• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ شهریور ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
ترامپ در چهارراه چه کنم!
از گروه ب جان بولتون حذف شد. عملکرد دوره ریاست جمهوری ترامپ نشان می‌دهد که هیچ بعید نیست بقیه هم به هر دلیلی حذف شوند. آنچه مهم است هدفی است که ترامپ دنبال می‌کند. رام کردن ایران، خاموش کردن کره شمالی، براندازی دولت نیکلاس مادورو ونزوئلایی، حذف بشار اسد از صحنه سیاسی سوریه که تاکنون به هیچ یک از اهداف کوتاه و بلندمدت خود نرسیده است. عمده دلیل این ناکامی‌ها احساسی عمل کردن ترامپ بدون پشتوانه یک سیاست واحد و کار کارشناسانه است. به نظر می‌رسد بدنه مشاوره‌ای کاخ سفید به نوعی نظام‌گسیختگی و شتابزدگی دچار شده است که هر مسأله سیاسی مطرح می‌شود برای آنان مسأله حادتر دیگری دل‌مشغولی ایجاد می‌کند.
بعد از هیاهوی بسیار و تبلیغات رسانه‌ای پرحجم دیدار رئیس جمهور کره شمالی با ترامپ تاکنون هیچ یک از اختلافات دو کشور را حل نکرده و طرفین قدمی عقب ننشسته‌اند. علی‌رغم حمایت‌های پیاپی و پشتوانه‌های مالی آمریکا و کشورهای اروپایی و متحدان آمریکا، خوان گوایدو رهبر مخالفان مادورو رئیس جمهور قانونی ونزوئلا تاکنون نتوانسته کاری از پیش ببرد هر چند کلمبیا، برزیل، شیلی و پاراگوئه از گوایدو پشتیبانی کردند و گوایدو را به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا به رسمیت شناختند.
هر چند ترامپ بارها اعلام کرده بدون قید و شرط حاضر به مذاکره با مسئولان ایران است واسطه‌هایی مانند رئیس جمهور عراق، پادشاه عمان، نخست وزیر ژاپن و اخیراً مکرون رئیس جمهور فرانسه را مأمور مذاکره با سران ایران کرده است اما ایران چراغ سبزی نشان نداده و اعلام نموده است حاضر نیست با آمریکا وارد مذاکره شود زیرا رئیس جمهور آن را فردی صادق و متعهد به عهد و امضای خود نمی‌داند.
جان بولتون که شاخص‌ترین دشمن نظام جمهوری اسلامی ایران بوده به دنبال تغییر نظام در ایران بود برای باز گذاشتن راه از گردونه سیاست خارجی آمریکا حذف شد تا شاید چراغ سبزی باشد برای دولتمردان ایران که رئیس جمهور ایران اعلام نمود تا زمانی که تحریم‌ها حذف نشده هیچ اقدامی برای مذاکره نخواهد کرد و گفت مذاکره با آمریکا موضوعیتی ندارد.
هم اینک ترامپ با چندین چالش بزرگ سیاسی روبه‌رو است که خود و مشاوران کج‌فهمش ایجاد کرده‌اند.
تعرفه‌های سنگین بر کالاهای صادراتی چین، چالش‌های سیاسی با روسیه بر سر مسایل نظامی و تحریم و موضوع لاینحل اوکراین، چالش با مکزیک بر سر ساختن دیوارهای مرزی، چالش با اتحادیه اروپا در مسایل مربوط به برجام و وضعیت تعرفه‌های کالاهای صادراتی کشورهای اروپایی، بی‌نتیجه بودن مذاکرات طولانی با طالبان در خصوص افغانستان، ناکامی در حل مسأله کردهای ترکیه، چالش سیاسی با ترکیه در خصوص استقرار سامانه S400 زمین به هوا که یکی از پیشرفته‌ترین سلاح‌های پدافندی روسیه است، چالش با چین در خصوص مداخله در مسایل هنگ‌کنگ و تایوان و مسایلی از این قبیل که روز به روز بیش و بیشتر می‌شوند.
هم اینک آنچه برای مردم جهان به ویژه اروپاییان و کشورهای آسیایی جنوب غربی مورد سؤال است این است که تا چه میزان ترامپ صلاحیت اخلاقی و سیاسی برای ریاست جمهوری کشوری دارد که خود را مقتدای دموکراسی و آزادی تجارت خارجی می‌داند.
دلخوری روزنامه‌نگاران و مدیران رسانه‌های آمریکا از برخورد غیراخلاقی ترامپ و مسایلی که دموکرات‌ها به وی نسبت می‌دهند در خصوص دخالت روس‌ها در انتخابات ریاست جمهوری و حرف اینکه ترامپ از پرداخت مالیات در بخش‌هایی از فعالیت‌های اقتصادی خود امتناع کرده و یا دروغ‌هایی گفته که افکار عمومی مردم آمریکا و جهان را متأثر کرده است و اینکه گفته ترامپ برای بسیاری از مردم آمریکا ایجاد اشتغال کرده و برای رونق اشتغال مالیات‌ها را کاهش داده است و به مردم آمریکا نوید وضعیت اقتصادی بهتری داده است.
