• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۸ خرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
داغ طرح‌های نیمه تمام
اهالی رسانه با مشاهده‌ی طرح‌های نیمه تمام به یاد اعتبارات جذب نشده، خوردن کفگیر هزینه به ته دیگ بودجه، رفت و آمد مسئولین، لجبازی‌های جناحی، اختلاف سلیقه، غیرکارشناسی بودن طرح‌ها، موازی‌کاری‌ها، ناهماهنگی بین نهادها، خرج‌تراشی‌های جدید، مدیریت غیر واحد شهری، تغییر رویه، جابجایی اولویت‌ها، اشکالات فنی و مهندسی و ضعف نظارت مدیران بالادستی می‌افتند.
تصور نشود که وقتی از طرح‌های نیمه تمام سخن می‌گوییم صرفاً ساخت و سازهای قابل رؤیت در سطح شهر را مد نظر داریم. خیر، در این مملکت گل سنبلی الی ماشاءالله شاهد طرح‌های نیمه تمام هستیم که برخی هنوز به فرجام نرسیده، زنگ آغاز طرحی دیگر به صدا درمی‌آید. نظام آموزش و پرورش و دانش‌آموزان و معلمان بلاتکلیف داغ چندین طرح تحول آموزشی را بر پیشانی دارند که هیچکدام هم به سامان نرسیده است. ظرف چند دهه‌ی گذشته تاکنون چندین طرح برای تأمین مسکن بی‌خانمان‌ها در مجلس و دولت پیشنهاد و دنبال شد اما حکایت همچنان باقی است. نه این که اتفاقی نیفتاده باشد. اتفاقاً چند روز پیش یکی از مسئولین با صدای بلند اعلام فرمود که در ایران معادل ۹۱ میلیارد دلار خانه‌ی خالی وجود دارد یعنی ۱۱ درصد خانه‌ها در ایران بلااستفاده است بلااستفاده یعنی طرح احداث خانه که هدفش سکونت بی‌خانمان‌ها بوده به هدف خودش نرسیده! وجود هزاران تحصیلکرده‌ی بیکار یعنی یک طرح نیمه تمام دیگر. اتمام ظاهری یک طرح و عدم دستیابی به اهداف تعیین شده برای آن یعنی طرحی نیمه تمام. کنفرانس‌ها و جشنواره‌هایی که جز هزینه‌تراشی دستاوردی ندارند یعنی طرح‌های نیمه تمام.
هر زمان که سیلی می‌آید یا زلزله‌ای حادث می‌شود و آتش‌سوزی به وقوع می‌پیوندد کارشناسان برای فرو نشاندن آتش خشم مردم دست به آب می‌شوند و طرحی برای مستحکم‌سازی، دور کردن ساخت و سازها از حاشیه‌ی رودخانه‌ها و ایمن‌سازی ساختمان‌ها و مراقبت از جنگل‌ها ارائه می‌کنند و اغلب این طرح‌ها تا حوادث بعدی کم کم از اولویت می‌افتد و خاک می‌خورد زیرا به دنبال هر واقعه‌ای، اولویتی جای خود را به اولویتی دیگر می‌دهد.
در همین شهر خودمان جاده‌ای خاکی و حفاظ پیرامونی آن که بخشی از طرح برجای مانده از تونل‌های دوقلوست (کوهسار مهدی) ناتمام مانده و به نماد بلاتکلیفی در این شهر تبدیل شده است، اتمام چنین طرحی زمانی محقق می‌شود که مردم تمامی اهداف پیش‌بینی شده برای آن که کاهش بار ترافیکی و تسهیل دسترسی‌ها باشد را تحقق یافته احساس کنند.
