سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آدمهایی کوچک و معاملهای بزرگ
اشتهای زایدالوصف دونالد ترامپ برای متفاوت جلوه کردن در عرصهی سیاسی و اقتصادی از این شخصیت جنجالی چهرهای غیرقابل پیشبینی ساخته است که در فرمولهای متعارف نمیگنجد. ویژگیهای زیادی میتوان در ترامپ سراغ گرفت که او را از سایر رؤسای جمهور آمریکا متمایز میکند. ترامپ میگوید بنا ندارد با هزینهی آمریکاییها از اروپا در برابر روسیه و از برخی کشورهای عربی در برابر جریان مقاومت و دموکراسیخواهی جریانهای داخلی دفاع کند و همچنین در اینکه او استفاده از ابزار اقتصادی را بر کنشگری نظامی ترجیح میدهد تردیدی نیست. دونالد ترامپ باور دارد که شهروندان آمریکایی بیش از آنکه بخواهند مدافع حقوق بشر و مسایلی از این دست باشند ترجیح میدهند در رفاه زندگی کنند؛ بنابراین رونق اقتصادی، به صفر رسانیدن نرخ بیکاری، برقراری موازنهی تجاری با کشورهایی نظیر چین، کانادا و اتحادیه اروپا و همچنین مقابله با مهاجرتهایی که امنیت شغلی و اجتماعی آمریکاییها را تهدید میکند در رأس برنامههای او قرار دارد. ترامپ تصور میکند نباید از مجادلات لفظی با چهرههای علمی و فرهنگی و مطبوعاتی در آمریکا و اروپا و بیاعتنایی به موجی که رسانهها بر علیه او به راه انداختهاند تا زمانی که روی آرای مردمی برای رقابت با نامزدهای دموکرات ریاست جمهوری تأثیری نداشته باشد ترسی به دل راه دهد. ترامپ میگوید هیچ کدام از رؤسای جمهور آمریکا نتوانستهاند به اندازهی او از ایرانهراسی و خطرناک جلوه دادن جریان مقاومت برای نزدیک کردن برخی کشورهای عربی به اسرائیل بهرهبرداری کنند. ضمن اینکه ترامپ در نظر دارد عربستان را وادار کند به خاطر نقشی که در ماجرای یازدهم سپتامبر، قتل خاشقچی، زندانی کردن سعد حریری و اقدامات ضد حقوق بشری در داخل کشورش و سرزمین یمن داشته حق سکوت بپردازد.
ترامپ از یک سو کشورهایی نظیر عربستان، امارات و قطر را به توسعهطلبی در ابعاد سیاسی و اقتصادی تشویق میکند و از طرفی دیگر تأکید دارد که تحقق چنین امری در گرو به رسمیت شناختن اسرائیل و مشارکت در طرح صلح آمریکایی و به تعبیری دیگر عملی شدن معامله قرن است. برخلاف تصور برخی از تحلیلگران سیاسی، هزینهی پنجاه میلیاردی معامله قرن را آمریکا نمیپردازد زیرا تحقق کمکهای میلیاردی به غزه، کرانه باختری و آوارگان فلسطینی در گرو سرسپردگی اعراب در برابر طرحی است که به اشغال همیشگی قدس، خلع سلاح فلسطینیها، تضمین شهرکسازی در مناطق اشغالی و تأمین امنیت اسرائیل میانجامد و کسانی که پای چنین قراردادی را امضا میکنند عملاً زور خود را به التماس میدهند و زمانی که چنین سازشی به یکی از اسناد سازمان ملل تبدیل شد، پیگیری وعدههای داده شده به فلسطینیها با گذشت زمان به فراموشی سپرده خواهد شد. شاید یکی از دلایل خودداری ترامپ از واکنش در برابر سرنگون شدن پهپاد آمریکایی، حصول اطمینان از برگزاری نشست بحرین در آرامش کامل است زیرا دشواری ارزیابی اقدامات تلافیجویانه ایران ریسک هر گونه واکنشی را بالا میبرد.
