• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
تعامل سازنده با جهان چرا و چگونه؟
فهم ما از جهان امروز نسبت به ۵۰ سال قبل نسبت ده به صد است. یعنی اگر هر اتفاق زشت و زیبا و یا خوب و بدی در کوچکترین نقطه‌ی دنیا روی دهد تمامی کسانی که حداقل یک گوشی تلفن همراه در اختیار دارند از آن مطلع می‌شوند. این اطلاعات لحظه‌ای با روح، احساس و جسم ما رابطه برقرار می‌کند و چه بخواهیم، چه نخواهیم تحت تأثیر قرار می‌گیریم. این تأثیرات گاه به گونه‌ای است که در زندگی فردی و جمعی ما ورود پیدا می‌کند! گاه به لحاظ اقتصادی، زمانی به علت تأثیرات فرهنگی و وقتی هم از تحولات سیاسی و نظامی آن سود می‌بریم و یا ضرر می‌کنیم.
به عنوان مثال وقتی زلزله، آتشفشان، سیل و حوادثی از این قبیل که معمولاً جزو حوادث طبیعی منظور می‌شوند موجب آوارگی، جان‌باختگی و بی‌خانمانی افراد می‌شود از خود سؤال نمی‌کنیم چه دین و مذهبی دارند و یا متعلق به کدام کشورند. بی‌شک بخشی از غم‌ها و ناراحتی‌های تحمیل شده به انسان‌ها بر فکر و جسم ما هم آوار می‌شود. از این رو است که کمک‌های ملت‌ها و دولت‌ها برای جبران بخشی از خسارت‌ها به سوی کشورهای مصیبت‌دیده سرازیر می‌شوند.
در جنگ‌های داخلی افغانستان، بوسنی و جنگ عراق تعداد قابل ملاحظه‌ای از آوارگان به ایران پناه آوردند که جمعاً بر اساس آمارهای ارایه شده تعدادشان از ۴ میلیون بیشتر بوده است و با گذشت سه دهه از ورودشان بسیاری از آنها در ایران مانده و زندگی خود را ادامه داده‌اند.
این یک نوع تعامل سازنده است که بیشتر جنبه انساندوستی داشته است.
تعاملات سیاسی کشورها به وسیله روش‌ها و منش‌های دیپلماتیک به منظور ایجاد روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هم متداول است که خروجی این نوع روابط به لحاظ اقتصادی صادرات و واردات کالاها، تبادل فرهنگی، داد و ستد در حوزه کشاورزی و خدماتی است و ارتباطات دوطرفه برای تفاهمات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، حضور گردشگران به منظور آشنایی با فرهنگ و تمدن کهن و میراث‌های فرهنگی به جای مانده و آگاهی از شرایط کنونی کشورها و ملت‌ها نیز امروز یکی از مهمترین دستاوردهای صنعت گردشگری است که برای ما می‌تواند حتی بیش از فروش نفت و گاز درآمدزا باشد که متأسفانه به دلایل خاص چندان به آن اهمیت نداده‌ایم.
بسیار در طول تاریخ اتفاق افتاده که حتی جنگ‌ها هم علی‌رغم خسارت‌های جانی و مالی در تعاملات انسان‌ها و آثار آن تعاملات تأثیرگذار بوده‌اند. به عنوان مثال جنگ‌های صد ساله مسلمانان و مسیحیان که به جنگ‌های صلیبی معروف شد یکی از عوامل آشنایی اروپایی‌ها با تمدن و فرهنگ کشورهای مسلمان به ویژه تمدن و فرهنگ ایرانیان و کشورهای اسلامی بود که ویل دورانت مفصلاً در کتاب تاریخ تمدن از آن یاد کرده است.
و اما بعد:
اینک ما در شرایطی قرار داریم که چه بخواهیم و چه نخواهیم گاهی مجبور می‌شویم علی‌رغم میل باطنی‌مان با دشمنان خودمان گفت‌وگو و تعامل کنیم.
یکی از نمونه‌های تعامل که سالیانی است مورد تفسیر و تحلیل سیاسیون و خبرنگاران جهان قرار گرفته و هم اینک هم اخبار آن در رسانه‌ها مدام چاپ و منتشر می‌شود مسأله برجام است.
