• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۶ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی
هیچ کس در امان نیست

شاید در فیلم های مستند دیده باشید که تمساحی دهان باز کرده و پرنده-ای کوچک مشغول نوک زدن به لابلای دندان های اوست تا بقایای غذای جویده شده را جمع کند که هم خود را سیر کرده باشد و هم تمساح خیالش از بابت جرم زدایی دهان راحت شود. در واقع از این نوع بده بستان ها در طبیعت زیاد است. خرس از میوه های یک درخت می خورد و جابجا می شود. سپس هسته ی همین درخت را همراه با مدفوع در مکانی دیگر بر زمین می ریزد و موجب جوانه زدن و رشد درختی دیگر می شود و با چنین رفتاری به گسترش جنگل کمک می کند. چرخه ی زیستی در طبیعت یکی دو تا نیست. پرندگانی که روی بدن حیوانات می نشینند و غذای خود را از لابلای پشم و مو و پوست آنها بیرون می کشند نیز به زدوده شدن انگل چنین حیواناتی کمک می کنند در مواردی حتی در اعماق جنگل ها و کناره ی بیشه زارها شاهد همکاری امنیتی حیوانات با یکدیگر هستیم و آنهایی که غیر قابل دسترس و در بالای درخت هستند با مشاهده ی یک حیوان مهاجم دیگران را خبر می کنند و همین حیوانات در جایی دیگر از خدمات متقابل چنین حیواناتی بهره می گیرند. انسان ها نیز پیش از آن که خالق تمدن کنونی باشند جزئی از این چرخه ی طبیعی بوده اند؛ بهره می رسانیدند و بهره مند می شدند اما با تغییر سبک زندگی و رغبت انسان به انباشت غذا و تولید انبوه و بهبود بهداشت و افزایش تدریجی جمعیت، چرخه ی بده بستان های انسان و سایر حیوانات دچار دگردیسی شد به طوری که نه تنها از سهم جوامع انسانی در خدمت به طبیعت کاسته شده بلکه ویرانگری هایی را به دنبال داشته اند. نتیجه ی این نامهربانی انسان با طبیعت ایجاد حفره ای بزرگ در لایه ی محافظ ازن، گرم شدن زمین، آب شدن یخچال ها، بروز بیماری های تازه، کمبود آب، جنگ بر سر تصرف منابع و عوارض بی شماری است که نسل های بعدی را با چالش های بزرگی روبرو خواهد کرد.
نهادهای بین المللی که با هدف جلوگیری از تخریب محیط زیست شکل گرفته اند به دلیل سرکشی برخی کشورها از پای بندی به توافقات، کارآیی چندانی ندارند و دور نیست که ظرف چند دهه ی آینده زنگ خطر نامساعد شدن شرایط کره ی خاکی برای زیستن به صدا درآید. در گرماگرم چنین بحرانی شاهد منازعات ایدئولوژیک، مجادلات سیاسی، تنش های نظامی، اختلافات فرهنگی و رقابت های اقتصادی افسارگسیخته ای هستیم که آثار تخریبی چنین منازعاتی بر محیط زیست قابل کتمان نیست. از غرق شدن یک نفتکش گرفته تا آتش سوزی های ناشی از بمباران یا آزمایش های هسته ای در زمین و هوا و دریا و همچنین اقداماتی که در راستای به انحصار درآوردن منابع آبی صورت می گیرد و به ساخت سدی در بالادست تالاب و دریاچه ای واقع در سرزمینی دیگر می انجامد و حقابه ی آن نادیده گرفته می شود. همه ی این موارد به بحرانی تر شدن اوضاع جوامع انسانی می انجامد. شاید در هیچ زمانی مانند زمانه ی کنونی نیاز به شکل گیری ستادی جهانی که تصمیمات و فرامینش برای تمامی کشورها الزام آور باشد احساس نشده است. تشکلی که همه ی کشورها در آن نماینده و کارشناس داشته باشند و فعالیت هایش تحت الشعاع ملاحظات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی قرار نگیرد؛ چرا که انسان ها هیچ گاه به این اندازه در مورد آینده-ی خود دغدغه های مشترک نداشته اند. با وجود دلایل زیاد برای شکل گیری چنین کانون هماهنگ کننده ای که ساز و کارهای ارتباطی آن با همه جوامع نیز فراهم است، نشانه هایی از تمایل برخی کشورها به حرف شنوی از چنین کانونی دیده نمی شود. در حال حاضر روند بهره گیری از انرژی های پاک بسیار کند و کم تاثیر است و برای برخی کشورها که در زمینه ی تولید برخی کالاهای مضر سرمایه گذاری کلان کرده اند رعایت معیارهای زیست محیطی اقتصادی و مقرون به صرفه نیست!. زمانی که با افول قدرت تمدن بشری، طبیعت دوباره مهار خود را در دست بگیرد، انسان مقهور نیرویی مخوف می شود. بشر هم اکنون اغلب به چیزهایی افتخار می کند که تضمین کننده ی آینده ای بهتر برای او نیست. دیر یا زود، پدیده ی گرم شدن زمین و فراوانی حوادث طبیعی و غیرقابل مهار شدن رویدادهای خسارت بار توام با تلفات انسانی قابل ملاحظه، توجه افکار عمومی جهانی را به خود جلب خواهد کرد و همگان درخواهند یافت که زندگی را باید در همراهی و تحمل یکدیگر از یک سو و حراست از ویژگی های حیاتی زمین از سوی دیگر جستجو کنند. در شرایط ناگزیری که پیش رو داریم همزیستی با محوریت احترام به طبیعت باید اولویت اول هر انسانی در زندگی باشد و این بار انسان هم به خاطر دیگران و هم به خاطر خودش زیاده خواهی را به یک سو گذاشته و دست یاری اش را به سوی دیگران دراز کند.
همه باید باور کنند که کشتی تمدن انسانی نباید سوراخ شود وگرنه هیچ کس در امان نخواهد بود. طومار بسیاری از چیزهایی که ما هم اکنون به آنها دلخوشیم بر اثر توفان حوادث درهم پیچیده خواهد شد و آنچه می-ماند حسرتی پایان ناپذیر است. تنها با تاملی بر توهمات است که حقیقت آشکار می شود و همه می پذیرند با این گونه تاختن به منابع طبیعی و امتیازات حیاتی زمین، هیچ کس در امان نخواهد بود.

Comments are closed.