در جامعه‌ای که اغلب طرح‌هایش نیمه تمام است رسیدن به اهدافی که مردم برای خود در زندگی تعریف می‌کنند هم دشوار می‌شود. نمایندگانی را به مجلس فرستادیم و نتیجه نگرفتیم. این هم یک طرح نیمه تمام دیگر. این که نماینده مصاحبه می‌کند و می‌گوید اختیارات نداریم یا نمی‌گذارند و از دولت در سایه سخن می‌گوید در خوشبینانه‌ترین حالت تنها نشان‌دهنده‌ی صداقت اوست که بر ناتوانی خود صحه می‌گذارد اما تکلیف مردم که به جایی نرسیدند چه می‌شود، معلوم نیست! در این میان یکی هم پیدا نمی‌شود که بگوید اولویت اصلی که تمامی اولویت‌ها را به حاشیه برده و ما به آن دست یافته‌ایم چیست؟! عیب بزرگ طرح‌های نیمه تمام این است که کارهای انجام شده را هم زیر سئوال می‌برد. در همین شیراز خودمان هنوز از کتابخانه مرکزی، موزه هنرهای معاصر و تالار شهر که درخور نام و جایگاه شیراز باشد و خیلی چیزهای دیگر خبری نیست. برخی طرح‌ها مثل بچه‌ای که مرده به دنیا می‌آید تنها فایده‌اش این است که عده‌ای برای به خاک سپردنش دور هم جمع می‌شوند و احوالی از یکدیگر می‌پرسند و حق دوستی و برادری و خواهری را نسبت به یکدیگر به جا می‌آورند!
اگر پای درد دل مردم بنشینید متوجه می‌شوید که زندگی آنها کلکسیونی از طرح‌های نیمه تمام است. یکی هنوز بچه‌اش را زن نداده و دیگری چند دختر دم بخت دارد. یکی هنوز در حسرت خانه‌دار شدن دوران شکوهمند مستأجری را سپری می‌کند و دیگری تنها آرزویش یک عینک ذره‌بینی است. شاید باور نکنید ولی کسانی هستند که به دلیل نداشتن هزینه عصب‌کشی و پر کردن دندان هر چند وقت یکبار که درد به سراغشان می‌آید حفره‌ی دندانشان را با روغن ترمز یا گل میخک پر می‌کنند در حالی که می‌دانند آخرین راه علاج داغ کردن است. وقتی حتی پول عینک نداشته باشی ناگزیر هستی که هر روز از کسانی که در پیاده‌رو به آنها تنه می‌زنی عذرخواهی کنی و همین موضوع باعث می‌شود فرهنگ عذرخواهی نهادینه شود البته در بین مردم نه مسئولین! طرح‌های نیمه تمام کوچک و ظاهراً کم اهمیت مصیبت‌بارترند مثل پدری که نیمه‌های شب به خانه می‌آید تا چشمش به چشم دختربچه‌اش که قول خرید عروسک از او گرفته نیفتد. تاوان این بدقولی را مادر با چشم انتظاری تا دیر وقت می‌پردازد.
راستش را بخواهید من هم به هدف خود از روزنامه‌نگاری نرسیدم و طرح من هم نیمه تمام ماند و هنوز هم در توهم تنویر افکار عمومی روز خود را شب می‌کنم و مردم مثل کسی که در امانت خیانت کرده باشم به من و امثال من می‌نگرند ولی البته ما هم چندان دست و پا بسته نیستیم و چیزی از ارزش‌هایمان کم نمی‌شود زیرا بالاخره مثل آن نماینده مجلس خیلی حرف‌ها برای گفتن داریم و اگر شروع به روضه‌خوانی کنیم همه را می‌گریانیم.
از قدیم‌الایام گفته‌اند: “عزای عمومی عروسی است”. به تعبیری دیگر ما مردم درد مشترک یکدیگر هستیم یعنی هرکدام حداقل ۵۰ طرح نیمه تمام در زندگی داریم و از این بابت همدردیم و احساس عقب‌افتادگی نسبت به همنوعان خود نداریم. خدا را شکر که قاعده‌ی ناتمامی، زندگی را در بر نمی‌گیرد بالاخره زندگی هر چه باشد تمام می‌شود. اگر چه در آن دنیا می‌فهمیم که این طرح هم نیمه تمام مانده چون هدف ما از این گونه زندگی در دنیا، رفتن به بهشت در آخرت بود و در آنجا می‌بینیم که از بهشت هم خبری نیست چرا که با این همه ناتمامی در جهنم حسرت می‌سوزیم.

Comments are closed.