• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۰ مرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نردبان شهرت و محبوبیت
دیده شدن، مهمترین دغدغه‌ی انسان‌هاست، از این رو بهترین نظام اجتماعی آن است که هر کسی فراخور تلاش و توانایی‌ها، فداکاری‌ها، هنر، دانش و وقت و عمری که در خدمت دیگران سپری می‌کند، به چشم بیاید زیرا بیشترین چالش‌های روحی و روانی و اجتماعی ریشه در فقدان چنین نگرشی دارد. دیده شدن تنها به معنای در معرض تماشا قرار گرفتن نیست، بلکه پرداخت کامل حقوق و دستمزد، به کار گرفته شدن فراخور علاقه و توانایی‌ها، تشویق شدن و به حساب آمدن نیز به منزله‌ی دیده شدن است. اوج دیده شدن با شهرت و محبوبیت همراه است. به هر حال از آنجایی که شهرت و محبوبیت امتیازات و فرصت‌هایی را به دنبال دارد موجب می‌شود که همه در این موضوع از یکدیگر پیشی بگیرند. اگر چه هرکسی این شانس را دارد که با انجام کارهای مهم و خارق‌العاده و اثرگذار برای خود شهرت و محبوبیت دست و پا کند اما نقش رسانه‌ها خصوصا رسانه‌های صوتی و تصویری و مطبوعات برای بازتاب دادن بزرگی و تلاش افراد بسیار حائز اهمیت است. البته شهرت و محبوبیت آفات و پیامدهای ناخوشایندی هم دارد از جمله این که امکان زندگی معمولی را از افراد مشهور و محبوب می‌گیرد و آنها را ناگزیر می‌سازد که خود را از نعمت تعامل و همنشینی با مردم کوچه و بازار محروم کنند. جالب اینجاست که مردم عادی نیز با هدف کسب شهرت و اعتبار، خود را به افراد مشهور و محبوب نزدیک می‌کنند تا از این نزدیکی برای نشان دادن سنخیت و همگنی خود با چنین افرادی بهره‌برداری کنند. این روزها که فضای مجازی در بحث بازتاب دادن اخبار و رویدادها، گوی سبقت را از سایر رسانه‌ها ربوده و مخاطب‌پروری در چنین فضایی سودآور است، حتی سیاستمداران که به رسانه‌های رسمی و دولتی و مطبوعات دسترسی آسان و رایگان دارند نیز ترجیح می‌دهند همه روزه خبری از آنها در فضای مجازی مطرح شود و یا با اظهار نظر پیرامون مسائل روزمره و مورد علاقه‌ی مردم در این فضا جلوه‌گری کنند. ناگفته پیداست که همواره شهرت با محبوبیت همراه نیست. شهرت معمولاً ثابت است اما محبوبیت تابع معیارهایی است که ذائقه‌ی عمومی، نیاز جامعه، سبک زندگی، دستاورد تلاش‌ها، گذشت زمان، ارتقای سطح فرهنگ اجتماعی و افشاگری‌ها و خلاصه موج‌سواری‌ها روی آن تأثیر مثبت و منفی دارد. مخصوصاً محبوبیت سیاستمداران بیش از سایر افراد مشهور دستخوش نوسان می‌شود، چرا که دوری از قدرت، گذشت زمان، شایعات، افشاگری رقبا، تحلیل و ارزیابی عملکرد آنها توسط رسانه‌ها و ارتقای شعور سیاسی مردم در شرایط گوناگون و شکست‌ها و پیروزی‌هایشان چه بسا محبوبیت آنها را به سوء شهرت و نفرت‌انگیزی تبدیل کند. شهرت گاهی می‌تواند حکم تیغ دو لبه را داشته باشد چرا که تمامی رفتارها، سخنان، موضع‌گیری‌ها، خانواده و حتی حریم خصوصی افراد مشهور نیز در تیررس نگاه کنجکاو مردم قرار می‌گیرد به طوری که گاهی جریمه شدن فردی مشهور در بزرگراه به دلیل سرعت غیرمجاز خیلی زود رسانه‌ای می‌شود. از جمله آفات شهرت و محبوبیت، اعتماد به نفس کاذبی است که به فرد مشهور دست می‌دهد و تصور می‌کند مثلاً اگر هنرمند یا بازیگر مشهوری است یا به خاطر قرار گرفتن در یک لیست به مجلس راه یافته حق دارد پیرامون هر موضوعی اظهار نظر کند. گنده‌گویی یکی از آفات شهرت و محبوبیت سیاستمداران است زیرا چنین افرادی همین که جمعیتی گرد آمده را هلهله‌کنان پیرامون خود دیدند، متوهم شده و دست و پای خود را گم می‌کنند و از وعده و گمانه‌زنی و اتهام و تعریف و تکذیب و هر چه به ذهنشان خطور کرد بر زبان می‌آورند، بدون آنکه بدانند در عصر ارتباطات، آن سوی جمعیتی که به لطایف الحیلی پیرامون خود جمع کرده‌اند تا از نامزدی و جایگاه او حمایت کنند، جمعیت مخالف بیشماری نیز می‌شنوند و می‌بینند و داوری می‌کنند.
