سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
محرومیت از یک نعمت
تجربهی شیوهی متفاوتی از پیشوایی مردم در زمان خلافت علی(ع) منشأ داوریهای گوناگون و گاه متضاد پیرامون سبک حکومت در این بازهی زمانی تقریباً پنج ساله قرار گرفته است. متأسفانه اینکه ایشان در چه شرایطی پیشوایی مسلمانان را عهدهدار شد در داوریها کمتر مطمح نظر بوده است. ناگفته پیداست که قبول مسئولیت در شرایط بحرانی و بیثباتی و تراکم مطالبات آن هم با حکمرانی به صورت مشروط، کار بسیار دشواری است؛ خصوصاً اینکه خلیفهی جدید تعیین شده پس از وقوع آشوبی که به قتل خلیفهی سوم منجر گردیده، برای تصمیمگیری بر اساس تشخیص خود با مشکلات زیادی مواجه است. برخی تلاش میکنند تنها و تنها به دنبال دلیلی مبتنی بر تقوا و دنیاگریزی آن حضرت برای توجیه بیرغبتی ایشان به قبول مسئولیت باشند در حالی که به موازات وجود چنین حقیقت غیر قابل انکاری نباید از نابسامانی اوضاع که خطر پذیرش مسئولیت در آن شرایط را بالا میبرد غافل بود. مشکلات اساسی که علی(ع) خود را در صورت پذیرش مسئولیت با آن مواجه میدانست کم نبودند از جمله اینکه در طول خلافت ۳ تن از خلفای راشدین سرزمینهای زیادی با قومیتها، زبانها و فرهنگ و آداب و جغرافیای گوناگون به تصرف مسلمانان درآمده بود که طرح و برنامهای فراخور اداره این امپراتوری بزرگ وجود نداشت، ضمن اینکه نحوهی تقسیم غنایم حاصل از جنگها از یک سو و تعیین امیر و فرمانروا برای شهرهای گوناگون از دیگر سو به چالشی بزرگ تبدیل شده بود که ضمن مغایرت با اصل شایسته سالاری، با رویکردهای مبتنی بر قبیلهگرایی همراه بود و در خوشبینانهترین حالت بر اساس میزان نزدیکی با پیامبر(ص) در خویشاوندی و همچنین مجاهدت در جنگها استوار بود و فریادهای علی(ع) که میفرمود شما باید پاداش مجاهدتها و همراهیهای خود را از خداوند بگیرید و برای قبول مسئولیت باید شایستگی داشته باشید به گوش کسی نمیرفت! مسئلهی بعدی این بود که هم کسانی که اسلام را با هدف چشیدن طعم عدالت و تحقق وعدههای قرآنی پذیرفته بودند و هم کسانی که زیر سایهی شمشیر و یا به خاطر گریختن از زیربار پرداخت جزیه مسلمان شده بودند، چشم به تغییرات اساسی داشتند و روزشماری میکردند تا نتیجهی مسلمانی خود را ببینند. تبدیل شدن برخی از صحابه اعم از مهاجرین و انصار و خصوصاً فرزندان و آقازادههای آنها به اشراف و صاحبان ثروت و تلاش آنها برای دخالت در روند امور با هدف تثبیت موقعیت خود، ادارهی چنین سرزمین گستردهای را دشوار ساخته بود. درآمد حاصل از مالیاتها، جزیهها و غنایم سرزمینهای تصرف شده در محل خود هزینه نمیشد و پیشروی لشکریان در مناطق دوردست هیچ تناسبی با ظرفیتهای اداری و ساختارهای موجود آن زمان نداشت و هزینه ی اداره ی سرزمین های اسلامی روز به روز بالا میرفت.
از همه تأسفبارتر احیای برخی رسومات بر جای مانده از دوران جاهلیت که سر در آبشخور تفاخرات قبیلهای داشت با تازه شدن زخم کینههای تاریخی دست به دست هم داده و زمینه را برای فتنهانگیزی و دامن زدن به جنگهای انتقامجویانه مهیا میساخت.
از همهی اینها گذشته، کسانی که به علی(ع) برای ناگزیر کردن ایشان به قبول خلافت هجوم آوردند، اغلب شناخت درستی از دیدگاههای وی و درجهی بالای فهم او از اسلام نداشتند و تنها هدفشان این بود که ایشان به عنوان جانشین خلیفهی سوم، وعدههای تحقق نیافته خلیفه مقتول را عملی کند و در عین حال از چارچوبی که خلفای اول و دوم برای ادارهی امور تعیین کرده بودند نیز عدول نکند. مسئلهی بعدی این بود که از دید برخی از نزدیکان و اصحاب پیامبر(ص) مخالفت با عثمان به معنای موافقت با علی(ع) تحت هر شرایطی نبود کما اینکه عدهای بعدها خواهان تشکیل شورایی برای تعیین خلیفه شدند و جنگ جمل را به راه انداختند. اینجاست که میتوان به تلاش هدفمند علی(ع) برای جلوگیری از قتل عثمان پی برد چون میدانست که برقراری نظم و ادارهی امور به دنبال چنین آشوبی دشوار خواهد بود و اصلاح ویرانیها نیز نیازمند گذشت زمان و تغییر رویهای بود که طی سالها تداوم داشت.
