• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
چرا آمریکا به ایران حمله نظامی نمی‌کند؟
دیپلماسی چماق و هویج آمریکا برای فشار بر دولت‌ها بعد از جنگ جهانی دوم یک هدف راهبردی است که در طول زمان به نسبت تغییرات و تحولات سیاسی و نظامی کشورها پیوسته مطمح نظر دولت‌های جمهوریخواه و دموکرات آمریکا بوده است اما روش و شکل آن تغییر کرده است به گونه‌ای که اگر چماق حقوق بشر در خصوص بعضی کشورهایی که هیچ توجهی به حتی حقوق ملت خود ندارند مانند عربستان منافع آمریکا را در منطقه تضعیف کند و یا تهدید نماید باید به زمین گذاشته شود و اگر منافع آمریکا ایجاب نماید که در یک کشور مردم‌سالار به هر بهانه‌ای بلند شود می‌باید بر سر دولت و ملتش کوبیده شود.
پس اصل در دیپلماسی و انتخاب گزینه جنگ، منافع و خواست آمریکا یا هر کشور مقتدر دیگری است. نه دلسوزی برای ملت‌ها و رعایت حقوق بین‌الملل.
و اما بعد:
حال به این سؤال برمی‌گردیم که چرا آمریکا به ایران حمله نظامی نمی‌کند؟
هم دولت و هم ملت ما به خوبی می‌دانند که اولاً آمریکا از قدرت نظامی و تسلیحاتی ایران آگاهی دارد و موقعیت ژئوپلتیکی ایران در منطقه و خلیج فارس را نیز رصد کرده است.
آمریکا در کشورهای منطقه از جمله عربستان، امارات، بحرین و … منافع و تأسیساتی دارد که در تیررس موشک‌های برد بلند و کوتاه ایران است و آنها قادرند به این تأسیسات اعم از نظامی و نفتی و استراتژیک لطمات شدید ساختاری وارد کنند.
مضافاً اینکه به علت ترس کشورهای نفت‌خیز منطقه از قدرت نظامی ایران، آنها به درخواست وزیر امور خارجه آمریکا برای یک اتحاد نظامی بر علیه ایران حاضر نشده‌اند پاسخ مثبت بدهند چون می‌دانند تا چه میزان آسیب‌پذیرند و در کاخ‌های شیشه‌ای نشسته‌اند و یارای دفاع از خود را ندارند. آنها تجربه جنگ یمن را دارند که هم چوب خورده‌اند و هم پیاز و دست از پا درازتر باید هر چه سریع‌تر پایان جنگ با حوثی‌های مدافع را اعلام کنند و گرنه در یک جنگ فرسایشی با تغییر شرایط جنگی حیات خود را به خطر می‌اندازند.
در چنین شرایطی اگر آمریکا مستقیماً و بدون حمایت کشورهای منطقه وارد جنگ با ایران شود چه بخواهند، چه نخواهند منافع و تأسیسات آنها لطمه خواهد دید و حتی نمی‌توانند اعلام بی‌طرفی کنند.
مضافاً اینکه شروع هر جنگی ساده است اما پایانش مشکل، اگر صدام حسین می‌دانست که حمله نظامی به ایران او را ۸ سال در یک جنگ پرهزینه فرسایشی زمین‌گیر می‌کند و نهایتاً به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه و اعدام می‌شود، دست از پا خطا نمی‌کرد.
آمریکا و اروپا و هم کشورهای دیگر از ۸ سال دفاع مقدس ما درس‌ها گرفتند و به خوبی می‌دانند که یک جنگ دیگر هر چند هزینه‌ها و سختی‌های طاقت‌فرسایی را به ملت و دولت ما تحمیل می‌کند اما وحدت تمامی ایرانیان با هر بینش و اندیشه سیاسی را قوت می‌بخشد و هیچ ایرانی با غیرت و حتی بی‌غیرتی نمی‌پذیرد که آمریکا و یا هر کشور دیگری سرزمین و زادگاه مادری آنها را مورد حمله و هجمه نظامی قرار دهد. چنانکه در جنگ تحمیلی ۸ ساله شاهد بودیم مگر قدرت‌طلبان خائنی که برای به دست آوردن یک موقعیت متزلزل به صدام رو آوردند و در نهایت اعتبار نداشته را از دست دادند و نفرین ابدی مردم ایران را برای خود ذخیره کردند.