منتقدان ادبی کلام دلنشینی دارند و می‌گویند “آنکه غربال در دست دارد به دنبال می‌آید” و منظورشان این است که ممکن است شاعری یا نویسنده‌ای در اثر خودشیفتگی تصور کند که بی‌نظیر است اما باید بداند که برای جاودانه شدن یک شاعر و نویسنده باید سال‌های زیادی بگذرد تا جایگاه واقعی‌اش آشکار گردد. سیاستمداران نیز از این قاعده مستثنی نیستند زیرا وقتی همه چیز منجمله رسانه‌ها در خدمت آنها هستند نمی‌توان روی محبوبیت و مقبولیت آنها حسابی باز کرد بلکه باید اجازه داد تا از قدرت فاصله بگیرند و رفتار و گفتارشان نقد و تحلیل شود و مخالفانشان نیز دهان باز کنند تا به مرور جایگاه واقعی آنها مشخص شود. گاهی یک هنرمند پس از ایفای نقش در یک سریال پربیننده به شهرت می‌رسد اما بدون لحاظ داشتن ظرفیت لازم برای برخورداری از چنین شهرتی دست به حرکات جنون‌آمیزی می‌زند که بازتاب ناخوشایندی در افکار عمومی دارد. کما اینکه یک ورزشکار المپیکی که بر سکوی قهرمانی جهان ایستاده پس از اعلام شدن نتایج دوپینگ نه تنها مدال خود را از دست می‌دهد بلکه از شرکت در مسابقات نیز محروم می‌گردد. سیاستمدار دوپینگی هم کم نداریم. بنابراین باید به تاریخ فرصت داوری داد. اگر کورش و کریمخان زند و آریو برزن و حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی و ابن سینا و رازی و ابوریحان بیرونی و … محبوبیت و شهرتی تثبیت شده دارند به این دلیل است که صدها بلکه هزاران سال از مرگ و زندگی آنها گذشته و عملکرد و اندیشه‌ی آنها در شرایط گوناگون مورد بحث و بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و از هزاران غربال گذشته‌اند و آنچه اکنون پیرامون آنها می‌گویند ادعای خودشان نیست بلکه مهر تأیید تاریخ را بر پیشانی دارد! بگذریم.
اصولاً سیاستمداران به دنبال شهرت توأم با محبوبیت برای خود هستند و معمولاً زیر بار محبوبیت دیگران نمی‌روند مگر اینکه بتوانند شهرت و محبوبیت دیگران را به خدمت گیرند و اگر کسی اهل معامله نباشد باید خود را برای تسویه حساب آماده کند! اینجاست که می‌توان انگیزه‌ی بسیاری از افشاگری‌ها را در همین داستان سوء شهرت و محبوبیت جستجو کرد. این که شخصی بگوید اگر افشاگری کنند من هم افشاگری می‌کنم معنایی جز این ندارد که من تاکنون حقیقت را کتمان می‌کرده‌ام. پرواضح است که چنین شخصی به خاطر مردم افشاگری نمی‌کند بلکه به دنبال انتقام گرفتن از کسانی است که او را از میدان محبوبیت به در کرده‌اند. در چنین شرایطی است که اهمیت استقلال و مردمی بودن رسانه‌هایی که با بودجه‌ی عمومی اداره می‌شوند روشن می‌شود. چرا که یکی از ابزارهای ایجاد شهرت و محبوبیت هستند. باید درک کرد وقتی نردبان شهرت و محبوبیت را زیر پای کسی می‌گذاریم در واقع او را روی شانه‌های مردم می‌نشانیم. مردمی که تاکنون بارها چوب محبوبیت‌های کاذب را خورده‌اند و زیان دیده‌اند.
شهرت و محبوبیت، نردبانی است که بالا رفتن از آن به سختی افتادن از آن نیست.

Comments are closed.