جدای از این مسایل، تعیین قضات و حکام جدید و تغییر امیران قبلی مناطق و شهرها به دلیل ریشه دوانیدن قدرت نفوذ آنها به طرق مختلف در میان مردم هزینهبر بود به طوری که میتوان گفت هر سه جنگ جمل، صفین و نهروان که به پراکندگی امت اسلامی و ظهور فرقه ها و مذاهب رنگارنگ بیش از پیش دامن زد، به همین موضوع باز میگشت. نباید از نظر دور داشت درکی که به دنبال رونق مباحث کلامی از امامت و پیشوایی به وجود آمد و معطوف به شایستهسالاری بود و هم اکنون یکی از اصول مذهب شیعه تلقی می شود در آن زمان وجود نداشت و تعداد طرفداران واقعی علی(ع) به پنجاه نفر هم نمیرسید.
در واقع علی(ع) که خود از نسل اول مهاجران و ایمانآورندگان است و به تعبیری پیشاهنگ السابقون است در زمان پذیرش مسئولیت پیشوایی مسلمین با مردمی متشکل از چند نسل با مطالبات گوناگون و گاه متضاد مواجه است به طوری که گاه اجازه نمیدهند ایشان بر اساس تشخیص خود عمل کند و گاه او را ناگزیر به اتخاذ تصمیمی میکنند و پس از وقوف بر خطا بودن تصمیم او را دعوت به توبه میکنند و از همه بدتر اینکه عدهای به دنبال سهمخواهی به دلیل قرار داشتن در صف اصحاب پیامبر(ص) هستند و عدهای تنها به دلیل اینکه پیامبر را به چشم دیدهاند، به نقل حدیث میپردازند به طوری که اگر بخواهیم به زمان بندی هزاران حدیث برجای مانده از آن زمان بپردازیم ، عمر پیامبر به چند هزار سال میرسد. احادیثی که اغلب با آیات قرآنی نیز همخوانی ندارد! در زمان خلافت علی(ع) بازار نقل حدیث بسیار گرم است و صحابهی پیامبر بودن یک امتیاز درآمدزا محسوب میشود و جالب این است که همه ناقلان حدیث هم مدعی هستند که فلان مطلب را به گوش خود از زبان پیامبر شنیدهاند و این مسئله برای نسلی که پیامبر را به چشم ندیده بودند جذابیت زیادی داشت.
این واقعیتهای تلخ تاریخی نشان میدهد که الگو برداری از گذشته چه دشواریها و پیچیدگیهایی دارد و اصولاً بین درس گرفتن از گذشته و الگوبرداری از آن تفاوت زیادی وجود دارد زیرا ابهامات تاریخی فراوان از درجهی اعتبار داوریها میکاهد. شما اگر به منابع مختلف مراجعه کنید هر کدام آماری متفاوت از تعداد کشتهشدگان جنگ جمل، صفین و نهروان ارائه میدهند که برای افراد آشنا با فنون نظامی که میدانند تجهیز و تغذیه و ادارهی چنین لشکریانی چقدر دشوار است پذیرفتنی نیست. مسلما بسیاری از افراد به دنبال اهداف ویژهی خود از این آمار هستند!
اینجاست که درمییابیم صواب شرح و فهم دلایل تاریخی مظلومیت علی(ع) به مراتب بیشتر از صواب گریه بر شهادت آن حضرت است در واقع بصیرتی که می تواند کارکردی راهبردی و الهام بخش داشته باشد از فهم صحیح ماجراهای تاریخی حاصل میشود نه تکیه بر یک برش تاریخی که تنها بخشی از جورچین رویدادهاست. شاید ترس موهوم از نزدیکی به واقعیتهای تاریخی که رعایت بسیاری از ملاحظات را به دنبال دارد، مانع از نضجگیری چنین جریانی باشد. هر چه هست ما هم اکنون بیش از همیشه به مرور جزء به جزء رویدادهای تاریخی و نگاه زیر پوستی به رفتارهای مبتنی بر شرایط متفاوت که از شخصیت های مطرح تاریخی در نیم قرن اول هجری سرزده نیازمندیم . بی گمان تصویری که علی(ع) در نهج البلاغه از خود ترسیم می کند به دلیل نزدیکی زیادی که به شخصیت واقعی ایشان دارد کمک خوبی برای چنین نگاهی باشد.
- دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ خرداد ۱۳۹۸