• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
مذاکره سیاسی و شرایط آن
تاریخ سیاسی ایران گواه چند جنگ و تجاوز خونین است که نهایتاً به مذاکره و صلح پایدار یا ناپایدار ختم شده است.
جنگ‌های ایران و روم، جنگ شاه اسماعیل با سلطان سلیم پادشاه عثمانی در چالدران، جنگ نادرشاه افشار با سلطان محمد گورکانی پادشاه هندوستان در کربال و جنگ‌های ایران و روس که به عهدنامه‌های معروف ترکمانچای و گلستان منجر شد در زمان فتحعلی شاه قاجار و یا جنگ با افغانستان در زمان محمدشاه قاجار که با از دست دادن هرات به پایان رسید. در تمامی این جنگ‌ها طرفین در موضع قدرت یا ضعف به مذاکره پرداخته‌اند که نتایج بعضی از آن مذاکرات برای ایران فاجعه‌بار بوده است و شهرها و سرزمین‌های مهم و بسیاری را از پیکره ایران جدا نموده است. محمدرضا شاه سابق ایران در مورد بحرین هم فریب انگلیسی‌ها را خورد و تن به رفراندم ساختگی داد و نتیجتاً بحرین از ایران جدا شد.
و اما بعد:
ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در چند مورد خاص با آمریکا وارد مذاکره شده که مهمترین آنها در موضوع گروگان‌های آمریکایی بوده در زمان ریاست جمهوری ریگان و اخیراً در خصوص فن‌‌آوری‌های هسته‌ای که به توافقنامه برجام منجر شد و متأسفانه یکسال قبل ترامپ بر اساس وعده‌های انتخاباتی از آن خارج شد که تنش بین ایران و آمریکا را افزایش داده است.
مذاکره ایران و آمریکا که ترامپ مُصر به انجام آن است و ایران به دلایل منطقی و متقن از آن سر باز می‌زند مذاکره بین دو دشمن و یا دو اختلاف قابل حل نیست. مذاکره بر سر سرنوشت ملتی است که با الهام از باورهای اسلامی و انقلابی خود زیر بار زور و ستمگری نمی‌رود و می‌خواهد از حق و حقوق قانونی و شرعی و اخلاقی خود دفاع کند. شرایط یک مذاکره سیاسی با این درجه از اهمیت حکم می‌کند طرفین بدون تهدید و ارعاب و در موضع قدرت و اطلاع از خواست یکدیگر در سر میز مذاکره بنشینند و خواسته‌های خود را مطرح کنند شاید به تفاهم و توافق برسند.
اما هم ایران و هم آمریکا قبل از نشستن بر سر میز مذاکره به خوبی می‌دانند که از یکدیگر چه انتظاراتی دارند.
آمریکا با زور و قلدری و تحریم‌های کمرشکن ۴۰ ساله و دشمنی‌های مستمر قصد براندازی نظام جمهوری اسلامی را داشته و دارد و به زبان بی‌زبانی با چرخش‌های عوامفریبانه می‌گوید بیا جلو تا من تو را بخورم و ما می‌گوییم خوردنی نیستیم و ایستادگی می‌کنیم.
آمریکا بر اساس ۱۲ شرط قبلی که فقط یکی از آنها اجتناب از فن‌آوری‌های هسته‌ای بوده از قبل هدف و نتیجه مذاکره را تعیین کرده است و فقط می‌خواهد از مذاکره‌کننده ایرانی امضا بگیرد.
ایران می‌داند که ورود به چنین مذاکره‌ای حتی اگر به امضا هم نرسد به نوعی عقب‌نشینی از موضع قبلی و مشروعیت دادن به ترامپ است که امضا وی و حرف‌هایش نه برای خودش و نه برای ما و نه برای کنگره آمریکا اعتباری ندارد.
اینک ترامپ به عروسکی می‌ماند که توسط مشاوران تندخو و افراطی دولت آمریکا کوک می‌شود و گاه و بیگاه برخلاف میل آنها از کوک خارج شده و به گونه دیگری می‌نوازد.
وقتی دولتی به اقتدار مدعیانه آمریکا زیر امضای خود می‌زند، اعتبار بین‌المللی خود را از دست می‌دهد و هیچ تضمینی ندارد که به عهد و پیمان خود وفا کند.
اول شرط مذاکره، اعتماد و اطمینان طرفین به تعهدات یکدیگر است، وقتی دست ترامپ برای ایران و دیگر کشورها رو شده که نمی‌توان به شخصیت، فهم و پیمان و حرف وی اعتماد کرد، مذاکره کردن در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد حتی اگر بدون قید و شرط باشد.
به فرموده رهبر انقلاب اسلامی، کدام عاقل در شرایط تهدید و تحریم تن به مذاکره می‌دهد؟
بیا مذاکره کنیم بدین معنی است که بیا نزد ما نزدیک شو تا من مشتی به تو بزنم دلم خنک شود و بعد تو هر چقدر می‌خواهی ناله کن، فایده‌ای ندارد. زیرا من مشت خودم را به تو زده‌ام.
پس اول مشت خود را باز کن، تهدید و تحریم را بردار. به امضای سلف‌های خود پایبند باش و اعتمادی را بروز بده تا آن وقت برای مسایل جدیدی که به وجود آمده مذاکره کنیم.
وقتی بعضی حرف‌ها اخیراً از ترامپ می‌شنوم که مثلاً مردم ایران را تروریست می‌خواند و اینک می‌گوید مردم ایران، مردمی قوی و قدرتمند هستند و می‌توانند پیشرفت کنند یاد آن شعر زاغ و روباه می‌افتم که روباه مکار به قصد ربودن طعمه از دهان زاغ او را به خوش‌آوازی تشویق کرد و طعمه را بربود…
ترامپ و مشاورانش به خوبی می‌دانند که ما چه در توان داریم، هنوز مشت ما در مسایل نظامی و مقاومتی کاملاً باز نشده یکبار امتحان کرده‌اند و فهمیدند که بله قدرتی داریم و می‌توانیم برای آنها خطرساز شویم، حالا زبان نرم و ملایم به کار می‌برند اما هدف همان گرفتن قالب پنیر است و به کمتر از آن راضی نمی‌شوند. ما در بالای درخت نشسته‌ایم و جایمان امن است. هر چه می‌خواهند ترفند به کار گیرند، فریب حرف‌های فریبکارانه آنها را نمی‌خوریم. به قول حافظ عزیز:
برو این دام بر مرغ دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
والسلام

Comments are closed.