• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ مرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
فضای مَجازی یا مُجازی
در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار، شهردار شیراز در بخشی از سخنرانی خود مطلبی را مطرح کرد که: «فضای مَجازی جای خود را به فضای مُجازی داده است و هرکس هر سخن و مطلب و عکسی را بر علیه دیگری منعکس می‌کند. این وضعیت در شأن هیچ یک از ملت‌ها به ویژه ملت مسلمان ایران نیست زیرا اخلاق را مخدوش و آبروی اشخاص را منکوب می‌کند و تا طرف ثابت کند که من نبودم آبرویی برایش نمانده است…»
و اما بعد:
شهردار شیراز، مهندس اسکندرپور براستی سخنی حق بر زبان آورد که این سخن درد و دل همه کسانی است که از مطالب دروغ و تهمت‌ها و افتراهای ناجوانمردانه خسارت‌های آبرویی و مادی دیده‌اند.
به نظر می‌رسد اخلاق در فضای مجازی به یک آنارشیسم گفتاری تبدیل شده است اگر کارگری از یک کارخانه اخراج شود و یا دعوایی صورت پذیرد که کینه و دشمنی ایجاد کند رد آن را می‌توان در فضاهای مجازی پیدا کرد که فلان کالا را نخرید که در آن تقلب است و یا همان شخص صراحتاً مورد طعن و لعن و دشنام قرار می‌گیرد.
این افسارگسیختگی اخلاقی مولود آزادی بی‌قید و شرط در فضای مجازی است بدین صورت که هر کس خود را مُجاز می‌داند که از دیگری انتقام بگیرد، هر چند پلیس فتا برای رسیدگی به دعاوی در فضای مجازی در حال فعالیت است و هر کس می‌تواند با ارایه اسناد و مدارک از فرد یا افراد خاطی شکایت کند اما بسیاری ترجیح می‌دهند وقت خود را صرف اینگونه دعاوی نکنند.
چه باید کرد؟
تهمت، افترا و دروغ جرم است و قانونگذار برای اینگونه اعمال مجرمانه مصوباتی دارد که قابل توجه است. اما صرف تدوین و اعلام این قوانین مانع بروز چنین ناهنجاری‌های اخلاقی نخواهد شد.
مجازات سنگین، جریمه‌های کلان و محرومیت از بسیاری فعالیت‌های شغلی و اجتماعی و رسانه‌ای کردن مداوم آنها یکی از راهکارهای تنبیهی است که افراد خاطی را متوجه عواقب اعمال ناشایست خود می‌کند.
آنارشیسم «هرج و مرج» در بروز گفته‌ها و انعکاس عکس‌هایی که درست یا غلط به آبروی اشخاص لطمه می‌زند حاصل عدم و خلأ فرهنگ‌سازی برای استفاده از ابزارهای انتقال‌دهنده است.
وقتی فرد یا افرادی به هر دلیل دستگیر می‌شوند و هنوز حکمی در مجرمیت آنان صادر نشده چرا باید در فضاهای مجازی آبرو و حیثیت شخصی و خانوادگی آنها لکه‌دار شود؟
قوانین قضایی فعلی ما حتی برای روزنامه‌هایی که متولیان آنها از صلاحیت‌های علمی، اخلاقی و عقیدتی برخوردارند اجازه انعکاس بعضی احکامی که به آبروی خانوادگی مجرمان یا متهمان خدشه وارد می‌کند را نمی‌دهند.
و اما بعدتر:
ابزارها و وسایلی که محصول فن‌آوری‌های جدید در دانش الکترونیک هستند همانند چاقوی تیزی می‌مانند که هم می‌توان از آنها استفاده مطلوب کرد و هم می‌توان با آن سر برید یا زیر گلوی دیگران قرار داد.