برجام در واقع یک تعامل چندجانبه با کشورهای ۱+۵ بود که مدت‌هاست افکار عمومی مردم جهان را تحت تأثیر قرار داده است به ویژه آنکه آمریکا با اراده ترامپ رئیس جمهور نژادپرست و یک‌دنده‌اش به صورت یک طرفه و برخلاف تمامی مقررات و قوانین بین‌المللی از آن خارج شد و امضای سلف خود را زیر پا گذاشت و اعتبار معاهدات و توافقات بین‌المللی را ضعیف کرد به هر دلیل که جای بحث فراوان دارد.
و اما بعدتر:
در طول تاریخ بین کشورهای مختلف جهان جنگ‌های خونینی در گرفته که با پیروزی و یا شکست یکی از طرفین منجر به عهدنامه‌ها و موافقتنامه‌هایی ‌شده است که معمولاً طرفین جنگ در طول تاریخ به آنها احترام گزاشته و متعهد به قول و تعهداتشان بوده‌اند و گاهی هم یک طرفه آن عهدنامه‌ها را فسخ کرده‌اند مانند عهدنامه فین‌کن‌اشتاین که توسط ناپلئون یک طرفه لغو شد.
متأسفانه اخیراً چنین به نظر می‌رسد که توافق‌های بین‌المللی از اعتبار چندانی برخوردار نیستند به نحوی که به راحتی و به صورت یک طرفه بسیاری از تعهدات زیر پا گذاشته می‌شود. یکی از نمونه‌های بارز آن عملکرد آمریکا و کشورهای اروپایی در خصوص برجام است. خروج آمریکا از چندین پروتکل بین‌المللی از این جمله است.
خروج صدام از قرارداد الجزایر و اعلام جنگ به ایران و موارد دیگر که ذکر آنها در این کوتاه نوشتار نمی‌گنجد.
آنچه مسلم است تعامل و تفاهم سازنده با جهان موضوعی دوطرفه است و هر یک از کشورها می‌باید اراده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای تحقق آن داشته باشند. با دیپلماسی فریب و خدعه و اعمال زور و تهدید و تحریم هیچ تعاملی صورت نمی‌گیرد و اگر کشوری هم به علت ضعف در مقابل طرف قوی تن به این تعامل دهد بنیان و اساس آن سست و بی‌پایه است و همانند دام عنکبوت با یک حرکت فرو می‌ریزد.
اهمیت تعاملات با جهان و مردمان آن همان بس که در قرآن و سنت‌های اسلامی هم به آن اشاره و اهمیت داده شده است.
به عنوان مثال در قرآن کریم آمده است:
[شما را از دو جنس نر و ماده آفریدیم و شما را به صورت شعبه و قبیله قرار دادیم تا با یکدیگر حشر و نشر کنید، براستی عزیزترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست.]
و نیز در آیه ۶۴ سوره آل عمران خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید:
[بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است اینکه جز خدای یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی خدایان دیگر را جز خدای یگانه نپذیرید، هر گاه از این دعوت سر باز زنند بگویید که ما مسلمانیم.]
و نیز در سوره بقره آیه ۲۸۵ می‌فرماید:
[پیامبر به آنچه از طرف پروردگارش بر او نازل شد ایمان آورده و مؤمنان نیز همگی به خدا و فرشتگانش و کتاب‌ها و پیامبرانش ایمان آورده‌اند و می‌گویند میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمی‌گذاریم…]
این آیات صریح قرآن نوعی تعامل سازنده با ملت‌های جهان و ادیان الهی را الزام‌آور می‌کند. در صدر اسلام هم بین ملت‌ها و کشورهای مختلف اعم از مسلمان و غیرمسلمان تعاملات و تفاهم‌های سازنده‌ای وجود داشته است که ذکر تمامی آنها مثنوی را هفتاد من کاغذ می‌کند.
و در پایان ذکر این نکته بی‌مناسبت نیست که: نویسندگان تاریخ، ادبیات، فرهنگ و تمدن ما در طول چند هزار سال حکایت‌های تلخ و شیرین از تعاملات و تفاهم‌های بین‌المللی را به زبان نقل تاریخی، شعر، داستان و طنز به یادگار گذاشته‌اند که نظر خوانندگان گرامی را به مطالعه آنها جلب می‌کنم.
و السلام

Comments are closed.