• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۳ شهریور ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
پاسخی خشنودکننده
شاید بتوان گفت: هر چیزی این پتانسیل را دارد که تدریجاً به ضد خودش تبدیل شود خصوصاً اگر زمینه‌های گسترش و نهادینه شدن آن از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی فراهم نباشد. علت ظهور این همه پیامبر نیز همین بوده که تحریف و رفتارهای واژگونه، دین را که داعیه‌ی رهایی انسان از قیود گوناگون داشته، از اهداف خود دور کرده‌اند. سایر پدیده‌های اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. از زمانی که دموکراسی و مردم‌سالاری هویت خود را در برگزاری انتخابات جستجو کرد سیستم‌های حکومتی مدعی مردم‌سالاری ناگزیر برای تعیین سمت و سوی نحوه‌ی اداره کشور و مشروعیت بخشیدن به خود، برگزاری انتخابات را در پیشانی برنامه‌های خود قرار دادند و فراخور ظرفیت‌های اجتماعی، شکل‌گیری نهادهای مشورتی را به تمامی سطوح تسری و گسترش دادند اما علی‌رغم اینکه هم اکنون در اکثر کشورهای جهان شاهد برگزاری انتخابات هستیم ولی ناگفته پیداست که کم و کیف انتخابات و نتایج و دستاوردهای آن در همه جا یکسان نیست. طبیعی است که آشنایی شهروندان با حقوق خود و سواد اجتماعی و میزان احساس هم‌سرنوشتی مردم، پیشینه‌ی برگزاری انتخابات، قانون انتخابات و نظام و سیستم و حتی شرایطی که انتخابات در آن برگزار می‌شود، روی کیفیت آن تأثیر می‌گذارد؛ اصولاً جوامعی که دوران گذار به مردم‌سالاری را طی می‌کنند نسبت به سایر جوامع که چنین دوره‌ای را پشت سر گذاشته‌اند، شاهد تخلفات، آسیب‌ها، اشتباهات و نتیجتاً پرداخت هزینه‌های بیشتری در جریان انتخابات هستند؛ اما با تغییر نسل‌ها و افزایش تجارب انتخاباتی، هر جامعه‌ای مشروط به اینکه رو به رشد باشد و عقب‌گرد نکند، نسبت به انتخابات قبلی، وضعیت رو به بهبودی خواهد داشت! قابل انکار نیست در جامعه‌ای که قرن‌ها با شیوه‌های استبدادی اداره شده و هنوز هم در مناسبات اجتماعی و خانوادگی خود با چالش‌هایی جدی مواجه است که سر در آبشخور برخی سنت‌های دست و پاگیر دارد، نمی‌توان مدعی برگزاری انتخاباتی بی‌کم و کاست شد چرا که هنوز هم پیدا می‌شوند کسانی که نگاهی تکلیف‌مدارانه و قیم‌مابانه به مردم دارند و در هر موقعیتی که باشند تلاش می‌کنند روی نتایج انتخابات تأثیر داشته باشند پرواضح است که انتخابات تنها تحت تأثیر سیاست‌ها و مسایل داخلی قرار نمی‌گیرد و چه بسا به موازات رویدادهای منطقه‌ای و جهانی سرنوشت غیرمنتطره‌ای در انتظارش باشد که این مسئله در مورد بسیاری از کشورها صدق می‌کند. برای نمونه تعلل ایران در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی اگر چه دستاورد اقتصادی و سیاسی درخور اعتنایی به دنبال نداشت اما به شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجامید و هم اینک نیز یکی از دلایل ایران برای پرهیز از مذاکره با آمریکا منهای اینکه گفته می‌شود انجام مذاکره تحت فشار دستاوردی ندارد این است که به عنوان یک حرکت تنبیهی و با هدف تضعیف موقعیت ترامپ در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری آمریکا مطرح است کما اینکه ترامپ نیز تحریم‌های فشرده و بی سابقه‌ی اقتصادی را با هدف ناراضی کردن مردم ایران و کاستن از انگیزه‌ی آنها برای شرکت گسترده در انتخابات مجلس دنبال می‌کند.
