• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ مرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
مقاومت اسلامی و اما و اگرها
در خانه و دبستان آیین دینداری به ما آموختند.
در دبیرستان گرفتار تضاد سنت و مدرنیته بودیم.
در دانشگاه فقط یک گم کرده داشتیم. تغییر در حاکمیت شاهنشاهی کی؟ چگونه و به وسیله چه کسانی امکانپذیر است.
آیین دینداری توأم با ترس از جهنم و خدا در دبستان کارساز بود اما در دبیرستان و دانشگاه خیر.
همیشه بین دو شخصیت یک تفاوت وجود داشت. شخصیت روحانی و معنوی و شخصیت آکادمیک و اداری.
حرمت دینی و تقدس‌پذیری مردم را به شخصیت‌های روحانی نزدیک می‌کرد و خواسته‌های مادی و اقتصادی ارتباط با سیستم اداری را اجتناب‌ناپذیر کرده بود.
وقتی انقلاب پیروز شد مفهوم مقاومت اسلامی و ملی به هم گره خورد و دو گروه از مردم برای راندن شاه پیشقدم شدند.
مذهبیون و ملیون
در چنان شرایطی مقاومت مذهبی و مقاومت ملی نخست در خط موازی از رهبری امام خمینی(ره) پیروی کردند و هر گروه و دسته و جمعیت و حزبی در برابر خواست اکثریت راه چاره و گریز نداشت جز آنکه به جمع انقلابیون بپیوندد و چنین شد که شاه در برابر کل مردم توان مقاومت نیاورد و فرار را بر قرار ترجیح داد. با رفتن شاه بارقه امید در چشم همگان درخشید و زودتر از آنچه تصور می‌رفت انقلاب پیروز شد و نام اسلامی به خود گرفت.
اینک هر دشمن و دوست و یا بی‌تفاوت نسبت به انقلاب بر این باور است که انقلاب اسلامی ایران هم مذهبی بود و هم مردمی.
و اما بعد:
ممکن است امروز این سؤال در اذهان نسل سوم و چهارم انقلاب اسلامی مطرح شود که چرا علی‌رغم فعالیت‌های سیاسی اپوزسیون خارج از کشور و گروه‌های سیاسی چپ منتقد نظام شاهنشاهی که بعضاً به عملیات مسلحانه هم انجامید در طول سالیان نظام پهلوی‌ها دوام آورد و انقلابی صورت نگرفت. اما با به میدان آمدن روحانیون و حمایت مردم از آنها سیل جمعیت‌های میلیونی به خیابان‌ها سرازیر شد و همه یکصدا فریاد زدند: مرگ بر شاه
پاسخ این سؤال برمی‌گردد به باوری که مردم به روحانیون داشتند همان باور که در انقلاب مشروطه و ملی شدن صنعت نفت هم تأثیرگذار بود.
حال باید پرسید این باور از کجا آمد در شرایطی که شاهان پهلوی در طول ۶۲ سال تلاش کردند باورهای دینی و مذهبی را در نوآوری‌های تجددخواهی کمرنگ کنند و به خیال خودشان حس ناسیونالیستی را بر احساسات مذهبی چیره نمایند.
و اما بعدتر:
رضاشاه خیلی تلاش کرد تا تمام زنان ایران را اعم از زنان شهری و روستایی و ایلاتی تغییر لباس و عقیده دهد و آنها را همانند آتاترک رهبر ترکیه جدید به حسب ظاهر در سلک تجددخواهان در آورد. اما در این راستا مسلمانان تابع سنت مقاومت کردند هر چند در گزینش مشاغل دولتی سهیم نشدند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مردم نخست به صورت خودجوش تسلیم ره‌آوردهای مذهبی انقلاب شدند. انقلابی که با الهام از نهضت عاشورا به دنبال آزادی، استقلال و مقابله با ظالم و کفر و نفاق بود و عملاً آن را انقلاب ضد امپریالیستی می‌دانند. نتیجه آنکه وقتی روحانیون بر مصدر امور تکیه زدند، مطالبه‌گری مردم از آنان یک انحراف معیار ایجاد کرد و آن نگاه از خواسته‌های معنوی به درخواست‌های مادی تبدیل شد و در بسیاری از امور به ویژه وقتی که بعضی از روحانی‌نماها در طلب مال و مکنت افتادند و کرسی ریاست را وسیله امرار معاش خود و بستگان کردند نوعی بدبینی حق پاکبازان و پاک‌سیرتان را زیر سؤال برد و دین و مذهب در افکار عمومی به عملکرد روحانیون گره خورد تا جایی که ابتدا امام راحل و سپس رهبر عظیم‌الشأن انقلاب مجبور شدند در تریبون‌های عمومی به روحانیون هشدار دهند که حواستان باشد ساده‌پوشی، ساده‌نوشی و ساده‌زیستی را پیشه خود کنید.
مقاومت اسلامی را نخست باید در عملکرد رسول‌الله، ائمه اطهار، امام راحل و رهبر انقلاب جستجو کرد.
این مقاومت در جنبه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی متصور است.
۴۰ سال تلاش همه‌جانبه و مجدانه ایثارگران، رزمندگان، خانواده معظم شهدا و مسئولان صادق و مسئولیت‌پذیر موجب شد تا دشمنان ایران و مردم ایران از مقاومت اسلامی بترسند و با آن مقابله کنند. هر چند علی‌الظاهر مقابله با اسلام را مدتی در دستور کار نداشتند و بیشتر با حاکمیت و جمهوری اسلامی مقابله و معارضه می‌کنند اما اخیراً بر زبان آورده‌اند که خطر اصلی برای غرب اسلام است. امام راحل هم بارها این نکته را متذکر شدند که آمریکا از اسلام می‌ترسد چون اسلام اجازه سلطه‌پذیری را نمی‌دهد.
آری در قرآن هم آمده است که: «خداوند کافران را بر مؤمنان مسلط نمی‌کند…»
به هر تقدیر مقاومت اسلامی با نیرو گرفتن از باورهای ناب، تحریم تاریخی و الهام از دیدگاه‌های منطقی قرآن و سنت به اجماع و عقلی نیاز دارد که با درک مسایل روز و قوه و قدرت دشمنان بتواند در مقابل زیاده‌خواهی‌های آمریکا و اذناب آن بایستد.
خوشبختانه امروز مردم ایران و بعضاً مسلمانان دیگر کشورها به خوبی درک کرده‌اند که اگر به آیین مقدس اسلام تأسی کنند و از انحراف و گناه و جرائم ضد دینی و ضد انسانی بپرهیزند هیچ دولت و کشور مقتدری نخواهد توانست جلوی پیروزی و موفقیت آنان را بگیرد.
آنچه مهم است مدیریت افکار عمومی در برابر تهاجمات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است که از قدرت نظامی تأثیرگذارترند. امید که چنین شود.
والسلام

Comments are closed.