سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اهل کجایی؟
نانوا با خمیر سر و کار دارد، نجار با چوب و آهنگر با فلز و خبرنگار با خبر. موفقیت صاحب هر پیشهای برای دستیابی به مواد اولیه شرط اصلی پیشروی کار است و در گرو صرف هزینه و برنامهریزی. اگر چه خبرنگار برای به دست آوردن خبر پول نمیدهد اما از عمر و وقت و اعصاب و مغزش هزینه میکند. در واقع بنمایهی یک خبرنگار برای به چنگ آوردن خبری تأثیرگذار، بیدارگر و روشنکنندهی مسیر حرکت مردم، هوشیاری و موقعیتشناسی اوست. یک خبرنگار حرفهای نمیتواند رفتاری کولیوار و باری به هر جهت داشته باشد، بلکه چنین خبرنگاری تنها در حوزهای خاص فعالیت میکند تا بتواند بر رویدادها و تغییرات صورت گرفته در حوزهی کاریاش از طریق پیگیری و مطالعه و کنکاش اشراف داشته باشد. خبرنگار برای هر رویداد تأثیرگذاری پروندهای تشکیل میدهد تا بتواند در بزنگاهی مناسب از اطلاعات بایگانی کردهی خود در گزارشها و مصاحبهها و تنظیم خبر سود بجوید. اما مهمترین و سختترین بخش از کار یک خبرنگار دسترسی به سرچشمهی خبر است؛ چرا که سرچشمههای خبر گاه به غارهای تو در تویی که گنجی در آن نهفته است شباهت دارد و چه بسا اژدهایی در کنار این گنج خفته باشد. اصولاً خبری که انتشار آن موجب و موجد تغییراتی نباشد خنثی است و در خوشبینانهترین حالت جنبهی سرگرمکننده دارد. خبرهای سهلالوصول و دم دستی برای خبرنگاران حکم ریگ بیابان را دارد که فراوان است و بیشتر به درد بالا بردن بیلان کاری روابط عمومیها میخورد. این که فلان مسئول به صندلی تکیه زده و اعلام مصاحبهی عمومی میکند و عدهای هم خودکار به دست مینشینند و مینویسند نمیتواند خبر محسوب شود مگر اینکه از میان مصاحبهکنندگان یکی برخیزد و پرسشی چالشی و راهبردی مطرح کند که پاسخگویی به آن مستلزم دسترسی به آمارهای دقیق باشد و به تعیین موقعیت استان، کشور و منطقه و تعیین تکلیف مردم بیانجامد. ارزش خبر باید با انتظاری که برای شنیدن آن وجود دارد همگن باشد؛ بیگمان از دل چنین خبرهایی است که رشد و توسعه حاصل میشود. خبری که چشمک میزند و تو را به خویش میخواند مثل مرواریدی نیست که در اعماق دریا در صدفی دهن بسته نهفته است. گاهی خبرنگاری با انتشار یک خبر، ارزش پول موجود در حساب ساکنان یک سرزمین را بالا و پایین میکند. بازتاب دادن برخی خبرها نیازمند تلاشی خاص از سوی خبرنگار نیست. بیگمان خبر اصابت یک موشک بالستیک به یک میدان نفتی که تمامی بورسهای جهان را به هم میریزد اگر چه مهم است اما خود به خود انتشار مییابد زیرا با همین هدف شلیک شده است. مانند خبر مرگ یک شخصیت محوری در جامعهای سنتی که هر چند موجآفرین است اما برای انعکاس آن آنچنان به زحمت نمیافتیم اما اگر کنکاش در چند و چون مرگ او منجر به کشف توطئه و کودتایی شود آنگاه رفتاری مخاطرهآمیز برای خبرنگار محسوب میشود. خبر کشف صدها امامزادهی جعلی در جامعهای سنتی و آسیبدیده از لحاظ فرهنگی برای اروپاییها ارزشی ندارد اما همین خبر میتواند روی درجهی خلوص مردم و باور آنها به برخی رفتارهای نهادینه شده تأثیر منفی داشته باشد. خبر دروغی که از شیوع یک بیماری مسری و خطرناک حکایت دارد، امنیت روانی اهالی یک شهر را به هم میریزد. آنچنان که خبر یک اختلاس چند صد میلیاردی، عرقی سرد بر پیشانی کارگران ساختمانی مینشاند.
ما در جهانی زندگی میکنیم که عدهای وظیفهی مهندسی انتشار اخبار را بر عهده دارند و از همین طریق دنیا را اداره میکنند!
