سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آسیبزایی اقتصاد دولتی
از قول رئیس قوه قضایی کشور نقل شده بود که ۸۰ درصد اقتصاد ایران دولتی است. اگر چنین باشد که هست بنابراین در خیلی از موارد که ما با اختلاس و فساد و رانت و زد و بندهای سریالی مواجه هستیم در واقع باید بابت این تخلفات و هچنین گرانفروشی، احتکار، کمفروشی، کیفیت پایین کالاهای تولیدی، خروج ارز از کشور و بسیاری از نابسامانی های رایج در داد و ستدها از کسی شکایت کنیم که خودش مسئول رسیدگی به شکایات است. نه تنها در مقولهی اقتصاد بلکه در بسیاری از موضوعات دیگر نیز، درهم تنیدگی مسئولیتها و حضور افراد محدود در دایرهی بستهی قدرت، شرایطی را به وجود آورده که گاهی سررشتهی یک اقدام خلاف قانون در جریان پیگیریها گم میشود.
ممکن است کسانی تصور کنند که واگذاری تولی گری اقتصاد به بخش خصوصی مکانیزم چندان پیچیدهای نداشته باشد و خیلی راحت بتوان بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی با بخشنامههای گوناگون این مشکل را حل کرد و کارها را به مردم واگذار نمود اما داستان به این سادگیها هم نیست زیرا دولتها ظرف چند دههی گذشته و حتی پیش از انقلاب نیز از طریق چنبره زدن بر کارخانه ها و مراکز تولیدی و معادن و منابع زیرزمینی توانسته اند دوام داشته باشند. در اقتصاد دولتی مردم به گروگان گرفته میشوند و تولید و کیفیت و نظارت و خرید و فروش به صورت مستقیم یا غیرمستقیم زیر نظر دولت صورت میگیرد و بازجستی هم نیست؛ حتی نهادها نیز که ظاهراً مستقل از دولت عمل میکنند، مستقل از بدنهی نظام نیستند. به این ترتیب بکارگیری نیروها و استخدام افراد نیز مستقیم و غیرمستقیم زیر نظر دولتها و نهادها صورت میگیرد. طبیعی است که با ادامهی این وضعیت نباید انتظار داشت که به این زودی شاهد بهبود کیفیت کالاهای داخلی و جان گرفتن بخش خصوصی و پاسخگو بودن تولیدکنندگان در موضوع کیفیت و قیمت و نحوهی توزیع و همچنین پایان یافتن فسادها و اختلاسها باشیم. برخی افراد هم که به عنوان صادرکننده یا واردکننده فعالیت میکنند با عبور از فیلترهای خاص و استفاده از رابطه و رانت توانستهاند مجوز بازرگانی و استخراج معدن و تأسیس کارخانه و راهاندازی شرکت را بگیرند و همینها موجب بدنامی صادرکنندگان و واردکنندگان و تولیدکنندگان واقعی شدهاند و یقه سفیدهای عرصهی اقتصاد را تشکیل دادهاند و حتی میتوانند با متزلزل کردن بازار ارز و انواع بازارها دولت را تحت فشار قرار دهند و برای خودشان قدرتی مستقل دارند و زور کمتر کسی به آنها میرسد. در واقع یکی از دلایل بالا بودن فرار مالیاتی نیز همین است که دولت با ساز و کارهای معمول در دنیا نمیتواند گریبان برخی افراد را بگیرد. اغراق نیست اگر بگوییم مشکل اصلی ما در مباحث فرهنگی، مناسبات اجتماعی و سیاسی و حقوق شهروندی نیز به همین داستان باز میگردد. چرا که دولتی بودن اقتصاد به اصل مطالبهگری مردم در تمامی حوزهها آسیب وارد کرده و اینگونه نیست که بتوان با بگیر و ببند همه چیز را تمام شده تلقی کرد. وقتی بالاترین قدرت قضایی علناً میگوید تا زمانی که تولیگری دولت بر اقتصاد ۸۰ درصدی باشد مبارزه با انواع تخلفات اقتصادی بسیار دشوار است دیگر تکلیف روشن است! کاملاً آشکار است که وقتی قرار است دولت بخش معظمی از اقتصاد را مدیریت کند، بستری برای رانت فراهم میشود و رانت جاده صافکن اختلاس و دزدی و قوم و خویش بازی و ناشایستگی مدیران کارخانجات دولتی و خصولتی میشود. در اقتصاد مبتنی بر میدانداری بخش خصوصی بر اساس کد کالا میتوان تشخیص داد که در چه زمانی و توسط چه کارخانهای و در شیفت کاری چه افرادی تولید شده و کنترل کیفیت آن توسط چه کسی صورت گرفته تا اگر پس از عرضهی کالا به بازار مشخص شد که فاقد کیفیت و کارایی لازم است، مصرفکننده بتواند از حقوق خود دفاع کند. تاکنون بارها اتفاق افتاده که یک کارخانه مشهور دنیا برخی از تولیدات خود را برای اصلاح و تعویض قطعه و رفع نارسایی فراخوان داده و هزینهی حمل و نقل و جابهجایی و خسارت معطلی مشتری و سایر خسارات احتمالی را نیز پذیرفته است اما مشابه چنین اتفاقی را در کشور شاهد نبودهایم. وقتی یک فرمانده عالیرتبهی انتظامی پس از بارها بررسی و تحلیل علت تصادفات جادهای اعلام میکند که پراید و پژو ۴۰۵ نباید در جادههای خارج از شهر تردد کنند اما متعاقب چنین اظهارنظری هیچ اتفاقی نمیافتد و تنها در یک روز شاهد مرگ ۲۸ نفر در جادههای کشور هستیم یعنی باید تمامی این مصیبتها را در اقتصاد دولتی جستجو کنیم. دفاع از امنیت مردم تنها این نیست که مانع از تجاوز بیگانگان به مرزهای کشور شویم بلکه دفاع از جان مردم در داخل کشور نیز به گونهای یک اقدام امنیتی تلقی میشود چه در حوزهی غذا، چه دارو و چه خودرو. کما اینکه اگر کل تلفات جنگ تحمیلی را به تعداد روزهایی که درگیر بودیم تقسیم کنیم، تلفات روزانهی ما در جادهها بیشتر از تلفات جنگ است.
همین تحریمها را در نظر بگیرید و محاسبه کنید که اگر اقتصاد ما دولتی نبود آیا باز هم شاهد تأثیر کوتاهمدت تحریمها در این حد و گستردگی بودیم؟ مسلماً نه اما وقتی کنترل ۸۰ درصد اقتصاد در دست دولت است، فشارهای اقتصادی خارجی خیلی زودتر جواب میدهد! زیرا طرف خارجی میداند که در تنگنا قرار دادن دولت به منزلهی ایجاد اختلال در تولید، توزیع، تخصیص ارز و به هم خوردن توازن صادرات و واردات و تحت فشار قرار گرفتن نهادها و شرکتهایی است که مناسبات ویژهای با دولت دارند.
با این وصف شاید تازیانه تحریمها دولت را بیدار کند تا از تولیگری خود در حوزه اقتصاد بکاهد و تنها در مواردی که میتواند بسترساز، هدایتگر و تسهیلگر باشد وارد چنین عرصهای شود. دولت، مرد میدان اقتصاد نیست.
- شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ تیر ۱۳۹۸