نکته‌ای که نباید از نظرها دور بماند اینکه برخلاف آنچه در اذهان جا افتاده و اینگونه وانمود می‌شود که مردم در گذشته‌های دور حق انتخاب نداشته‌اند باید گفت: اگر چه انتخابات با شکل و قواعد امروزی رایج نبوده اما مردم در تمامی زمان‌ها حق انتخاب داشته‌اند ولی شکل آن متفاوت بوده است به این معنا که مردم در برخی بزنگاه‌ها و تنگناها اراده‌ی خود را در قالب مبارزه منفی متجلی ساخته و در پاسخ به ستمگری‌های حکام زیر پای آنها را خالی کرده و دستشان را در حنا می‌گذاشته‌اند. سقوط بسیاری از امپراتوری‌ها و حکومت‌های چند صد ساله در یک بازه‌ی زمانی کوتاه هیچ معنایی جز پشت کردن مردم به فرمانروایانشان نداشته است که نوعی انتخاب ناگزیر تلقی می‌شود. برگزاری انتخابات در صورتی که با شرایط مناسب و تعیین صلاحیت‌های مبتنی بر قانون و تنها در راستای منافع ملی باشد، بهترین شاخص برای سنجش میزان محبوبیت اداره‌کنندگان جامعه است، چرا که بالا و پایین رفتن میزان مشارکت و آرایی که احزاب و گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی در انتخابات به دست می‌آورند حامل پیام‌های بیشماری است. بر اساس آموزه‌های دینی هیچ شخصی به صورت ذاتی از صلاحیت اداره‌ی جامعه برخوردار نیست و چرخش امور جامعه و خدمتگزاری به آنها دانشی است که آموختنی و اثبات کردنی است. لذا انتخاب نامزدهای تصدی مسئولیت و نمایندگی و سخنگویی توسط مردم تا حدود زیادی می‌تواند نشانه‌ی رسیدن به چنین درجه‌ای باشد. مردم ما به تجربه دریافته‌اند که واگذاری مسئولیت‌های خطیر به افراد بسیار جوان و بی‌تجربه و یا بسیار پیر و از کار افتاده و غیرقابل انعطاف، هزینه‌های زیادی را به کشور تحمیل کرده و می‌کند که جبران‌ناپذیر است. یک جامعه‌ی متعادل و مدعی رشد باید از پتانسیل بالایی برای تربیت اشخاص مسئولیت‌پذیر برخوردار باشد و اینگونه نباشد که بعضی افراد تصور کنند می‌توانند در تمامی دوره‌های انتخاباتی در رأس این گروه و آن حزب قرار گیرند و مردم را تا لب گور به دنبال خود بکشانند و با تکرار حرف‌های نخ‌نما شده و بی‌خاصیت برای آنها هزینه ایجاد کنند. انگیزه بخشیدن به مردم برای شرکت در انتخابات نباید جای خود را به مهندسی انتخابات بدهد. لذا همواره باید بین عملکرد احزاب و عملکرد نهادهای قانونی تفاوتی محسوس وجود داشته باشد. طرفداران یک حزب یا گروه ممکن است به شیوه‌هایی غیرمنتظره برای جلب آرای مردم و رسیدن به هدفی از پیش تعیین شده متوسل شوند اما نهادهای قانونی متولی برگزاری انتخابات خط‌مشی مشخصی دارند که نباید از آن عدول کنند. وظیفه آنها بسترآفرینی و صیانت از آراست.
اینکه می‌گویند هر چیزی می‌تواند به ضد خود تبدیل شود در مورد انتخابات هم صدق می‌کند زیرا اگر چه انتخابات قانوناً با هدف مشارکت دادن مردم در اداره‌ی کشور برگزار می‌شود اما اگر تمامی مراحل و فرایند انتخابات قانونی و در جهت تأمین منافع ملی نباشد حکم همان سرکنگبینی را پیدا می‌کند که به صفرا می‌افزاید.
بسیاری از قوانین تصویب شده پیرامون انتخابات در جوامع مختلف به دنبال تخلفاتی صورت گرفته که با مردم‌سالاری تناسبی نداشته است لذا باید به چنین قوانینی بها داده شود و مردم نیز توجیه باشند و بدانند که رأی آنها ارزشمند است و فروشی نیست و نمی‌شود با التماس و قربان صدقه رفتن و من بمیرم و تو بمیری و دستاویزی از این قبیل اختیار شهر و کشور و مجلسی را به دست هر کسی داد و برای چندمین بار آزموده را آزمود و به دنبال آن خود را سرزنش کرد. مردم باید بدانند که نتایج برخی تصمیمات تنها گریبان خودشان را نمی‌گیرد بلکه باید پاسخگوی فرزندانشان هم باشند. پاسخی خشنودکننده. چنین پاسخی باید مزین به منطقی متقاعدکننده و متعبر در همه‌ی زمان‌ها باشد. مردم ظرف دهه‌های گذشته عادت کرده‌اند که چند ماه مانده به برگزاری انتخابات رفتار مسئولین و نمایندگان را انتخاباتی و معنادار تلقی کنند که چنین نگاهی روی ارزیابی رفتارها تأثیر منفی می‌گذارد. هر چند گفته می‌شود که هیچ حرکتی از نگاه تیزبین ناظران قانونی مخفی نمی‌ماند اما فراگیری برخی کنش‌ها و واکنش‌ها و موضع‌گیری‌ها به اندازه‌ای است که عکس‌العمل نشان دادن در برابر همه‌ی آنها فراتر از ظرفیت‌های موجود در نهادهای ناظر و مترصد است. از این رو انتظار می‌رود که پایش‌ها و مراقبت‌ها بتواند افکار عمومی را متقاعد کند که هیچ ملاحظه‌ای در کار نیست و تلقی بازیگران میدان سیاست از انتخابات پیش رو به منزله‌ی رویدادی در طول سایر رویدادهاست.

Comments are closed.