سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مشکلاتی که در صف ایستاده‌اند
هر نسلی ویژگی‌های خاص خودش را دارد. اصولاً ناهمخوانی نسل‌ها و نشانه‌هایی که از دگرگونی سبک زندگی حکایت دارد نباید ما را به این نتیجه برساند که آینده‌ی کودکان و نوجوانان فعلی تاریک است. این بچه‌ها فرزندان زمانه‌ی خودشان هستند. تغییر دل‌مشغولی‌ها، دغدغه‌ها، بازی‌ها و تفریحات، نوع مناسبات اجتماعی و تعاملات جنسی، افت و خیز در دلبستگی یا گریز از تحصیلات دانشگاهی، بلوغ پیش‌رس و در عین حال افزایش سن ازدواج، بی‌رغبتی به فرزندآوری، میل به تنوع، مصرف‌گرایی، راحت‌طلبی، به هم ریختگی ساعات خواب و بیداری، طرح مطالبات گوناگون و … از جمله شاخصه‌هایی است که نسل نوجوان و جوان کنونی را از بزرگترها متمایز می‌کند. برخی از پدر و مادرها انتظار دارند که نوجوانان و جوانان با تأسی از بزرگترها به کمترین‌ها قانع باشند. کار و فعالیت را جدی بگیرند و همواره گوشی آماده‌ی شنیدن برای پند و اندرزها داشته باشند و در چارچوب‌هایی که برای آنها تعیین می‌شود رفتار کنند اما واقعیت چیز دیگری است. در حال حاضر جامعه‌ی ما با سلیقه‌ی اقلیتی سنتی و دلبسته به نمودها و نمادهایی که بعضاً کمترین زمینه‌ای برای بروز و ظهور آن مهیا نیست اداره می‌شود که اگر غیر از این بود شاهد همراهی و هم‌افزایی تمامی طیف‌های اجتماعی با طرح‌ها و برنامه‌های بعضاً پرهزینه نبودیم. آیا تاکنون از خود پرسیده‌ایم که چرا هزینه‌ی پیام‌رسانی و تبلیغات برقراری ارتباط و تشکیل اجتماعات نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و بازخورد آن نیز به اندازه‌ای پایین است که با هزینه‌ها تناسبی ندارد؟ یکی از نشانه‌های ناهمخوانی طرح‌ها و برنامه‌ها با روحیات مردم، ایجاد تغییرات فصلی و موسمی در آنهاست دقیقاً مثل قوانین اقتصادی که هنوز مرکب یکی خشک نشده قانون دیگری تصویب می‌شود. این همه تغییرات چه معنایی دارد جز اینکه ما راه را گم کرده‌ایم و در کمال بی‌اعتنایی به اشتباهات متوالی می‌گوییم با تغییری کوچک همه چیز درست می‌شود اما همین که عده‌ای با رصد آمار و ارقام، به عدم نتیجه‌بخشی برنامه‌ها پی می‌برند به سراغ برنامه‌های جدید می‌روند و روز از نو روزی از نو … (ادامه…)