در دنیای چند لایهی ما، گردش مالی پولی که در حوزهی نفت، مواد مخدر، رشتههای ورزشی و طلا هزینه میشود را چشمگیر و خیرهکننده توصیف میکنند اما به جرأت میتوان گفت که ارزش مادی برخی خبرها از مجموع پولی که در حوزههای یاد شده به چرخش در میآید بیشتر است چرا؟ زیرا این روزها دنیا را با خبر و به وسیلهی رسانهها اداره میکنند! تزریق التهاب، استرس، انتظار، ترس، امید، وحشت، سرخوردگی و بسیاری از احساسات مثبت و منفی اثرگذار روی رفتار انسانها از طریق انتشار خبر امکانپذیر است. گاهی پاسخ اشتباه پزشک به بیمار، مرگ او را رقم میزند. در واقع بیمار خود را برای مرگ آماده میکند. آمادگی برای مرگ در پی شنیدن چنین خبری نتیجهی اعتماد به تشخیص پزشک است. حال اگر چنین اعتمادی به خبرنگاران در یک جامعه وجود داشته باشد، میتوان روی کار و فعالیت جامعهی خبری حساب باز کرد اما اگر فضا به گونهای باشد که خبرنگاران ناگزیر به انعکاس هر نوع خبر بیپایه و اساسی باشند به تدریج مردم نسبت به آنها سلب اعتماد میکنند و اگر چه ویرانگری اعتبار جامعهی خبری به راحتی صورت گرفته و اما به سادگی قابل ترمیم نیست! بسیاری از خبرها که در روزنامهها، رادیو و تلوزیون و فضای مجازی بازتاب پیدا میکند از جنس اخبار کم تأثیر و خنثی است. چرا که گاهی کسانی سرچشمهی خبر هستند که از همه جا بیخبرند. اینجاست که میتوان خبرنگار خوب و حرفهای را از ناقل یک خبر شنیده شده تشخیص داد. آنچه از خود خبر مهمتر است، عیارشناسی خبر است. وقتی شما سکهای طلایی رنگ را به زرگر نشان میدهید او بدون توجه به رنگ و ظاهر سکه، با عیار خودش آن را میسنجد و بلافاصله به شما میگوید که بدل است. خبرنگار خوب هم برای ارزیابی اخباری که به دستش میرسد عیار دارد. فرض کنید کسی همین امروز به شما بگوید دلار به قیمت ۴۰ سال پیش برگشت. بیگمان شما اگر با الفبای دانش اقتصاد آشنا باشید چنین چیزی را باور نمیکنید چرا که در صورت درستی چنین خبری، ارزش پولی که در دست مردم است با میزان تلاش و کوشش آنها هیچ تناسبی نخواهد داشت و چنین چیزی غیرممکن است زیرا به این معناست که قدرت خرید مردم در یک بازهی زمانی کوتاه چند هزار برابر شده است! اگر شما بشنوید که در منطقهی خاورمیانه صلح برقرار شده و تمامی کشورها دست به دست یکدیگر دادهاند نباید باور کنید زیرا چرخش اقتصاد غرب و صلحی که در اروپا و آرامشی که در آمریکا حاکم است نتیجهی جنگ ابلهانهای است که چند ده سال در این منطقه جریان دارد. تمامی این جنگها را همان کسانی که خواهان زندگی در آرامش هستند به راه انداختهاند اما به یاری عدهای سادهلوح و خائن. بنابراین آنسوی هر خبری، خبرهایی است که سمت و سو و انگیزهی انتشار آن را مشخص میکند. در برخی از جوامع، مردم با دنبال کردن اخبار سایر مناطق دنیا اوقات فراغت خود را پر میکنند و برخی جوامع نیز خبرساز هستند. تفاوتی که در نوع و ماهیت خبر وجود دارد معیاری درخور اعتنا برای ارزیابی جایگاه هر کشور در جدول توسعه است.
در گذشتههای دور اغلب ساکنان این کرهی خاکی عمر خود را در بیخبری سر میکردند و شاید راز و رمز عمر چند صد سالهی آنها نیز همین بوده است. اما ما در جهانی به سر میبریم که از هر روزنهای خبری فوران میکند. تفاوت در ماهیت خبر است. جایی دائماً اخباری پیرامون رشد و توسعه و اختراع و ابداع و تولید و انباشت ثروت میشنوی و جایی دیگر خبرهای دیگری است. خبرها بر دو گونهاند؛ خبری که تو را میبلعد و خبری که تو آن را میبلعی. اهل کجایی؟ میبلعی یا بلعیده می شوی؟
- چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۷ مرداد ۱۳۹۸