سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
من تاریخ میسازم ، پس هستم
رواج شغلهای کاذب بارزترین نماد بیکاری است. از این منظر نباید کسانی که در حاشیهی خیابانها مبادرت به دستفروشی میکنند هرچند درآمد بالایی داشته باشند را شاغل محسوب کرد. اصولاً شغلی که ایجاد ارزش اضافی نکند آفت اقتصاد مقاومتی است. کسی که پسته را میکارد و برداشت و بستهبندی میکند به ارزش پسته میافزاید اما کسانی که با خرید دست به دست پسته و انبار کردن آن به گرانی این محصول دامن میزنند، نه تنها کاری انجام ندادهاند بلکه با ملتهب کردن بازار روی قیمت سایر کالاها نیز تأثیر منفی میگذارند. ظرف چند دههی گذشته اقتصاد ایران رغبت زیادی به دلالپروری از خود نشان داده و فعالیت بسیاری از افراد که درآمد بالایی هم دارند از نظر اقتصادی کار محسوب نمیشود. متأسفانه ما با گونهای کجفهمی در خصوص مفهوم واسطه و دلال مواجه هستیم. دلالت یعنی راهنمایی و قاعدتاً دلال باید راهنمای افراد برای خرید یک کالا باشد تا مغبون واقع نشوند. در حالی که دلالی در کشور ما یعنی کلاهبرداری و سرکیسه کردن مردم و دامن زدن به گرانی و تورم. این آفت زمانی دامن بازار ایران را گرفت که برخی اجناس سهمیهبندی و کوپنی شد. با کوپنی شدن برخی اقلام خرید و فروش کوپن برای تأمین نیاز کسانی که مصرف غیرمتعارف داشتند به تدریج به عنوان یک شغل جای خود را باز کرد و به همین ترتیب دلالی به حوزه بانک و وام کشیده شد و کسانی پیدا شدند که با وساطت زمینهساز دریافت وام توسط این و آن شدند و به عنوان کار چاق کن در امر دریافت تسهیلات عمل میکردند. حتی کار به خرید و فروش سهمیه حج تمتع و حج عمره هم کشید که در هیچ کشور اسلامی رایج نیست! این جور کارها را شغل تلقی کردن خیلی بیانصافی است. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله
