• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۶ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
رابطه توسعه سیاسی و عمرانی و نیازهای انسانی
بر اساس یافته‌های تاریخی و آثار به جای مانده از انسان‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی تمدن‌های آغازین نخست در کنار رودها بنا شده‌اند. نهرها و رودخانه‌هایی که نیاز انسان‌ها را برای دسترسی به آب آسان می‌کردند. تمدن‌های کهن، از جمله تمدن مصر، هند، ایران، چین، بین‌النهرین و بابل و … همه در کنار و یا در نزدیکی رودهای بزرگ بنا شده‌اند.
پس آب نیاز اولیه انسان‌ها و هر موجود زنده دیگر است و از آب، نان حاصل می‌شود. بهداشت و ساخت و ساز پدید می‌آید و هوا برای نفس کشیدن و ابر و باران برای امید بستن به آسمان و زمین.
و اما بعد:
وقتی با نیروی برق آب از اعماق زمین به داخل لوله‌ها سرازیر شد و دورترین نقاط در هر خانه و مأوایی به یک چشمه همیشه جوشان تبدیل گشت با خود نیازهای دیگر را رفته رفته ایجاد نمود تا روستاها به راه صاف و مهندسی دسترسی داشته باشند و برق خانه‌های آنان را روشن کند و چون برق می‌تواند یخچال و تلویزیون و گیرنده‌های پیام‌ها را راه‌اندازی کند گذشته از شهرها، روستاها هم نیاز خود را در آن می‌بینند که در پشت‌بام خانه‌هایشان آنتن ماهواره و تلویزیون نصب کنند و روی فرش‌های ماشینی که ارزان‌تر است بنشینند و از ظروف پلاستیکی استفاده کنند و به نوعی زندگی شهرنشینی را در روستاها تجربه کنند.
پس به هر میزان که توسعه اقتصادی و عمرانی اتفاق بیافتد و رشد داشته باشد به همان نسبت نیازها افزون می‌شود و سطح توقعات و خواسته‌ها بالا می‌رود.
یکی از رهاوردهای انقلاب اسلامی ایران تحولی بود که در روستاها ایجاد شد و اغلب روستاییان از نعمت جاده آسفالته، برق و دیگر مظاهر تمدن جدید و صنعتی برخوردار شدند اما به نسبت این برخورداری شاهد تحولات فرهنگی برای تغییر در رفتارها نبوده‌ایم از این رو است که تضاد سنت و مدرنیته عمیق‌تر شده و بازده آن ناهنجاری‌هایی است که منجر به معضلات فردی و اجتماعی شده است.
بالا رفتن سن ازدواج در روستاها، کوچ و مهاجرت روستاییان به شهرها، افزایش نرخ طلاق و بیکاری و ضعف باورهای دینی به علت تأثیرپذیری از تحلیل‌ها و تفسیرهای کانال‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای بیگانگان باعث بروز نوعی خلأ شده که ریاکاری و ظاهرسازی به جای باورهای اخلاقی و دینی نشسته است و نگاه‌ها بیشتر به سمت و سوی نیازهای مالی و اقتصادی دور می‌زند تا نیازهای اخلاقی و روانی.
و اما بعدتر:
برای جبران چنین نقیصه‌ای ما به یک تحول فرهنگی و آموزشی نیاز داریم که بتواند نظم، قانونمندی، فرهنگ هم سرنوشتی و اخلاق طبیعی را در اندیشه، گفتار و عملکرد همگان نهادینه کند.
پیش‌زمینه چنین تحولی اصلاح ساختار اقتصادی و تثبیت ارزش پول ملی است تا هر ایرانی اعم از شهری و روستایی بتواند با درآمد خود حداقل برای مدت یک سال دخل و خرج را محاسبه کند و دلواپس تورم، گرانی و کاهش ارزش و نقدینگی‌هایش نباشد.
هر چند اقتصاددانان بر این باورند که اقتصاد یک شبه خراب می‌شود اما ممکن است صد ساله آباد نشود.
انقلاب اسلامی علی‌رغم تحولات سیاسی و عمرانی به ویژه در روستاها به دلیل استقلال‌طلبی و عدم وابستگی سیاسی به خارج راه چهل ساله را با سختی‌های بسیار طی کرده و از فراز و نشیب‌های تندی عبور کرده است اما هم اکنون با شرایطی مواجه است که مهمترین آن اصلاح ساختار اقتصادی است که برای رسیدن به آن راهی جز پرهیز از چالش‌های سیاسی و نظامی متصور نیست هر چند مردم تاکنون این سختی‌ها را به جان خریده و برای تحقق آرمان‌های انقلاب از خودگذشتگی‌های بسیاری را بروز داده‌اند. اما هم اینک وقت آن رسیده تا شاهد اصلاحاتی در مسایل اجتماعی، شیوه دادرسی‌ها، مقابله با نیروهای مزاحم و نهایتاً رویکردی عالمانه و جدی در اصلاح ساختار و کسب و کار و ایجاد اشتغال باشیم.
توسعه عمرانی و سیاسی شرایط را برای پاسخگویی به نیازها تسهیل می‌کند اما ضروری است به موازات آن اقتصاد پاسخگو و درآمد مکفی برای خانواده‌ها فراهم باشد تا به طور طبیعی روندی ایجاد شود که شاهد کاهش رفتارهای غیرمتعارف باشیم.
زیرا افزایش گناه و جرم و جنایت و حتی تخطی از قوانین موضوعه ریشه در نیازهای اقتصادی و روانی دارد که به نیازهای فرهنگی و سیاسی هم دامن می‌زند.
رهاورد دین و مذهب زندگی سالم، امیدافزایی، حسن همجواری، احترام به حقوق یکدیگر، اتحاد و برادری و قناعت و پرهیز از زیاده‌خواهی است که عبودیت و بندگی خدا ریشه‌های عصیان و منیت‌ها را می‌خشکاند.
اما آنچه این باورها را در سایه قرار می‌دهد و ناباوری‌ها را افزایش می‌دهد تبعیض، بی‌عدالتی، رانتخواری و ریاکاری و دروغ است که تمامی این جرایم و گناهان در دین ما مسلمانان عقوبت و مجازات دارد.
امام علی (ع) می‌فرماید: «الفقر الموت الاکبر» [فقر مرگ کبیر است]
امام محمدباقر (ع) بر این باور است که: «من لا معاش له لا معاد له» [کسی که امکان تأمین زندگی ندارد باور به روز قیامت هم ندارد]
پیامبر اسلام (ص) فرموده: «کاد الفقر ان یکون کفرا» [همانا که فقر به کفر می‌انجامد]
سعدی به تأسی از این گفته‌ها به زیبایی بیان کرده:
«یکی تحرمه عشا بسته دیگری منتظر عشا نشسته. این بدان کی ماند…»
و در جایی دیگر گفته:
«شب چو عقد نماز می‌بندم
چه خورد بامداد فرزندم»
بواقع فقر می‌تواند عامل بسیاری از گناهان، جرایم و عصیان‌ها باشد. آن فقری که پیامبر اکرم(ص) بدان افتخار می‌کرد فقر مادی نبود که فرمود: «الفقر فخری» بلکه احساس ناداری در برابر خدا بود.
علی ای‌ حال: به همان نسبت که توسعه سیاسی و عمرانی در ایجاد نیازهای انسانی تأثیرگذارند به همان نسبت اقتصاد پویا و سالم است که پاسخگوی این نیازهاست. اگر تمامی توجهات به دوام ضربان قلب باشد چه بسا بیماری‌های دیگری که به حساب نمی‌آیند، آسیب‌های جدی به قلب وارد کنند و امنیت ما را به خطر اندازند. همین امروز باید کاری کرد که فردا خیلی دیر است.
والسلام

Comments are closed.