سرمقاله
محمد عسلی
پیشگیری از جرائم با کدام توانایی؟
در ملاقاتی که اعضای بسیج رسانه با مدیرکل دادگستری فارس داشتند یکی از محورهای مهم گفتگو چگونگی پیشگیری از جرائم و مفاسد اداری بود. در این نشست دو ساعته مدیرکل دادگستری فارس اعلام کرد با تمام نیرو با مفاسد برخورد و مقابله میکنیم.
آنچه در این میان مهم مینماید چگونگی برخورد با مجرمان است که طبعاً از نیروی انتظامی و قهریه استفاده خواهد شد. اقداماتی که در ایران سابقه طولانی دارد یعنی قرار گرفتن در موضع دفاعی و قرار گرفتن در برابر اعمال انجام شده.
و اما بعد:
هر چند قوانین و مقررات مصوب و اعلام و انتشار آنها به منظور اطلاعرسانی به جامعه و مردم یکی از راهکارهای نظاممندی و روانسازی سیستم حکومتی است اما فرهنگسازی و تحلیل و تفسیر وقایع از طریق رسانهها میتواند روح جمعی مخاطبان را نسبت به امنیت و اهمیت آن حساس نماید. به گونهای که هر یک از آحاد جامعه هدف خود را ملزم به نظارت بر اجرای مقررات و قوانین بدانند همان امر واجبی که در اسلام به امر به معروف و نهی از منکر معروف است و متأسفانه ما از آن استفاده درست و مطلوبی نمیکنیم و نوعی دخالت در کار دیگران تلقی مینماییم.
اگر حساسیت مردم کشورهای اروپایی را نسبت به اجرای قانون و نظم فردی و اجتماعی ملاک قضاوت قرار دهیم به خوبی درمییابیم که آنها به اهمیت یک مسئولیت جمعی در قبال جامعه و کشوری که در آن زندگی میکنند پی برده و اجازه نمیدهند خود یا هر فرد دیگری نظام آن را مورد بیتوجهی یا خدشه قرار دهد. هر چند مسلمان نیستند و از امر به معروف و نهی از منکر چیزی نمیدانند.
اینک این سؤال مطرح است که چرا بسیاری از افراد جامعه ما در قبال قانونشکنیها و دور زدن قانون یا بیتفاوتاند و یا مقلد و یکی از دلایل همگانی شدن روش چانهزنی و واسطهتراشی همین عدم مسئولیتپذیری است.
چانهزنی خواست عادت شدهای است که همه به آن عادت کردهایم زیرا بیثباتی قیمتها و واسطهگریها موجب سست شدن قراردادهای اجتماعی شده است و به موارد و مسایل دیگر نیز سرایت کرده است.
به عنوان مثال وقتی یک نفر به علت تخطی از قانون شناسایی، تعقیب و دستگیر میشود اولیا و بستگان وی از همان آغاز دستگیری در کلانتری، دادگاه و مراحل بررسی به جای دفاع قانونی و مشروع به چانهزنی و خواهش و تمنا میپردازند و بعضاً وکلایی دارند که در دفاعیاتشان رویه چانهزدنی دیده میشود.
استفاده از دروغ، حیلهگری، فریب و مخفی کردن حقایق شگرد خاطیان و مجرمان است که یک رویه کلی در بسیاری از کشورهاست و در کشور ما هم کم نیست.
اگر مسایل اخلاقی و معیارهای اسلامی با روشهای جذاب و مخاطبپسند تحلیل و تفسیر شوند و با ادبیات و روح مهربانی و لطف ارایه گردند طبعاً هر مسلمانی در نهاد خود یک پاسبان و نگهدارنده خواهد داشت که به طور خودمراقب عمل میکند.
پس فرهنگسازی یکی از روشها و رویههای پیشگیری از تخلفات و جرایم است که باید از آموزش و پرورش تا دانشگاه ادامه داشته باشد. قاطعیت در اجرای احکام و مراقبتهای ویژه در سالمسازی محیط، از انتخاب مدیران تا کارکنان و تشدید نظارتها و بازرسیها میتواند هرگونه شرایط مناسب برای تخطی و ایجاد انگیزه مجرمانه را خنثی نماید.
مسلماً وقتی یک مسئول شرایط را مناسب ببیند و ردههای نظارتی صرفاً به اعتماد بسنده کنند و بعضی کارکنان آمادگی همراهی برای تخلفات اداری را داشته باشند مفاسدی از قبیل اختلاسهای خرد و کلان از دیدها پنهان میمانند و وقتی افشا میشوند که کار از کار گذشته و میلیاردها تومان از خزانه دولت و بیتالمال به غارت رفته است.
