سرمقاله
محمد عسلی
چگونگی مبارزات ضد استعماری در ایران
فرهنگ غالب چند ویژگی دارد که مخاطبان را جذب میکند.
یکم نوآوری و تنوع که از پیشرفتهای فنی و تکنولوژیهای جدید خبر میدهد. وقتی آلمانها توسط گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع کردند ذائقه کشورهای دور و نزدیک تحریک شد تا کاربرد آن را بررسی و نسبت به تهیه آن اقدام کنند.
در خصوص صنایع اتومبیلسازی، هواپیماسازی و سایر محصولات صنعتی هم ذهن و هوش و تمایلات مردمان تحریک شد و همه به دنبال کسب دانش تولید این محصولات از یکدیگر سبقت گرفتند.
کشورهای صنعتی نه فقط برای پیدا کردن بازار فروش دست به تبلیغات زدند بلکه با هدف استفاده از دانش و فنآوریهای علمی و صنعتی در صنایع نظامی، قدرت کشورگشایی خود را به رخ دیگران کشیدند.
حضور برادران شرلی انگلیسی در دربار شاه صفوی یکی از این رویدادهای تاریخی است که آنها آمدند تا تواناییهای صنعتی خود را به رخ بکشند.
یکی از علل عمده قرارداد نفتی ایران در دوره ناصرالدین شاه با ویلیام فاکس دارسی توانمندی آنها در کشف و استخراج نفت بود.
پس استعمار با دستمایههای صنعتی و علمی به داخل کشورها از جمله ایران نفوذ کرد و با آن نفوذ وابستگی به خارج را اجتنابناپذیر نمود.
فرهنگ غالب زبان خود را تحمیل کرد و توانست برای آموزش زبان تعداد قابل ملاحظهای از داوطلبان را در صف داشته باشد لذا در کلاسهای دبیرستانی و دانشگاهی تدریس زبان انگلیسی اجباری شد.
کتابها و وسایل دیگر آموزشی از جمله فیلم و نوارهای صوتی به شرح و بسط نحوه زندگی غربیها و سایر کشورهای پیشرفته پرداختند و به طور مستقیم و غیرمستقیم فرهنگ غرب در زندگی مردمان کشورها از جمله ایران تأثیرگذار شد. از روش سخن گفتن، نشستن و برخاستن تا لباس پوشیدن و خواب و توزیع خوراک و نحوه طبخ آن گرفته تا کسب دانشهای نوین دلبستگی و وابستگی به فرهنگ غرب را رقم زد.
رضاشاه و آتاتورک در ایران و ترکیه دست به اقداماتی زدند تا مسلمانان این دو کشور را از لاک سنتی بیرون آورده با مظاهر تمدن جدید آشنا کنند و از آنها بخواهند کت و شلوار بپوشند. کلاه نقابدار بر سر گذارند و زنانشان هم کشف حجاب کنند. آنها تصور میکردند برای پیشرفت و کسب مهارتهای فنی این اقدامات لازم است.
روحانیهای مذهبی از همان ابتدا با این نوع تغییرات به مخالفت پرداختند به گونهای که نخست بلندگو و بعداً رادیو و تلویزیون را تحریم کردند و اسباب آن را نجس دانستند. اما بعد از سالیانی از همان ابزارها برای ارشاد مردم استفاده کردند.
ورود اتومبیل و ماشین به عرصه زندگی بسیاری از فرهنگها و سنتها را تغییر داد حتی نقشه ساختمانها و میادین و کوچه و خیابانها تغییر کردند.
این تغییرات و تحولات موجب شدند پذیرش دستاوردهای صنعتی و به همراه آنها آموزش زبان بیگانه و قوانین موضوعه کشوری دچار تغییر و تحول شود و تبعیت از فرهنگ غالب اجتنابناپذیر گردد.
اگر امروز زبان انگلیسی در هند و زبانهای اسپانیولی و فرانسوی در بعضی کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی و بعضی کشورهای آفریقایی زبان دوم است تعجب نکنیم زیرا قرنها استعمار انگلیس، اسپانیا و فرانسه بر زندگی آنها سایه افکنده بوده و آنها به آن زبانها و رفتار استعمارگران خو گرفته بودند.
پس یکی از عوامل نفوذ، فرهنگ غالب بوده است که بر بال صنعت و دانش سوار شده و سرزمینهای بسیاری را فتح کرده است.
کتاب قانون و شفای بوعلی سینا دانشمند بزرگ ایرانی موجب شد تا غرب دست به ترجمه آن بزند و ۴۰۰ سال در دانشگاههای اروپا تدریس شود.
