سرمقاله
محمد عسلی
مردم از حاکمیت چه میخواهند ؟
امام علی(ع) میفرماید: «نعمتان مجهولتان، الصحه و الامان»
[دو نعمت ناشناختهاند، سلامتی و امنیت]
اگر دولت به همین دو وظیفه عمل کند که در قانون اساسی هم به تفسیر و تدوین آمده بسیاری از مشکلات مردم حل میشود. هر چند اقداماتی شده اما کافی نیست زیرا سلامت را به دو دسته تقسیم کردهاند، سلامت تن و سلامت روان.
سلامت تن در گرو غذای خوب و کافی، کار و تلاش، ورزش، تفریح، بهداشت و درمان و امید و شادمانی است.
سلامت روان نخست در گرو سلامت تن است و بعد از آن نیازمند آرامش.
زندگی بدون اضطراب و دلشوره و بدون خشونت و سختورزی موجب امنیت خاطر میشوند و عبادت و بندگی باورانه و بدون ریا این آرامش را لطیف کرده، استمرار میبخشد.
و اما امنیت نیز هر چند یک مفهوم کلی است، اما به دو دسته تقسیم میشود.
نخست امنیت جانی و دوم امنیت روانی.
امنیت جانی با نظاممندی، قانونمداری، فقرزدایی، پیشگیری از جرائم و فرهنگسازی به منظور اصلاح رفتار با تکیه بر اخلاق، فرهنگ، سنت و عقلانیت میسر است.
امنیت روانی زمانی در جامعه نهادینه میشود که امید به زندگی، فرصتهای شغلی مناسب و دلخواه و آموزش و پرورش کارآمد و انسانساز احساس شود، احساسی که به هر کس بقبولاند که میتواند استعدادها و خلاقیتهای خود را بروز دهد و زمینه رشد و بالندگی آن فراهم باشد.
مهمترین رکن امنیت روانی امنیت و ثبات شغلی است زیرا هر آنچه امنیت جانی و روانی را به خطر میاندازد صرفاً جنگ، بلایای آسمانی، خشکسالی، تهدیدهای دشمنان خارجی، عدم ثبات ارزش پول ملی، بیکاری، ولنگاری، اعتیاد، طلاق و مفاسد و مصائب اجتماعی دیگر نیست. بلکه هر آنچه این و دیگر ناملایمات و سختیها از آن ساطع میشود، سیاستگذاریهای ناصواب، اقتصاد بیمار، مدیران ناکارآمد و سوءاستفادهچی، فرصتطلبان کارگزار یا کارگزاران فرصتطلب است.
و اما بعد:
هر چند ایران عزیز ما امروز از امنیت بالای نظامی و امنیتی به معنای اخص آن برخوردار است به گونهای که مقتدرترین کشور نظامی و اقتصادی جهان ریسک حمله به ایران را علیرغم میل باطنیاش نمیپذیرد. اما آنچه دولت و حاکمیت میباید به آن توجه کند و به منظور تحقق آن برنامهریزیهای عالمانه و کارشناسانه داشته باشد یک اقتصاد پویا و کارآمد است که متأسفانه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، کم و بیش از آن بهرهمند نبودهایم.
اقتصاد سالم اقتصادی است که بتواند ارش پول ملی را حفظ کند، نرخ بیکاری را کاهش دهد، امنیت شغلی ایجاد کند، نوسانات شدید ارز را کنترل کند و به گونهای نظارت نماید که از تعطیلی کارگاهها و کارخانجات پیشگیری گردد.
اقتصاد سالم اقتصادی است که بتواند بانکها را امانتداران سرمایههای مردم کند و به آنها اجازه ندهد برای سودآوری بیشتر با سرمایههای مردم به هر کاری دست بزنند.
اقتصاد سالم اقتصادی است که اگر نمیتواند به عنوان یک اقتصاد اسلامی بدون ربا در شرایط کنونی پویا و فعال باشد حداقل اقتصادی را تعریف کند که به لحاظ محتوایی قابل کنترل باشد و خلاف باورها و انتظارات مردم عمل نکند.
متأسفانه مهمترین عامل ناکافی و ناکامی اقتصاد ما ضعف مدیریتهای فامیلی و محفلی است که در چنبره سلایق شخصی و اظهارنظرهای غیرکارشناسانه گرفتار است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم به داد و ستدهای تجاری و فرهنگی با کشورهای دیگر الزام داریم. زیرا به هر اندازه در خودکفایی موفق باشیم باید معیارهای اقتصادی را در صادرات و واردات رعایت کنیم.
امروز هیچ کشوری، حتی آمریکا و کشورهای صنعتی اروپا بینیاز از دیگر کشورها برای واردات کالاهای مورد لزوم نیستند.