و اما بعدتر:
آمریکا تجربه جنگ عراق، افغانستان و سوریه را نیز در کارنامه مداخله‌گرانه‌اش دارد و هنوز از این باتلاق‌ها رها نشده است و بلاشک با هزینه‌های بسیار در آینده‌ای نه چندان دور با دست‌های خالی این کشورها را ترک خواهد کرد چنانکه تجربه ویتنام، جنگ دو کره، جنگ یمن و … این درس را به آمریکایی‌ها داده است.
اینک نگاه منفعت‌طلبانه و باجخواهانه آمریکا به تمامی دارایی‌ها و هستی‌های عربستان و امارات است که آن را گنج طلایی تمام نشدنی می‌دانند و برای غارت و چپاول این دارایی‌ها نقشه کشیده‌اند.
آمریکا بی‌میل نیست که عربستان و امارات را وارد جنگی با ایران کند که حاصل آن دسترسی بیشتر آنها به ذخایر نفتی و مالی آنها شود و همانند کویت و عراق بتوانند سهم ۵۰ درصدی از فروش نفت آنها را داشته باشند و سرمایه‌گذارانشان را برای بازسازی به این کشورها گسیل دهند.
نتیجه آنکه هر جنگ جدیدی در خاورمیانه اذهان عمومی مردم دنیا را از مسأله فلسطین و تجاوزات اسرائیل منحرف می‌کند و برای مدتی به فراموشی می‌برد. همانگونه که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران برای مدتی چنین وضعی را دامن زد و اسرائیلی‌ها بی‌میل نیستند آن را دامن بزنند.
امروز آمریکا و کشورهای اروپایی و حتی دموکراتیک به اصطلاح مردم‌سالار به دنبال دامن زدن به جنگ‌های نیابتی هستند. جنگ‌هایی که خودشان مستقیماً در آن ورود نکنند اما در سایه و به عنوان پشتیبان یکی بر علیه دیگری در جهت تضعیف و یا نابودی کشورهای مستقل و غیرمتعهد اقدام نمایند.
ترامپ چشم به دست عربستان و دهان اسرائیل دارد. اسرائیلی‌ها در نقشه کشیدن‌های مزورانه و جنایتکارانه بی‌نظیرند، آنها ارائه طرح می‌کنند، آمریکا و بعضاً انگلیس کارگردانی و اجرا می‌کنند. این تجربه‌ای است که در طول بیش از ۷ دهه در طول حیات اسرائیل جواب داده است. ما باید هوشیار باشیم که به تله آمریکا و اسرائیل نیفتیم آنگونه که تاکنون با وحدت رویه یک سیاست مدبرانه عمل کرده‌ایم.
گزینه بعدی ترکیه است. ترکیه‌ای که با رهبری اردوغان تن به خواست‌ها و فشارهای آمریکا نداده است و در نشست داووس با متهم کردن اسرائیل به کودک‌کشی موضع ضد اسرائیلی خود را اعلام کرده و از همان زمان، اسرائیلی‌ها برای نابودی وی نقشه‌ها کشیده‌اند که تاکنون تیرشان به سنگ خورده هر چند کودتای نافرجام نظامی اخیر ترکیه، هزینه‌های بسیاری را به مردم این کشور تحمیل کرد.
به هر تقدیر در شرایط فعلی نه مذاکره رافع مشکلات اقتصادی ماست و نه جنگ زیرا هیچکدام برگ برنده‌ای را در اختیار ما نمی‌گذارد. ما باید بیش از پیش برای اصلاح و بهبود روند اقتصادی کشورمان برنامه‌ریزی واقع‌بینانه و کارشناسانه داشته باشیم و در موضع قدرت بمانیم و بهانه به دست دشمنان ندهیم. ما هم به اصلاح ساختار اداری و تشکیلاتی نیاز داریم و هم به یک تحول فرهنگی برای نهادینه کردن قانونمندی و کاهش جرایم.
خیانتکاران، اختلاسگران، فرصت‌طلبان و ریاکاران را شناسایی کنیم و از خود برانیم و به آنها میدان تاخت و تاز ندهیم تا آمریکا بار دیگر به امید حمایت مستقیم و غیرمستقیم آنها نتواند اندیشه تجاوز و جنگ نظامی و اقتصادی را بر علیه کشور و ملت ما در سر بپروراند.
والسلام

Comments are closed.