وقتی کشورهای صنعتی متوجه شدند که کشورهای عقب مانده ممکن است راههای استقلال علمی و صنعتی را طی کنند به جای حمله نظامی و تسخیر سرزمین آنان که هزینههای گزافی را تحمیل میکرد با چند روش و هدف شگردهای استعماری و استثماری خود را محک زدند. ابتدا سعی کردند در بین اقوام ایرانی جدایی و نفاق را دامن بزنند و ایرانیان را مقابل هم قرار دهند تا قدرت حکومتهای مرکزی تضعیف شود.
یکی از ابزارهای آنان بدعتگذاری در دین و جعل روایات و احادیث بوده است. فتنه باب و بها یکی از شگردهای انگلیسها و روسها بود که توسط پرنس دالگورکی به منصه ظهور رسید و هنوز ایرانیان مسلمان با فتنهگران دست و پنجه نرم میکنند و حامیان آنها در انگلیس و آمریکا بر طبل حمایت از آنان میکوبند.
تحریمی که نخست آمریکا و سپس کشورهای اروپایی به آن دامن زدند ناشی از وابستگیهای صنعتی و اقتصادی است که بذر آن در دوره شاهان قاجار کاشته شد و در دوران پهلوی دوم به اوج رسید، تضاد سنت و مدرنیته هم نارضایتیهایی را دامن زد.
شبکههای مویرگی اقتصاد جهانی از یک طرف و از طرف دیگر تأثیرگذاری دستاوردهای صنعتی و فنآوریهای جدید که استفاده از آنها را اجتنابناپذیر میکند بلاشک استقلال اقتصادی و حتی نظامی کشورها را مخدوش و از اصالت خارج میکند و به واقع هیچ کشوری حتی آمریکا نمیتواند در اقتصاد ادعای استقلال کند.
انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی بوده است که از آغاز تاکنون سعی بر گریز از استعمار و استثمار داشته و تلاش کرده عدم استقلال و وابستگیهای گذشته را از پیش روی بردارد که با تهاجمات گسترده نظامی و جنگ رسانهای مواجه است و فلسفه وجودی تحریمها نشانهای از استعمارگری دولتهای غربی از جمله آمریکاست. در دوره پهلوی دوم دو کتاب از دو نویسنده با دیدگاههای مختلف به بازار آمد که اولی کتاب غربزدگی جلال آل احمد بود و دومی کتاب استعمار نو که هر دو ریشهها و علل استعمار غرب را مورد بررسی قرار دادهاند.
آنچه در این میان مهم است و مسلمانان میباید به آن توجه کنند آیه شریفه قرآنی : «لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا… » (خداوند تسلطی برای کافرین بر مؤمنین قرار نداده است) سلطه کافران اعم است از سلطه اقتصادی، نظامی، فرهنگی، علمی و صنعتی.
مقابله با استعمار مقابله با ابزارهای پیشرفته آن نیست بلکه استفاده از آن ابزارها برای دفاع و عدم سلطهپذیری است.
ما نمیتوانیم دروازههای کشور را به روی رفت و آمدهای توریستی و یا بازرگانی ببندیم بلکه باید به گونهای فرهنگسازی کنیم تا مردم ما در برابر نفوذ فرهنگهای مفسدهانگیز و مبتذل که یکی از روشهای استعماری است واکسینه شوند.
فرهنگ نظامپذیر و پرجاذبه ما میتواند به عنوان فرهنگ غالب جلوه کند. فرهنگ غالب بر فرهنگهای دیگر تأثیر میگذارد و تمدنساز میشود.
فرهنگ جهاد یک فرهنگ غالب است که ۴۰ سال جمهوری اسلامی را سر پا نگاه داشته. میتوان این فرهنگ را به صورت خودجوش در کسب معارف و دانشهای روز، در تربیت، در سلامت، در مقابله با تحریمها، در مقابله با قلدریها و زورآزماییهای دشمنان و در مقابله با اعتیاد، بیکاری، طلاق و مفاسد اجتماعی تقویت کرد و تسری داد. زیرا جهاد صرفاً مقابله نظامی و مرعوب کردن دشمنان نیست. جهاد یک نیروی معنوی است که بازتاب مادی دارد.
جهاد مهمترین راه مبارزه با استعمار، استثمار و استبداد است اعم از آنکه داخلی باشد یا خارجی.
والسلام
- دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ شهریور ۱۳۹۸