اگر برای جذب سرمایهگذار داخلی و خارجی، شرایطی فراهم نکنیم که ریسک سرمایهگذاری را در شرایط تحریم بپذیرند رغبتی برای سرمایهگذاری و ایجاد کارخانجات و مؤسسات خدماتی و کشاورزی ایجاد نمیشود.
بخشی از اقتصاد امروز در بعضی موارد در قالب فقه نمیگنجد. چه فقه پویا باشد چه فقه سنتی. این سخن بدان معنی نیست که خلاف اسلام عمل کنیم و مقال آن بایستیم، آنچه اسلام از ما میخواهد محتواست و میزان سلامتی که از آن بیرون میآید.
قوانین اسلام با دروغ، ریاکاری، رباخواری، کلاهبرداری، اختلاس، ارتشاء و بسیاری جرائم دیگر رابطهای ندارد و آنها را منع کرده است.
اقتصاد مقاومتی زمانی جان میگیرد که این سدهای مانع را با فرهنگسازی از پیش رو برداریم.
اقتصاد مقاومتی دو بخش دارد. بخش اول افزایش تولیدات داخلی با کیفیت خوب و مناسب و بخش دوم فرهنگسازی و ترغیب ایرانیان برای خرید و مصرف آن تولیدات است به نحوی که اگر تبلیغ کردیم ایرانی جنس ایرانی بخر هر ایرانی به این گفته و شعار پایبند باشد.
مشکل عمده ما در آموزش و تربیت نیروی انسانی برمیگردد به روشها و اهداف آموزش و پرورش چه در مدارس و چه در دانشگاهها، زیرا بیش از نیم قرن است، تمام صاحبنظران تعلیم و تربیت بر این مطلب اصرار میورزند که زمان معلممحوری و تکیه بر حافظه گذشته است و باید هر آنچه آموزش داده میشود به تجربه و فهم در آید و دانشآموختگان عملاً باید بتوانند هر آنچه فرا گرفتهاند را نشان دهند. اما متأسفانه در به همان پاشنه میچرخد و علیرغم تلاشهای بسیار اتفاق جدیدی نیفتاده است.
نتیجه آنکه تمامی مدیران و نیروهای انسانی اعم از کارگر، معلم، مهندس، دکتر، کشاورز و غیره از همین مدارس و دانشگاهها فارغالتحصیل شدهاند که بیشتر فرهنگ شفاهی را تبلیغ میکنند و به ندرت دست به کار عملی میزنند و باید آنقدر آزمون و خطا بکنند تا در همان اداره یا وزارتخانه جا بیفتد که بعد از کسب تجربه به دلیل تغییرات سیاسی در دولتها و جناحهای مختلف به سایه میروند و جای خود را به یک تازه وارد دیگر میدهند.
ثبات شغلی نه فقط ایجاد امنیت روانی و شغلی میکند. بلکه نتیجه و حاصل بهتری از کار و تلاش را به همراه دارد.
یکی از دلایل فرار دانشآموختگان ما به کشورهای دیگر صرفاً برای کار نیست بلکه آنها بیشتر به دنبال قدرشناسی و حفظ نخبگان هستند و احساس امنیت شغلی.
و اما بعدتر:
مردم قهرمان، صبور، شجاع و بینظیر و همیشه در صحنه ما علیرغم تمامی فشارها و سختیهای معیشتی از مسئولان همان میخواهند که در مقدمه این مقال آمد. سلامتی و امنیت خاطر که ذکر آن رفت.
دولت و مسئولان ما میباید عملکرد گذشته خود و دیگران را مرور کنند و پشت سر را نگاه کنند ببینند چه کمکاریها، اشتباهات و انحراف از معیارهای قانونی اساسی داشتهاند باز گردند، اصلاح کنند، موانع را از پیش روی بردارند و از منابع موجود به نفع مردم و منافع ملی برنامهریزیهای منطقی، روزآمد و عالمانه داشته باشند.
نخست باید سازماندهیهای اداری را ضابطهمند کنند و حتی برای انتخاب یک وزیر به توصیه این و آن توجه نکنند. بلکه ملاک و معیار را توانمندیهای علمی، اخلاقی، تجربی و اخلاص در عمل قرار دهند و از این تصور بیرون آیند که فقط یک گروه با سابقه مدیریتی با هر سن و سالی قادرند بار سنگین مسئولیتهای کلیدی را بر دوش کشند.
این همه نیروهای جوان پرانرژی نباید در پشت میزهای کامپیوتری دل مشغول فضاهای مجازی باشند که حتی در سنین جوانی قادر به استفاده بدنی مطلوب برای راه رفتن هم نباشند.
به اندازه کافی واعظ، ناصح، مداح و سخنران تربیت کردهایم اما بسیاری از آنها نه واعظ خوب و نه مداح خوبی هستند همه ما باید خود را در محک آزمونی سخت قرار دهیم تا به این جمله معروف امام علی(ع) برسیم که نعمتان مجهولتان الصحه و الامان
والسلام
- جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۸ خرداد ۱۳۹۸