یادداشت
محمد عسلی
آسیبشناسی ادبیات کودک
حافظههای ما بعد از گذشت ۶۰ سال هنوز به یاد میآورند اشعار ساده و اخلاقمداری را که در کتابهای درسی دوران ابتدایی حفظ میکردیم و با ذوق خاصی متلها، داستانکها و تمثیلهای نغز آنها را در محافل و مجالس میخواندیم.
کودکی کوزهای شکست و گریست … از پروین اعتصامی
زاغکی قالب پنیری دید …
به علی گفت مادرش روزی …
آهای! آهای! ای بچه جان …
گویند مرا چو زاد مادر … از ایرج میرزا
تک تک ساعت چه گوید هوشیار …
داشت عباسقلی خان پسری …
بابای خوب و پیرم …
هنوزم به خردی به خاطر در است …
چه خوش گفت: زالی به فرزند خویش …
من که از گل بهترم. پسرم من پسرم
فریدون مهربان است …
بچه خوب و عاقل و هوشیار …
پیشهور باهنر اصفهان …
دید موسی یک شبانی را به راه …
ما همه کودکان ایرانیم …
ای مادر عزیز که جانم فدای تو …
میهن خویش را کنیم آباد …
برو کار میکن مگو چیست کار …
بدین کشور کسی خدمتگزار است …
عید نوروز اول سال است …
شب تاریک رفت و آمد روز …
سیر یک روز طعنه زد به پیاز …
ابلهی دید اشتری به چرا …
خوشا مرز ایران عنبر نسیم …
بود شیری به بیشهای خفته …
یکی طفل دندان در آورده بود …
در دست بانویی به نخی گفت: سوزنی …
یکی در بیابان سگی تشنه یافت …
یکی ابلهی ریگ بر کفش داشت …
جدا شد یکی چشمه از کوهسار …
گِلی خوشبوی در حمام روزی …
چنان قحطسالی شد اندر دمشق …
یکی روبهی دید بیدست و پای …
زیبایی ای درخت …
کودکان این زمین و آب و هوا …
میازار موری که دانه کش است …
گفت با جوجه مرغکی هشیار …
و اما بعد:
مصرع اول هر یک از اشعاری که در کتب فارسی دوره ابتدایی آمده را بعضاً انتخاب کردم تا یادآور شوم که چرا بعد از گذشت این همه سال در برنامههای تلویزیونی مانند “کودک شو” از کودکان میخواهیم که یه توپ دارم قلقلیه … بخوانند.
آیا ما دچار انقطاع فرهنگی شدهایم؟ آیا این همه اشعار لطیف و نغز و پربها و با معنی را از یاد بردهایم؟
ادبیات کودک ما در عصر فضا و الکترونیک دچار سردرگمی است. گویی اخلاق و باورهای دینی از حافظه مربیان و کودکان ما رخت بر بستهاند؟
راستی چه بایدمان کرد با این نامهربانیها؟
آنچه کودکان را در سنین کودکی به ذوق و توجه سوق میدهد احساسات است. کلمه، حرف، جمله و شعری که برانگیزاننده احساس باشد به خوبی درک میشود و در لوح پاک حافظه مینشیند تا سالیان دراز، و همراه میشود با فکر و اندیشه و خیال که تبلور آن را میتوان در رفتار و گفتار کودکانه دید.
به کدام زیبایی میتوان بهتر از این شعر را با عنوان «نتیجه حرف نشنیدن» به کودک یادآور شد که تمثیل مرغ و جوجه و گرگ در آن آمده است.
و نتیجهگیری آن بدین صورت که:
«لیک چون گربه جوجه را بربود
ناله مادرش ندارد سود
گر تضرع کند و گر فریاد
جوجه را گربه پس نخواهد داد»
و اما بعدتر:
به نظر میرسد در کتابهای درسی و برنامههای تلویزیونی ما نیاز به یک تجدیدنظر کارشناسانه داریم تا بتوانیم ادبیات کودک را از سستی و پیرایهها و از بیمحتوایی و بیقوارهگی بیرون آوریم اینک در تعاملات اجتماعی جوانان ما تا چه میزان در گفتار و کردار، رعایت حقوق دیگران میکنند. اگر اشکالی هست آن را در فضای مدارس پیدا کنیم.
والسلام
- یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله

یادداشت “محمد عسلی” ۱۷ تیر ۱۳۹۸