سرمقاله
محمد عسلی
انسانهای درجه یک و انسانهای درجه دو
نگاه غربیها به هر دلیل هیچگاه به اصالت انسان بدون تقسیمبندی جغرافیایی نبوده است علیرغم ادعای انسانمحوری که زمینه علمگرایی را رونق داده است و خدا را از اخلاق و باور آنان بیرون رانده، انسان شرقی و جنوبی برای کشورهای پیشرفته همان انسان غربی نیست.
زیرا برای حفظ منافع مادی خیلی سریع و راحت در شرق و جنوب و بعضاً شمال زمین جنگ راه میاندازند و زن و کودک، پیر و جوان برایشان فرقی نمیکند که در زیر آتش خمپارهها هلاک شوند و یا با موشک هواپیمای مسافربری ایران را ساقط نمایند.
بعد از جنگ جهانی دوم که متفقین پیروز جهان دوقطبی را رقم زدند و به صورت ظاهر تمامیت ارضی کشورها را به رسمیت شناختند و نوید صلح را در بوق و کرنای رسانهها دمیدند بواقع جنگی تمام نشدنی به تمامی ملتهای به اصطلاح عقب افتاده از تمدن ماشینی تحمیل نمودند و آن جنگ وابستگی و دلبستگی به غرب و دستاوردهای صنعتی و فرهنگی و اقتصادی آنها بوده است تا به قول بوش پسر رئیس جمهور اسبق آمریکا در یک قضیه قرار بگیرند که:
یا با ما هستند و یا بر علیه ما هستند…
پس همگان باید بپذیرند که انسان درجه دو هستند. انسان درجه دو از دید آمریکا و اروپا یعنی همین مسافران هواپیمای مسافربری ایران که میتوان آن را با یک فرمان به قعر آبهای خلیج فارس فرستاد و آه و ناله و فریاد و شکایت هم به جایی نرسد و افکار عمومی و اذهان خفته هیچ انسان درجه یکی تحت تأثیر قرار نگیرد.
و اما بعد:
انسان درجه دو یعنی فلسطینیهایی که سرزمین آنها را غصب کردهاند و هر روز و لحظه و ساعت در پاسخ اعتراض آنان گلوله، توپ و بمب شلیک میکنند.
انسان درجه دو یعنی مردمانی که در برابر قدرت استعماری و امپریالیستی غرب توان دفاع از خود ندارند و باید همانند عربستان مدام سر کیسه را شل کنند و گاو شیرده باشند و تا میتوان شیرشان را دوشید آنها را نوازش کرد و دست بر سر و گوششان کشید و هر جنایتی هم که در حق مردم خودشان و مردمان دیگر و حتی همکیشانشان مرتکب شوند نادیده گرفت و گفت:
گاو شیرده گاهی لگد هم میزند.
انسان درجه دو از دیدگاه ترامپ که خود را مظهر قدرت آمریکا و غرب میداند یعنی ملتی که میتوان با آنها قرارداد امضا کرد و آن را هر وقت بخواهد یک طرفه فسخ کند و ادعای طلب هم نماید. با این وصف تمامی ذخایر دریاها و اقیانوسها و استفاده از فضا برای پژوهشهای علمی و دستگاهی به کرات، مخصوص انسانهای درجه یک است و درجه دومها حق دست از پا خطا کردن ندارند هر چند در قانون بینالملل عمومی دریاها و اقیانوسها میراث بشریت قلمداد شود.
و اما بعدتر:
برای آنکه انسان درجه دو نباشیم باید به قدرتی برسیم که بتوانیم در تکنولوژی، صنعت، قدرت نظامی و آمادگی اقتصادی گوی سبقت در میدان مسابقات جهانی را برباییم و چون به لحاظ اخلاقی، عقیدتی و انسانمکرمتی نمیتوانیم و نمیخواهیم در جرم و جنایت بر علیه بشریت هم داستان و هم آوای آنان باشیم پس حق پیشرفت هم نداریم.
حال اگر در آنچه به دست میآوریم به شیوه دیگران تن به فئودالیسم جهانی (ارباب رعیتی آمریکایی) بدهیم آن وقت میشویم عربستان که اختیاری از خود برای صلح با همسایگان بدون اجازه ارباب ندارد هر چند اقتصاد وابسته به دلارهای نفتی و سیاست بدون چون و چرای آمریکا موجب شده باشد ارزش پولشان پیوسته حفظ شود و گرفتاریهای اقتصادی از نوع گرفتاریهای اقتصادی ما نداشته باشند و مدام در بوق و کرنای رسانههایشان بدمند که:
ما چنینیم و شما چنان، ما خوشبختیم و شما بدبخت…
استقلال و دفاع مشروع و مقاومت میتواند انسان را از چشم دشمنان به انسان درجه یک تبدیل کند حتی اگر آنها بر زبان نیاورند.
انسان درجه یک، امروز نه اتکا به فرهنگ پیشینیان است و نه به سابقه تاریخی و نه به داراییهای مالی و اقتصادی… انسان درجه یک انسانی است که دارای فرهنگ دفاع، مقابله و قدرت ایمان برای کسب حریت و آزادگی و رهایی از وابستگیهای تحمیلی.
آمریکاییها و اروپاییها هر چند خود را انسان درجه یک و پیشرفته و متعالی قلمداد میکنند و به رخ بکشند بواقع انسانهای درجه سه هم نیستند. آنها در اسارت تمایلات و حرص و آزهای مادی و اقتصادی یکدیگر را میدرند چون قدرت را از دهانه اسلحه به دست آوردهاند نه از کرامت انسانی و اخلاقی…
فیالحال وضع چنین است ما در محک ترازوی ارزیابی اروپا و آمریکا چه وزنی داریم و چه قدر میارزیم؟
آنها به اشتباه وزن ما را در دانش هستهای و دستاوردهای نظامی محک میزنند که نمیخواهند به اقتدار صنعتی و علمی دست یابیم غافل از آنکه انسانیت در باور و عمل و اخلاق حقیقی رخ مینماید نه اخلاق علمی.
والسلام
- سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ تیر ۱۳۹۸