• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سهل و ممتنع متعادل‌سازی فضای مجازی
این روزها که فضای مجازی از لحاظ مخاطب‌پروری به اولین رسانه‌ی اجتماعی تبدیل شده و مرزهای زمان و مکان و موضوع را درنوردیده و هیچ حدّی برای اطلاع‌رسانی قائل نیست و به تمامی عرصه‌ها سرک‌کشی می‌کند و فاقد دیدبانی لازم است، جلوه‌گری خبرنگاران حرفه‌ای در رسانه‌های قانونی و برخوردار از دیدبان، کار بسیار دشواری است چرا که از زمان وقوع یک رویداد تا زمانی که صدا و سیما و مطبوعات مبادرت به بازتاب آن می‌کنند، متناسب با اهمیت حادثه‌ای که رخ داده، در فضای مجازی بارها به آن پرداخته می‌شود. تفاوت اساسی فضای مجازی با رسانه‌های قانونی آن است که در فضای مجازی هر کسی با هر دیدگاه و با هر میزان آگاهی و تخصص می‌تواند پیرامون یک حادثه یا موضوع اظهار نظر کند. در چنین شرایطی مدیریت افکار عمومی کار بسیار دشواری است. البته مردم به تجربه دریافته‌اند اخباری که در فضای مجازی بازتاب داده می‌شود و اظهار نظرها و داوری‌ها پیرامون آن از اعتبار کارشناسانه و الزام‌آوری بالایی برخوردار نیست ولی در عین حال نکته‌ی مثبت بازتاب رویدادها در فضای مجازی این است که رسانه‌های قانونی نمی‌توانند به سادگی از کنار خبری که به حد شیاع رسیده و موج ایجاد کرده بگذرند و پیرامون آن اطلاع‌رسانی نکنند چرا که حداقل برای رفع سوءتفاهم‌های ایجاد شده هم که باشد مسئولان مربوط ناگزیر از اظهار نظر و یا تصحیح خبر و یا تأیید و تکذیب و اعلام هشدار هستند. نکته‌ی مثبت دیگری که انتشار یک خبر در فضای مجازی دارد این است که با جمع‌بندی شایعات گوناگون پیرامون یک رویداد به تدریج خبر هویت مثبت و یا منفی پیدا می‌کند و خبرنگاران با تکیه بر خرده خبرها و شایعات و گمانه‌زنی‌ها و عکس‌های مرتبط و غیرمرتبط منعکس شده در فضای مجازی به سراغ مسئولین و کارشناسان و صاحب‌نظران می‌روند و از آنها توضیح می‌خواهند. انتظار غیرمعقولی نیست اگر در روابط عمومی ادارات دولتی و نهادها و حتی تشکل‌های غیردولتی و کارخانجات بزرگ، شعبه‌ای ویژه پاسخگویی به اخبار و شایعات مطرح شده در فضای مجازی راه‌اندازی شود کما اینکه صدا و سیما نیز اخیراً در برخی از برنامه‌های خبری خود به تحلیل مطالب عنوان شده در فضای مجازی که بازدیدکننده و مخاطبان زیادی داشته می‌پردازد. به هر حال مسئولین ما چه بخواهند و چه نخواهند با واقعیتی به نام فضای مجازی روبه‌رو هستند که قابل مهار و دیدبانی نیست و با سختگیرانه‌ترین قوانین هم نمی‌توان از ترکش انفجار برخی از اخبار آن در امان بود. گاه عکس قدیمی رویدادی مشابه را برای حادثه‌ای جدید می‌گذارند و مخاطبان خود را متوحش می‌کنند به طوری که بازنشر آن می‌تواند به القای احساس ناامنی منجر شود. بارها اتفاق افتاده که خوردن و یا نخوردن یک محصول غذایی و دارو را عامل ابتلا به انواع بیماری‌ها عنوان کرده‌اند و وزارت بهداشت را وادار به واکنش نموده‌اند. گاهی رفتاری سرزده از یک فرد مبتلا به مشکل روحی را به عنوان رفتاری رایج و جاافتاده جا زده‌اند که نمونه‌های آن فراوان است و متأسفانه وجود کسانی که در جامعه‌ی بلاتکلیف ما در مسیر افراط و تفریط گام برمی‌دارند و دائماً در حال تخطئه‌ی یکدیگر هستند موجب بروز واکنش‌هایی می‌شود که همه را دچار سردرگمی می‌کند. اصولاً فضای مجازی وارث تکیه رفتارهای انباشته شده در فرهنگ شفاهی است که بدون پردازش و تصفیه به ما رسیده به این معنا که اگر در گذشته عده‌ای با یک کلاغ چهل کلاغ و بهتان و غیبت و در آمیختن راست و دروغ به تدریج فضای جامعه را ملتهب می‌کردند، همین عمل ظرف مدتی کوتاه در فضای مجازی رخ می‌دهد و چنین واقعیتی موجب شده که محاسن این وسیله‌ی ارتباطی تحت‌الشعاع استفاده‌های غلط از آن قرار گیرد و زمینه‌ساز ایجاد محدودیت برای آن شود. علت اینکه غربی‌ها با مشکلاتی مشابه آنچه ما در خصوص فضای مجازی با آن مواجه هستیم، روبه‌رو نمی‌شوند این است که آنها پیش از رواج تلفن همراه و اینترنت، به مدد رسانه‌های چند صد ساله اطلاع‌رسانی نسبتاً شفافی داشته‌اند و از فضایی بسته و سانسورآلود به استقبال وسایل ارتباطی جدید نرفته‌اند اما در جامعه‌ی ما مردم پیش از بهره‌مندی از اینترنت و تلفن همراه تشنگی زیادی برای سخن گفتن و اظهار نظر داشتند و اکنون می‌خواهند سال‌ها سکوت و دوری از تریبون‌های عمومی را جبران کنند.