برخلاف نظر کسانی که ترامپ را فردی پریشان از لحاظ شخصیتی توصیف میکنند باید گفت او روباهی زیرک و شومنی خطرناک است که بنا دارد در تاریخ ماندگار شود. موفقیتهای ترامپ در سوق دادن بسیاری از کشورهای عربی به چاه ویل سازش با اسرائیل و بلایی که بر سر برجام آورد هر چند افکار عمومی را بر علیه او بسیج کرده اما موجب گردیده اروپاییها ترجیح دهند به موازات اتخاذ مواضع کجدار و مریز و تلویحی با دیدگاههای ترامپ، منتظر نتایج اقداماتش باشند، شاید دست آخر بتوانند با انداختن مقداری نخود و لوبیا شریک در آشی باشند که توسط ترامپ در حال پختن است.
ملک سلمان اگر اهل چرتکه انداختن بود باید میفهمید که ترامپ ظرف مدتی که بر اریکه قدرت تکیه زده هزینهی امنیت و ادارهی عربستان را تا چه اندازه بالا برده است. جالب اینجاست که ترامپ از یک سو عربستان و امارات را به عنوان کشورهایی مستقل مسئول رفتارهای ضد حقوق بشریشان میداند و از دیگر سو مدعی است که این کشورها بدون حمایت آمریکا نمیتوانند از موجودیت خود دفاع کنند! چنین رویکردی به مثابه به سخره گرفتن مفهوم استقلال کشورهای خاورمیانه است. ترامپ ادارهکنندگان کشورهای خاورمیانه را کودکانی بهانهجو و بازیگوش میداند که با طلای سیاه یعنی همان نفت در خاک و خل بازی میکنند و قدر آن را نمیدانند و بر سر اختلافات باستانی برای هم شاخ و شانه میکشند و ترامپ پیش خود حساب میکند چه بهتر که با دادن یک آب نبات نفت را از آنها بگیریم و این احمقهای مست از بادهی پول و قدرت را به جان هم بیاندازیم!
احساس وابستگی عربستان و امارات و حتی اسرائیل به اقدامات ترامپ به اندازهای است که خیال ترامپ از بابت تأمین هزینههای تبلیغاتی نامزدیاش در دور دوم ریاست جمهوری نیز آسوده است. وقتی ترامپ میگوید امنیت تنگهی هرمز برای او اهمیتی ندارد یعنی کشورهایی که خود را مقابل ایران میبینند باید با خرید سلاح و پرداخت هزینهی جابهجایی نیروهای آمریکایی، صادرات نفت خود را تضمین کنند. از این منظر، نتیجهی مقابلهی تمام عیار با ایران در درازمدت به زیان آمریکاست زیرا ترامپ خواهان ایرانی نیمه جان است. برخی آقازادهها، عدهای از بازاریان، قاچاقچیها، دلالها و افراد ناشی که آب به آسیاب ترامپ میریزند، در ایران نقش سرجوخههای آمریکایی را بازی میکنند. منطق ترامپ این است که حصر اقتصادی حساب شده با کمی درز و شکاف برای دور زدن تحریمها که جای دوری نمیرود، تنها راه ضعیف نگه داشتن ایران است و چنین چیزی با شکلگیری ناتوی عربی و تکمیل دیواری شیشهای که باید دور ایران کشیده شود، محقق میشود. اگر کشورهای اسلامی در کنار کنفرانسهای صد من یک غازی که اغلب به صدور بیانیهای بیخاصیت ختم میشود، پژوهشکدهای بزرگ و مستقل متشکل از تحلیلگران زبده و دانشمند و دلسوز و واقعگرا داشتند که تنها هم و غمشان ارائهی دورنمایی غیرمتوهمانه و فارغ از تعصبات قبیلهای و مذهبی از وضعیت آینده کشورهای اسلامی بود، به مهره آمریکا و روسیه و اتحادیه اروپا در عرصهی شطرنج بینالمللی تبدیل نمیشدند و با افتادن به جان یکدیگر بر سر موضوعات بیارزشی که قرنها به آن خو گرفتهاند، ناگزیر به بازی کردن در زمین آمریکاییها و غربیها و حتی شرقیها نبودند.
با نگرانی باید اذعان داشت آنچه در منطقهی خاورمیانه در حال وقوع است وحشتناکتر از آن چیزی است که قابل تصور باشد. نتیجهی هزینههای سرسامآوری که در کشورهای مدعی اسلامی بودن صرف میشود این است که همین روزها آدمهایی کوچک در کشوری مفلوک بر سر معاملهای بزرگ با هم چانه میزنند.
- دوشنبه ۳ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۴ تیر ۱۳۹۸