• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۹ خرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
افسون کلمات یا تصاویر در انتقال دیدگاه‌ها
تنها صداست که می‌ماند. صدای باد، رعد، باران، پرنده، حیوانات و صدای آب …
انسان برای پاسخ به نیازها و دردهایش به صدا متوسل شد. صداها به مرور معنی‌دار شدند با تصویر. بین صدا و تصویر رابطه برقرار شد و انسان عامل این رابطه بود. تصاویر به حروف تبدیل شدند و حروف در قالب کلمات جان گرفتند، خط از دل نقاشی در آمد و نقاشی از احساس مایه گرفت. آدم‌ها آموختند با بکارگیری کلمات نیازها و تمایلات یکدیگر را درک کنند اینک از پس میلیون‌ها سال که از هبوط آدم می‌گذرد کلمات هستند که افسون می‌کنند و هر کس نیکوتر سخن گوید و سخن عالمانه بر زبان آورد و از آن سخنان کتاب، نوشته و شعر تولید کند به نسبت تأثیرگذاری بر افکار عمومی سهم دارد.
سهم اشاعه دانش، اخلاق، تجربه و بیان احساسی که نیروی محرکه عشق، کار، جهاد، جنگ، قتال، محبت، جنایت و دوست داشتن باشد.
و اما بعد:
کلمات گاه آنچنان لطیف و مهرآورند که افسون می‌کنند و در تعالی روح و سلامت تن تأثیر می‌گذارند خواه نثر باشند یا شعر.
در دیباچه دیوان سعدی آمده است:
«منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون برمی‌آید مفرح ذات…»
این نثر مسجع معانی دینی، عرفانی، اخلاقی و علمی را در خود جمع کرده تا خواننده به حکمت متعالی خداوند پی برد و بیاندیشد به خلقت خود و بداند که اگر لحظه‌ای اکسیژن به ریه‌هایش نرسد از پای در می‌آید و ادامه حیات به همین دم و بازدم بسته است.
کلمات در رشد سیاست، اقتصاد، فرهنگ و اخلاق هم بسیار تأثیرگذارند و هر موضوعی دانش بکارگیری کلمات را رقم می‌زند.
پس آنچه در این میان مهم است صرف بکارگیری کلمات نیست. بلکه معنی و مضمونی که در قالب کلمات می‌گنجد و تأثیری که شنونده و خواننده از آن می‌گیرد مهم است. چه بسیار کلمات بی‌خاصیت که در تعاملات اجتماعی رد و بدل می‌شوند و جز هدر دادن انرژی و اتلاف وقت نتیجه‌ای از بیان آنها حاصل نمی‌شود و چه اندک کلماتی که بسا انسان‌ها و جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
گاه بیان کلمات شهرت آفرینند چه در قالب شعر و چه در قالب نثر. اما مهم‌تر از بیان آنها نوع رفتار، گفتار و اندیشه گویندگانی است که فن خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن را آموخته‌اند اما عمل آنها نشانه‌ای از آنچه می‌گویند ندارد.
به قول یکی از شعرای کهن:
«گر آنها که می‌گفتمی کردمی
نکو سیرت و پارسا بودمی…»
بسیاری از نویسندگان و شاعران، حتی نام‌آورترین آنها زندگی و رفتارشان با آنچه گفته‌اند متفاوت است و اندک افرادی از این دسته خود و عملشان پروازدهنده کلماتند و یا خود شعرند هر چند بر زبان نیاورند.
مروری کوتاه و گذرا بر زندگی اصحاب هنر و اندیشه کافی است تا ناکامی‌های بسیاری از آنها را با نسخه‌های نوشتاری‌شان مقایسه کنیم و افسون کلمات را که در هنر ارایه آنها نهفته است مورد ارزیابی قرار دهیم آنگاه متوجه می‌شویم که چرا در قرآن هم آمده است که: «لم تقولون ما لا یفعلون» [چرا به آنچه می‌گویید عمل نمی‌کنید؟]
آری افسون کلمات در قالب هنر شعر، نوشته، تئاتر، سینما و خطابه متجلی می‌شود و چه بسا لشکری را تهییج می‌کند، شکستی را به پیروزی و پیروزی را به شکست می‌کشاند. به عنوان مثال یک بیت از شعر فردوسی را می‌آوریم:
«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم»
کلمات هر چند به سادگی ادا می‌شوند و به راحتی در زبان جاری می‌شوند و برای بسیاری از آدم‌ها در حکم سنگ مفت، گنجشک مفت است. اما هزاران، بل میلیون‌ها حرکت توسط سلول‌ها و رشته‌های عصبی در زبان و گلو فعالیت می‌کنند تا آنها به درستی ادا شوند.
اندیشه‌های خلاق ناشی از آموزش و تجربه و تعلیم و تربیت سالیان لازم است تا کلمات بموقع و در جای خود به کار روند و به درستی ادا شوند.
و چه سرمایه‌ای بالاتر و مهم‌تر از کلماتند که همانند آب و یا سیلاب به هرز می‌روند بی‌آنکه نتیجه عملی مثبت و مفید از آنها حاصل شوند و شاید روزی برسد که دیگر کلمات جای خود را به تصویر دهند و کسی حوصله سخن گفتن و سخن شنیدن را نداشته باشد.
راه دوری نرویم. هم اینک وسایل صوتی- تصویری که در اختیار مردمان قرار دارند بیش از آنکه صوت تأثیرگذار باشد، تصاویر تأثیرگذار شده‌اند چون با حقیقت و واقعیت همخوانی بیشتری دارند و انکار آنها چندان عقلانی نیست.
اگر اشعار نغز و تمثیل‌های سعدی و مولوی و امثالهم به تصویر کشیده شوند بی‌شک علت بیشتری برای فهم و تماشای آنها ابراز می‌شود. گویی از جهان کلمات در حال کوچ کردن هستیم و افسون آنها در انتقال دیدگاه‌ها چونان گذشته چندان مؤثر نیستند هر چند در قالب هنر ارایه شوند جهان الکترونیک و فضاهای مجازی روح کلمات را به تصاویر انتقال داده‌اند و ما راه گریزی برای بازگشت به گذشته نداریم چون به اندازه کافی برای دروغ گفتن، ریا کردن، فریب و کلاهبرداری از کلمات استفاده ابزاری کرده‌ایم. هر چند داستان «این مار است یا آن مار» را در کتاب‌های فارسی دبستان از یاد نبرده باشیم.
والسلام

Comments are closed.