اینکه تصور شود با وجود فضای مجازی هر کسی می‌تواند در قامت یک خبرنگار ظاهر شود و مدعی تنویر افکار عمومی باشد بسیار غیرواقع‌بینانه است زیرا خبرنگار آینه نیست که صرفاً بازتاب‌دهنده باشد بلکه گزینشگر، تحلیلگر، پیگیر، بایگانی‌کننده‌ی اخبار برای مراجعه‌ی مجدد به آن و همچنین اهل مطالعه پیرامون حوزه‌ی خبری خود است. به همین دلیل نباید خبرنگاران و عکاسان را دست کم گرفت البته ناگفته نماند که خدمات یکسویه‌ی فضای مجازی به خبرنگاران هم کم نیست چرا که بن‌مایه‌ی برخی پرسش‌ها که در محافل خبری خطاب به مسئولین مطرح می‌شود نشأت گرفته از جو حاکم بر فضای مجازی است که از لحاظ کمی صرف نظر از کیفیت به میزان مطالبه‌گری‌ها افزوده است. همچنین گاهی خبرنگاران با این استدلال که اگر مسئولین پاسخی برای سئوالات ما نداشته باشند نباید انتظار داشته باشند که دیگران و یا منتقدان با پاسخ درست و غلط خود در فضای مجازی به مردم خط ندهند، تلاش می‌کنند مسئولین را به پاسخگویی وادار کنند! بدون بزرگنمایی می‌توان مدعی شد که فضای مجازی زمان را در کشورهای خیز برداشته برای توسعه نظیر ایران نزدیک به ۵۰ سال جابه‌جا کرده و به سرعت برخی تغییرات افزوده است. هر چند نباید از نظر دور داشت که گاهی به دلیل شتابزدگی شاهد خامسوزی برخی تجدیدنظرطلبی‌ها که بستر لازم برای تحقق آن فراهم نشده هستیم. اگر بخواهیم در یک نگاه کلی به داوری بنشینیم باید بگوییم که سنت‌گرایان و محافظه‌کاران از فضای مجازی بسیار ناخشنودند ولی چون در برابر عمل انجام شده‌ای قرار گرفته‌اند قادر به توقف کامل آن نیستند به همین دلیل سعی می‌کنند خود نیز از امکانات فضای مجازی برای مهار شدت القائات آن استفاده کنند. در نهایت افسوس باید گفت اگر همین امکانات در زمان مشروطیت و نهضت ملی شدن نفت وجود می‌داشت، مشروطیت جوانمرگ نمی‌شد و کودتای آمریکایی مصدق را نمی‌بلعید. بگذریم. در حال حاضر عده‌ای فضای مجازی را فرصت می‌دانند و عده‌ای تهدید و گروهی نیز معتقدند که با برخورد واقع‌بینانه با فضای مجازی می‌توان از مشاوره‌ی همگانی برخوردار شد و در جهت انحصارشکنی گام برداشت. این گروه سوم، انحصارطلبی عده‌ای محدود را عامل بیش از ۹۰ درصد مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور می‌دانند. حتی با قبول چنین دیدگاهی نمی‌توانیم انکار کنیم که فضای مجازی به تنهایی قادر به حل مشکلات فرهنگی کشور نیست زیرا سرعت و عمق بخشیدن به مطالبات مردمی که اصلی‌ترین رسالت گذاشته شده بر دوش فضای مجازی است با ظرفیت‌های موجود برای تحقق ایده‌ها همخوانی ندارد. از این رو باید در جهت متعادل کردن فضای مجازی گام برداشت که هر چند سهل و ساده به نظر می‌رسد اما دشوار و ممتنع است!

Comments are closed.