به عنوان مثال همین تلفن همراه بسیاری از مشکلات و خواسته‌ها را به سرعت حل می‌کند و می‌تواند به عنوان یک وسیله امنیتی به کار رود تا دیگران از حال هم در شرایط خوب و بد مطلع شوند و اگر نیاز به فریادرسی باشد، صدای مظلومی به نجات‌دهنده برسد. می‌توان از اخبار و دانش‌های روز بهره‌مند شد. می‌توان با انتشار مطالب علمی و ادبی میزان مطالعه را بالا برد. می‌توان آن را وسیله‌ای برای جلب اعتماد عمومی به کار گرفت. اما متأسفانه بخش دیگری هم در کنار این مزایا فعال است که صرفاً جنبه تخریبی دارد. در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و حتی ادبیات آنچنان بعضی‌ها روان‌آزاری می‌کنند که چه بسا ملت و جامعه‌ای را با دروغ و تهمت دچار اضطراب و نگرانی کنند.
می‌توان با همین فضاهای مجازی در فیس‌بوک انقلاب راه انداخت و نام آن را به قول رسانه‌های غربی انقلاب فیس‌بوکی گذاشت و افکار عمومی را مدیریت کرد. مردم را به خیابان‌ها آورد به آنها آموزش تخریب، بر هم زدن نظم، گریز از قانون، قتل و کشتار و ناامن کردن خیابان‌ها و کوچه‌ها را داد.
می‌توان در فضای مجازی یک رجل سیاسی یا اقتصادی را ترور شخصیتی کرد. می‌توان با ارایه نسخه‌های من درآوردی افرادی را مریض و بیمار کرد. می‌توان در ادبیات دست برد و شعر خود را به نام سعدی یا حافظ چاپ کرد.
بیچاره مخاطبان و خوانندگانی که به این حرف و سخن‌ها گوش می‌دهند و روان خود را در گرو عقده‌ها و خواسته‌های ضد اخلاقی اینگونه کاربران قرار می‌دهند.
خلاصه آنکه امروز نوعی بی‌اعتمادی گسترده در فضای مجازی شایع است هرکس که از خواب برمی‌خیزد اول می‌رود سراغ گوشی همراه یا لپ‌تاپ و تبلت خود ببیند چه خبر است؟
دلمشغولی‌های فضای مجازی چه بسا زن‌ها و شوهرانی را از یکدیگر جدا کرده! چه بسا روان کودکان، نوجوانان و جوانانی را با عکس برهنه آزرده و ذهن و حافظه آنان را مخدوش کرده است.
یکی از راهکارهای دشمنان ایران در داخل و خارج ایجاد ترس، وهم و ناباوری نسبت به عملکرد نظام است و متولیان این جریان‌سازی برای تهیه برنامه‌هایشان میلیاردها دلار هزینه می‌کنند و متأسفانه بعضی از مسئولین هم بهانه دست آنها می‌دهند.
داستان مصر، عراق، افغانستان، لیبی، تونس، یمن و بحرین را یادآور می‌شوم که چگونه با همین برنامه‌های از پیش طراحی شده در فیس‌بوک ملت‌های مسلمان را به خاک سیاه نشاندند و نگذاشتند خواسته‌ها و انقلابات مردمی آنها به ثمر بنشیند.
وقتی ماشین توانسته در توسعه عمرانی و اقتصادی همگان را بر بال سرعت بنشاند به موازات آن نیازها و خواسته‌هایی را ایجاد کرده که رفع آنها اجتناب‌ناپذیر می‌نماید.
فریب، کلاهبرداری و سوءاستفاده از حریم خصوصی افراد توسط اینترنت و همین گوشی‌های تلفن همراه تاکنون هزاران نفر را گزیده یا بی‌خانمان کرده است.
گویی نوعی الیناسیون جمعی همه را دربر گرفته و به ناکجا‌آباد می‌برد. باید کاری کرد.
اخلاق حقیقی را جایگزین اخلاق علمی کرد. باید فطرت انسان‌ها را بیدار نمود. باید به عشق پاک میدان داد. باید فرهنگ، سنت و مدرنیته را ساختارشکنی کرد و روزآمد شد.
باید حس عاطفه، مهربانی و امید را نهادینه کرد.
به قول یکی از شعرای معاصر:
می‌توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت
می‌توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی
می‌توان از میان فاصله‌ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله‌هاست…»
والسلام

Comments are closed.