• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۴ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
بهزیستی و اما و اگرها
اگر بعد از هزاران سال بتوان در یکی از کرات آسمانی شرایط زندگی را برای بشر و سایر حیوانات مناسب تشخیص داد، آن وقت سیاره‌ای را کشف کرده‌ایم که شرایط زمین را دارد.
یعنی آب، هوا، خاک و هر آنچه در آن است می‌تواند ما را راضی کند که در آنجا نفس بکشیم رشد کنیم، تغذیه مناسب داشته باشیم، استراحت کنیم و نهایتاً عشق بورزیم. پس به قول حافظ عزیز: «آنچه خود داریم ز بیگانه طلب می‌کنیم…»
و اما بعد:
هر چند تضمینی برای تلاش‌های بشر در راه یافتن به سیاره‌ای مانند زمین نیست در صورتی که چنین توفیقی دست دهد، بعد از طی کردن فاصله‌های نوری شاید یکی یا چند نفر بتوانند پای به چنین سرزمینی بگذارند.
همین اندیشه و نتیجه‌گیری از آن کافی است تا قدر زمین را بدانیم و قبل از آنکه با هزینه‌های بسیار به دنبال سیاره دیگری بگردیم که در آن آب و هوای مناسب حالمان باشد در اندیشه حفظ زمین از آلودگی‌ها، کند و کوب‌ها و خرابی‌های ناشی از ترکش بمب‌ها و خمپاره‌ها باشیم که اگر چنین کنیم اول قدم را در راه بهزیستی برداشته‌ایم. زندگی در مکانی ممکن است که آب و هوا و خاک آن آلوده نباشد.
بهزیستی در شرایطی امکانپذیر است که عدالت اجتماعی رهاوردی مانند رفاه و امنیت داشته باشد. رفاه به معنی نگاه مساوی به تلاش همه انسان‌ها نیست زیرا کار و تلاش در همه انسان‌ها به یک اندازه نیست.
استعداد، هوش، تجربه، خلاقیت، پشتکار، دانش و هوش به طور مساوی تقسیم نشده‌اند. آنچه زمینه رقابت و عشق به زندگی را متفاوت نشان می‌دهد میزان توان جسمی، روحی و علمی انسان‌هاست.
بهزیستی صرفاً یک شعار نیست که به آن دل خوش کنیم و همگان را در انتظار تحقق آن گذاریم. بهزیستی برای مردم به طور اعم و تلاشگران عرصه پیکار با جور و جهل به طور اخص ناشی از عملکرد یک سیستم سالم، پویا و منظم است که همگان در بهره‌دهی و بهره‌گیری از آن شراکت داشته باشند و ما آن را نظام یا حاکمیت می‌دانیم.
امروز بهزیستی یک مقوله تعریف شده علمی است که حداقل و حداکثر میزان رفاه و امنیت را برای یک فرد یا یک خانواده و نهایتاً یک اجتماع معین می‌کند.
آنچه ما از بهزیستی در ذهن و حافظه داریم و بیشتر روی آن تبلیغ شده است بهزیستی اداره و تشکیلاتی است که افراد مستمند، فقیر و بیچاره را تحت پوشش تدارکاتی و مالی قرار می‌دهد لیکن بهزیستی یک مفهوم کلی است که به تمام خواسته‌های انسان‌ها اعم از فقیر و غنی و دارا و ندار پاسخ می‌دهد.
اشاعه فرهنگی که همگان را ملزم و متعهد به قانونمداری و رعایت حقوق یکدیگر کند و نگاه‌ها را از خودخواهی‌ها به نیازهای اجتماع سوق دهد به بهزیستی کمک می‌کند. کمکی مانند واکسن ضد بیماری‌های واگیر و مسری، کمکی مانند رفع عطش همگان در شرایط سخت و دشوار گرمای تابستان.
بهزیستی یک رابطه مستقیم با آزادی هم دارد. آزادی فردی و جمعی در موضوع نظارت بر اعمال و خواسته دولت‌ها و حاکمیت‌ها، آزادی در بیان نیازها، نقدها و الزاماتی که می‌طلبد تا جامعه به صلاح و رستگاری رود.
بهزیستی با باور و ایمان انسان‌ها به عنوان یک پلیس درونی و بیدار و مقید به ضوابط و مقررات هم رابطه تنگاتنگ و نزدیک دارد.
بهزیستی یعنی پالایش یک جامعه از جرم و جنایت و خشونت و دروغگویی و ریا و کلاهبرداری و پیشگیری از خطرات ناشی از زیاده‌خواهی‌ها و حسادت‌ها که عالم و عامی و دارا و ندار نشناسد و همگان را به قوت پرهیزکاری و تقوی هدایتگر باشد.
بهزیستی یعنی احساس مسئولیت همگانی در حفظ محیط زیست و مطالبه سلامت آنان از هر عاملی که مخرب باشد.
بهزیستی یعنی تفهیم وجدانی این مطلب مهم که سلامت فرد در گرو سلامت جمع است و بالعکس.
و اما بعدتر:
پیشگیری از وقایع تلخ و خسارت‌بار توسط هر سه قوای حکومت به نسبت توان‌ها و اختیارات به بهزیستی کمک می‌کند تا قبل از آلودگی به فکر چاره باشند تا وقایعی روی ندهد که زندگی انسان‌ها را تحت تأثیر بیماری‌ها، ناامنی‌ها، فقر، بیکاری، جدایی و اعتیاد و جنگ ملوث و تخریب نماید.
میزان درآمد سرانه و افزایش آن، رشد اقتصادی، کاهش آمار و نرخ بیکاری، پیشگیری از اعتیاد و طلاق، ولنگاری و فسادهای اداری و درون سازمانی کمک می‌کنند که زندگی انسان‌ها از یک وضعیت مطلوب برخوردار باشد.
امام علی(ع) می‌فرمایند: «العلم و العمل توأمان اذا افترقا احتراقا»
[دانش و کردار با هم تأثیرگذارند اگر یکی جدا شد دیگری هم نابود می‌شود]
متأسفانه جامعه امروزی ما و دیگر جوامع جهان چه بسا از دانش‌های بسیاری بهره‌مندند لیکن در عمل تبلور نیافته‌اند.
به عنوان مثال اینکه چه چیز خوب است و چه چیز بد است را بیشتر انسان‌ها درک کرده‌اند و دانش آن را دارند اما در بسیاری مواقع در عمل لحاظ نمی‌شود.
دزدان با چراغ بیشتر می‌دزدند و خیانتشان خسارت‌بارتر است. همیشه اینگونه نیست که جاهلان راه بهزیستی را مسدود می‌کنند. چه بسا عالمانی که در مسدود کردن جاده زندگی تأثیرگذارترند.
فلسفه وجودی دین، مذهب، اخلاق، دانش، تجربه و حتی فن‌آوری‌های نوین، همه برای بهتر زیستن است اما افسوس که همه شمشیر دو لبه‌اند و گاه در خدمت شیطان نفس قرار می‌گیرند که اگر چنین نمی‌بود زمین و زمان و هر آنچه در آنهاست بهزیستی را امکانپذیرتر می‌کرد.
به امید روزی که اندیشه‌های آسمانی و زمینی راه بهزیستی را هموارتر نمایند و در دو خط موازی نویدبخش راه سلامت باشند.
والسلام

Comments are closed.