانستند در کشورهای عربی مردم را به صحنه و خیابان آورند و به اصطلاح تغییر و انقلاب آنان را مدیریت کنند و باز آنها را ناکام به خانههایشان باز گرداندند. در مصر، تونس و لیبی همین کار را کردند. قصد داشتند در سوریه، یمن و عراق هم به همین نتیجه برسند اما با وجود ملت ایران نتوانستند.
اینک ترامپ دولت و ملت ایران را تروریست میخواند و به بهانه مقابله با تروریسم قصد دارد افکار عمومی ملتهای جهان را تحت تأثیر قرار دهد اما غافل است از آنکه بخش عمدهای از ملت و نمایندگان کنگره و مجلس سنای آمریکا چنین عقیدهای ندارند و او را در این کارزار حمایت نمیکنند چه رسد به سایر کشورهای دیگر.
و اما بعدتر:
اگر دولت ترامپ خواهان مذاکره است نخست باید دوازده پیششرط عنوان شده را از پیش رو بردارد و در خروج خود از برجام تجدیدنظر کند سپس همانند دو کشور عادی بدون توپ و تشر و تهدید بر سر میز مذاکره حاضر شود.
مذاکره به واقع یک معامله است که دو طرف دارد. معاملهای که میتواند بین دو کشور روابط عادی تجاری و سیاسی برقرار کند مثل رابطه سیاسی و تجاری و فرهنگی ایران و روسیه و یا سایر کشورهای دیگر مانند چین.
دوران ارباب رعیتی تمام شده و حتی در یک روستا هم امروز خان و خانبازی را روستاییان پذیرا نیستند.
در عصر بیداری ملتها دیگر آمریکا نمیتواند در ایران یک محمدرضا شاه دیگر بر سر کار آورد و اگر توانسته در کشورهای عربستان، امارات، بحرین و امثالهم برای خود جای پای محکمی پیدا کند نشانه ضعف امیران و حکام آنهاست که قادر نیستند موقعیت و کرسی امیری خود را حفظ کنند لذا دست به دامان اجانب شدهاند.
ایران امروز نه تنها در چنین شرایطی نیست بلکه برعکس به عنوان ناجی ملتهای محروم و مظلوم قد علم کرده و در این راه پرفراز و نشیب به موقعیتهای شایان توجهی هم رسیده است. آمریکا از این بیم دارد که موقعیت غارتگری و چپاول خود را در منطقه از دست بدهد و متأسفانه کشورهای همسایه مخالف با انقلاب ایران هم نمیدانند که یک ایران مقتدر که قصد باجخواهی از آنها را ندارد بهتر از حامی کوزهداری است که آنها را به قمار تمام نشدنی فرا خوانده و هر چه بیشتر میبازند آنها را به قماری دیگر دعوت میکند.
ایران امروز نه از جنگ اقتصادی هراسی دارد نه از جنگ نظامی که کشورهای نفتخیز همسایه به شدت از هر دوی آنها میترسند و این ترس نشانه عقلانیت آنها نیست بلکه نشانهای از وابستگی و ضعف آنهاست زیرا هر آنچه درو میکنند به آسیاب آمریکا میریزند.
والسلام
- سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱ خرداد ۱۳۹۸