• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۴ مرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
خبر و خبرنگاران
محمد عسلی
از آثار و برکات شهید، سهمی هم به روزنامه‌نگاران رسیده است و شهادت صارمی خبرنگار خبرگزاری ایرنا به دست طالبان در افغانستان بهانه‌ای شد تا همه ساله در ۱۷ مرداد که مصادف است با شهادت آن عزیز از خبرنگاران در سراسر کشور تجلیل شود.
و اما بعد:
رسولان میدان رسانه خواه در جنگ، خواه در صلح مدام در حال نبردند. نبرد با تاریکی‌ها، حماقت‌ها و خیانت‌ها، نبرد با برهم زنندگان آزادی، نبرد برای استقلال و تنویر افکار عمومی، نبرد در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی برای بهتر شدن فردایی که در پیش است. دلسوزانی که مدام دغدغه دارند. دغدغه کسب خبری خوش برای ایجاد امیدواری در وانفسایی که حق و باطل با هم در آمیخته‌اند و مردمان جهان در صفوف متشکل با اراده خود به اسارت و بردگی تن می‌دهند و خود را در چنبره زندگی ماشینی میان ماندن و بودن محبوس می‌دارند.
آری جهان امروز، جهان رقابتی فشرده‌ای است، حتی برای مردن تدریجی و این خبرنگاران هستند که پیوسته برق سلاح‌های نوین و کشتار جمعی را مقابل چشمان خود می‌بینند و تلاش می‌کنند با نقدهایی از سر وظیفه‌شناسی و مسئولیت، پیام‌آور صلح، دوستی و مهربانی باشند.
و اما بعدتر:
هر چند جامعه ما به ویژه برخی مسئولین بعضاً چندان توجهی به خبرنگاران ندارند و خوشحال می‌شوند که آنها را دور از خود نگاه دارند اما انعکاس هر خبری می‌تواند آنها را حساس کند تا بپذیرند که در جهان پرسرعت کنونی که بشر را با سرعت نور به کهکشان‌ها می‌فرستد هیچ حرکتی پنهان نخواهد ماند اگر دسترسی به امکانات پیشرفته کنونی و آزادی قلم و بیانی باشد که به دور از غرض‌ورزی‌ها و حسادت‌ها و با پرهیز از موضع‌گیری‌های جناحی و حزبی بتوان در خدمت خلق‌الله قلم و قدمی زد و در تحولات و اصلاحات و بازسازی‌ها و خرابی‌ها دخیل بود.
آری خبرنگاران اگر چشم و گوش مردم باشند و زبانشان و گزارش‌هایشان به حق عملکرد دولت‌ها را بازتاب دهد، چه بسیار خرابی‌ها که آباد می‌گردند و چه بسیار فرصت‌طلبان و خیانتکاران که فرصت خیانت و غارت پیدا نمی‌کنند.
چه باید کرد در این عرصه‌ای که به همت کامپیوترها و فضاهای مسموم مجازی کوتوله‌ها زمام امور دنیا را در دست دارند؟
چه باید کرد با ترامپی که تکیه بر جای آبراهام لینکلن رئیس جمهور اسبق و خوش‌نام ایالات متحده آمریکا زده است؟
اینک ما خبرنگاران و روزنامه‌نگاران چه بخواهیم و چه نخواهیم در میدانی گیر افتاده‌ایم که سرنوشت خود و دیگر هم‌سرنوشت‌هایمان در گرو پیروزی در جنگ رسانه‌ای است که دشمنان بر ما تحمیل کرده‌اند. اگر ابزارهای لازم و به حد کفایت در اختیار نداریم و همانند بسیاری از مردم به سختی روزگار می‌گذرانیم بدانیم که همین سختی‌ها و تلاش‌هاست که عشق را در سینه‌مان نگه می‌دارد.
حریت و آزادگی و مبارزه با باطل در سایه رفاه همه جانبه و به دور از سختی‌ها به دست نمی‌آید.
در این سال و هم در پار و پیرار روزنامه‌نگاران و به ویژه مدیران روزنامه و دست‌اندرکاران مطبوعات در تب گرانی کاغذ سوختند و دم برنیاوردند تا این چراغ خاموش نشود و عشق به خدمت در پیام‌رسانی انگیزه‌های خود را از دست ندهد.
فی‌الحال، ماییم و دانایی‌های مختصرمان و آرزوهای بزرگی که در سر داریم.
آرزوی پیروزی حق بر باطل، آرزوی پیروزی ملتی که ۴۰ سال است با سختی‌ها و مشقات بسیار از ارزش‌ها و انقلاب اسلامی خود دفاع می‌کند.
آرزوی تنبیه و تنبه مدیرانی که یا جای بزرگان نشسته‌اند و از بزرگی بی‌اطلاعند و یا آنقدر خاطرشان جمع است که تصور می‌کنند راه نجاتشان مال‌اندوزی و حرامخواری است.
و آرزویی بزرگتر برای هر روزنامه‌نگار و خبرنگاری که بر جای حق‌نشستگان این کشور پایدار بمانند و دلسرد نشوند و از طعن و لعن دشمنان داخلی و خارجی نهراسند، چرا که عزت، شرف و استقلال به سادگی حاصل نمی‌شود و هیچ انقلاب و اصلاحاتی را نمی‌توان بخشنامه‌ای پیش برد.
ما به خوبی دریافته‌ایم که استقلال و آزادی بهای سنگینی دارد و با تکیه کردن به امپریالیسم اعم از شرق و غرب نهادینه نخواهد شد. ما دریافته‌ایم که هر ایرانی با شرف داوطلب مبارزه و مقابله با دشمنان ایران است و این نیست مگر درسی که انقلاب به ما داده است.
انقلابی که چهل سال پرچمدار دفاع از ارزش‌ها و مقابله با ناراستان و ناکثان است.
نه هدیه‌ای چونان گنجشک‌روزی‌ها خوشحالمان می‌کند و نه بی‌توجهی‌ها ما را دلسرد خواهد کرد.
در عرصه روزنامه‌نگاری به کسی جایزه نمی‌دهند. جایزه ما خواب آرامی است که نداریم و عشقی است که توقف ندارد و وظیفه‌ای که قابل انتقال نیست.
به قول شاعر:
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
سراسر دور گیتی گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
والسلام

Comments are closed.