فی‌الحال جامعه دوقطبی بر علیه ترامپ در آمریکا انتظار انتخاباتی می‌کشد که برای مردم آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان سرنوشت‌ساز خواهد بود و هر دو حزب مطرح جمهور‌یخواه و دموکرات آمریکا تلاش می‌کنند عملکرد یکدیگر را زیر سؤال برده به ویژه آنکه ترامپ به اندازه کافی نقطه ضعف به دست دموکرات‌ها داده که بتوانند روی آن مانور انجام دهند.
حکایت ترامپ حکایت آن مرد است که از پیش اشتر مست بگریخت و به ضرورت خویشتن در چاهی آویخت و دست در دو شاخ زد که بر بالای آن روییده بود و پای‌هاش بر جایی قرار گرفت. در این میان بهتر بنگریست، هر دو پای بر سر چهار مار بود که سر از سوراخ بیرون گذاشته بودند.
نظر به قعر چاه افکند اژدهایی سهمناک دید دهان گشاده و افتادن او را انتظار می‌کرد.
به سر چاه التفات نمود موشان سیاه و سپید بیخ آن شاخ‌ها دایم بی‌فتور می‌بریدند. و او در اثنای این محنت تدبیری می‌اندیشید و خلاص خود را طریقی می‌جست. پیش خویش زنبور خانه‌ای و قدری شهد یافت، چیزی از آن به لب برد، از نوعی در حلاوت آن مشغول گشت که از کار خود غافل ماند و نیاندیشید که پای او بر سر چهار مار است و نتوان دانست که کدام وقت در حرکت آیند، و موشان در بریدن شاخ‌ها جدّ بلیغ می‌نمایند و البته فتوری بدان راه نمی‌یافت، و چندانکه شاخ بگسست در کام اژدها افتاد. و آن لذت حقیر بدو چنین غفلتی راه داد و حجاب تاریک برابر نور عقل او بداشت تا موشان از بریدن شاخ‌ها بپرداختند و بیچاره حریص در دهان اژدها افتاد.
این دنیا را به چاه‌های نفت مانند می‌کنند و شهد زنبورها را به پول‌های مفت شاه عربستان و امارات و اژدها را به روسیه و چهار مار را به چهار چالش آمریکا بر سر ایران، کره شمالی، ونزوئلا و سوریه و موش‌ها را به گروه ب که عمده‌ترین آنها بنیامین نتانیاهو که ریشه سیاست خارجی آمریکا را می‌برد و شرایط را به گونه‌ای رقم زده‌اند که نجات ترامپ از این چاه مخوف به سادگی میسر نیست. زود باشد که ترامپ به کام اژدها افتاده و از آن خلاصی نیابد اما راه چاره این است که ترامپ دوباره به برجام برگردد و جام زهر را بنوشد اگر شجاعت آن را داشته باشد آنگاه برای مذاکره‌ای که منافع طرفین را تأمین می‌کند حاضر شود.
دوم تحریم‌های کره شمالی؛ دوباره شروع کند به برچیدن تمامی تأسیسات اتمی کره شمالی به ویژه تأسیسات ساخت بمب اتم که کره با آن موافق است.
سوم واقعیت بر وضعیت فعلی سوریه را پذیرا باشد و کمک کند جنگ تمام شود و مردم آواره به سرزمین‌های خود باز گردند و گروه‌های مخالف سلاح‌های خود را به زمین گذارند و برای انتخابات آینده آماده شوند.
چهارم با چین و روسیه وارد مذاکره شود و دست از بستن تعرفه‌ها بر کالاهای صادراتی بشوید و به راه تجارت منطقی باز گردد.
پنجم در کشور ونزوئلا دخالت نکند تا مردم تصمیم بگیرند چه کسی را برای ریاست جمهوری بپذیرند.
ششم به طور کلی سیاست خارجی آمریکا می‌باید به گونه‌ای متوازن شود که چالش‌های موجب جنگ را از پیش رو بردارد و روابط دوستانه‌ای با کشورهای جهان برقرار نماید زیرا جنگ‌های نیابتی در سوریه، یمن، لیبی، افغانستان و مشکلات معیشتی در کشورهای آفریقایی و آسیایی سیل مهاجران را به سمت اروپا و ترکیه و ایران سرازیر نموده و مشکلاتی برای این کشورها ایجاد کرده است. امید که سردمداران تأثیرگذار بر اقتصاد جهانی به سر عقل آیند که بعید به نظر می‌رسد و هر کدام حفظ موقعیت می‌کنند و به منافع خود می‌اندیشند.
والسلام

Comments are closed.