• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۱ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بی‌خبر بودند از حال درون
از جمله پرسش‌هایی که برای مردم خصوصاً نسل جوان مطرح است این که چرا از میان این همه قواعد و قوانین و احکام اجتماعی که از لحاظ اولویت روی برخی از آنها نظیر غیبت کردن، دروغ گفتن و تهمت زدن و غارت اموال عمومی و خوردن مال یتیمان در قرآن کریم خیلی تأکید شده، مسئله‌ی حجاب تا این اندازه حساسیت پیدا کرده به طوری که به ممیزه‌ی اصلی جامعه تبدیل گردیده و موافقان و مخالفانی دارد که در خصوص حدود و ثغور آن و افراط و تفریط‌هایی که صورت می‌گیرد، گریبان یکدیگر را می‌گیرند و به اندازه‌ای روی آن تبلیغ می‌شود که از موضوعی اجتماعی به معضلی سیاسی تبدیل شده است. بنده خدایی می‌گفت: وقتی من می‌خواهم به خارج از کشور بروم همه به من می‌گویند مراقب باش در خارج از کشور دروغ نگویی، هنگام رانندگی حالت عادی داشته باشی، روی زمین آب دهان نریزی، آشغال به بیرون از ماشین پرتاب نکنی، با صدای بلند در مکان‌های عمومی حرف نزنی، نظم و صف را در ایستگاه اتوبوس و قطار رعایت کنی و تراکنش مالی‌ات پولشویی تلقی نشود و… اما وقتی می‌خواهم به ایران برگردم فقط به من سفارش می‌کنند که مراقب باش حداقل تکه پارچه‌ای روی سرت باشد که به تو ایراد نگیرند. همین و والسلام. خداوکیلی چرا ما جامعه‌ی ایرانی را اینگونه به دنیا و خودمان معرفی کرده‌ایم و تا این اندازه حجاب را که نماد ارزش‌هایی درونی و حتی ملی و اصیل است به سخره گرفته‌ایم به طوری که نوع تبلیغمان برای رواج آن نتیجه‌ی معکوس می‌دهد؟
اگر بخواهیم ریشه‌های تاریخی این حساسیت را واکاوی کنیم به اقدامات ابلهانه‌ی پهلوی اول می‌رسیم که تصور می‌کرد علت اصلی انفعال زنان ایرانی و دوری آنها از فعالیت‌های اجتماعی و ایفای نقش سیاسی، حجاب داشتن است و چون از بی‌حجاب کردن زنان طرفی نبست و به جایی نرسید عده‌ای تصور کردند که مقابله با بی‌حجابی با همان شیوه باید به اولویت اول جامعه‌ی ایرانی تبدیل شود. در حالی که نتیجه‌ی ایجاد ارتباط بین نوع پوشش زنان و فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی نباید به افراط و تفریط در بحث روایی و ناروایی حجاب بیانجامد. در گذشته زنان روستایی با اینکه چند لایه لباس می‌پوشیدند بیشتر از مردان در پیشبرد کارها ایفای نقش می‌کردند و زنان شهری فعالیت کمتری داشتند. در برخی از کشورها نظیر عربستان که پوشش‌های افراطی سنتی رایج است زنان فعالیت اجتماعی و اقتصادی زیادی ندارند در عین حال برخی زنان در ایران و سایر کشورها حجابشان یا عدم حجابشان به بهبود فعالیت اجتماعی آنها کمکی نکرده است. حجاب مثل رنگ چهره است که از سلامتی درون خبر می‌دهد اما کسی که رنگ چهره‌اش را با آرایش تغییر می‌دهد نمی‌تواند مدعی برخورداری از سلامت درونی باشد. حجاب اجباری معادل همان چهره‌ی آرایش شده است حجاب، چیزی مثل خوشرویی و مردم‌داری است که خوب است اما اگر اجباری تلقی شود به ارزش معنوی آن لطمه وارد می‌شود. راهکار این است که مروجین حجاب اعتبار سخن خود را در افکار عمومی به اندازه‌ای بالا ببرند که سخن آنها حجت بالغه تلقی شود بدون اینکه اجباری در کار باشد.
باید اعتراف کنیم که در جامعه ما هم به قرآن ظلم شده، هم به حجاب و هم به نماز. به قرآن ظلم شد زیرا آن قدر که به خواندن و حفظ آن اهمیت دادند مطابق دستوراتش به آن عمل نکردند. نمونه‌ی بارزش رواج بیش از پیش ربا و بی‌عدالتی در جامعه ماست. به حجاب ظلم شد زیرا به گونه‌ای رفتار کردند که گویی زنان در ایران مجبور به رعایت حجاب هستند در حالی که ایرانیان حتی پیش از اسلام هم حجاب داشته‌اند و به نماز ظلم شد چرا که عبادت را بخشنامه‌ای و سفارشی و تأثیرگذار در گزینش افراد معرفی کردند در حالی که نماز ستون دین است و ستون باید زیربنای محکمی داشته باشد. دین امری قلبی و درونی است و ستونش هم باید ریشه در درون داشته باشد که با نگاه آماری و ارائه گزارش عملکرد در مورد اقامه نماز و این جور کارها همخوانی ندارد چرا که این فریضه‌ی الهی را در چشم مردم تا حد یک دستور رسمی که غیر خدا بر آن نظارت می‌کند تقلیل می‌دهد. این را بدانید که هرگاه ارزش‌های معنوی را با مقیاس‌های ذهنی و دنیایی ارزیابی کنید به نابودی آن کمک کرده‌اید.
اگر بخواهیم از ارزش‌های والایی که با شیوه‌های غیرمؤثر و بعضاً کودکانه برای آنها تبلیغ شده است آماری ارائه دهیم مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. جالب اینجاست که ظرف این چند دهه حتی اگر از الگوهای ۱۴ قرن پیش هم برای تبلیغ حجاب و نماز و قرآن استفاده شده بود نتایج آن بهتر از آن چیزی بود که اکنون شاهد آن هستیم. کسانی که با تاریخ صدر اسلام مأنوس باشند می‌دانند که در آن زمان حجاب در چه پایه‌ای از اهمیت قرار داشته و پیامبر در مورد طبقات گوناگون اجتماعی در پیوند با این موضوع چه شیوه‌ای را اعمال می‌کرده‌اند. تأکید بر رنگی خاص آن هم رنگی مکروه و توصیه به الگوهایی محدود که به یکدستی و شباهت خسته‌کننده قیافه‌ها و افسردگی و عدم تمایز و تشخص و بروز سلیقه منجر می‌شود و همچنین سختگیری برای رعایت حجاب حتی در داخل کلاس های درس و مدارس محصور تک جنسیتی کار را به جایی کشانیده که برخی از بانوان برای ارسال پیامی معنادار ترجیح می‌دهند هر مکانی را حریم خصوصی تلقی کنند.
گفت هر دارو که ایشان کرده‌اند
آن مرمت نیست ویران کرده‌اند
بی‌خبر بودند از حال درون
استعیذالله مما یفترون

Comments are closed.