نمونه آن عملکرد شهردار سابق شهر صدراست. وقتی یکی از این نوع جرایم کشف میشود و با خاطیان برخورد قضایی میشود نباید مورد دیگری در سالها و یا زمانهای بعدی را شاهد باشیم که متأسفانه هستیم یعنی صرفاً برخوردهای قضایی کافی نیست و میباید به نوعی بازرسیها و تحقیقات ریشه تخلفات و عملیات مجرمانه را در ادارات مشابه بخشکانند حتی اگر به ساختارشکنی منجر شود. به عنوان مثال شهردار بعدی صدرا هم دستگیر میشود.
یکی از انواع نظارتها نظارت پنهان است. نظارت پنهانی یعنی زندگی مالی و برخوردهای اخلاقی مدیران و افزایش اموال و املاک آنان مورد توجه ناظران و بازرسان باشد و از همان ابتدای مسئولیت از طریق بانک اطلاعاتی میزان داراییها و نحوه زندگی آنها ثبت و ضبط شده باشد.
رها کردن مسئولان بر اساس اعتماد و در انتظار متخلف نشستن و برخورد قضایی با آن یعنی در موضع دفاعی بودن ناجی سلامت اداری نخواهد بود بلکه به نوعی افکار عمومی را جریحهدار کرده و احساس امنیت اداری را در اذهان عمومی تضعیف میکند.
همه مردم و مسئولان باید بدانند که بر اساس یک قرارداد اجتماعی و باور اسلامی میباید نظارت بر عملکردهای یکدیگر در سطح عملکردهای کاری و اداری داشته باشند تا رشوهدهندهای نباشد رشوهگیری پیدا نمیشود و اگر رشوهگیرندهای پیدا شد رشوهدهنده هم پیدا میشود. آنچه مهم است داشتن یک فرهنگ عمومی و تثبیت آن در باور جامعه برای سلامت و حفظ امنیت همگانی است. امنیت صرفاً با نیروهای انتظامی و نظامی و بکارگیری اسلحه به دست نمیآید هر چند شرط لازم است اما شرط کافی نیست. مردم باید نسبت به امنیت جامعه حساس باشند و هیچگونه عمل خلافی را برنتابند.
به نظر میرسد بیشتر توجهات و نگاهها به فشارهای خارجی ناشی از تحریم و تهدید است و ما از روند اخلاقی جامعه غافل شدهایم. از رویشها و سلاحهای فرهنگی و معنوی به نحو مطلوب استفاده نمیکنیم.
جامعه به نوعی حریص در مسایل مالی و معیشتی شده است و فاصله طبقاتی این حرص و آز را تشدید میکند. گویی هر کس از دیگری برای بیشتر داشتن سبقت میگیرد و از ارزش و اعتبار قناعت کاسته شده است.
زندگی ماشینی و مصرفی از سویی و نوآوری، فناوریهای جدید، اشرافیت و تجملگرایی را ترغیب میکند. وقتی چنین شرایطی ایجاد میشود آن کس که عقب افتاده اگر از یک باور دینی و معنوی برخوردار نباشد دست به تخلف و جرم و جنایت میزند حتی اگر در کسوت روحانی باشد.
توجیه بعضی کارمندان و مدیران در خصوص کمبود حقوق و دستمزدهایشان نباید مجوزی برای انحراف از معیارهای اخلاقی و قوانین اداری باشد و این وقتی قابل رفع است که عدالت اجتماعی نهادینه شود و فاصله حقوقها به گونهای نباشد که تحریکپذیر شود و نارضایتی ایجاد نماید.
متأسفانه کشور و ملت ما به لحاظ استقلالطلبی و عدم تمایل به وابستگی مورد هجمه شدید رسانههای ماهوارهای و اینترنتی است و تمامی دستاندرکاران این رسانهها در قبال پولهای کلانی که از اربابان خود دریافت میکنند سعی دارند بر افکار عمومی مردم ما تأثیرگذار باشند و آنها را به عدم تبعیت از قوانین ترغیب کنند. هر چند تاکنون موفق نشدهاند اما کافی است تعداد کمی با انگیزههای مخالفخوانی دست به کارهایی بزنند که دشمنان را در ارایه اهدافشان مصممتر کنند. یکی از عوامل بازدارنده پاسخگویی به شبهات و تردیدهایی است که ایجاد میکنند کاری که کمتر به آنها پرداختهایم و آنها در این میدان به تنهایی میدانداری میکنند.
نتیجه آنکه هر چند قوه قضاییه میباید از تمامی امکانات خود برای برخورد با مفسدان استفاده کند اما پیشگیری بهتر از درمان است مردم باید در این میدان کارزار نظارت و همراهی کنند و مسئولان هم با روشهای نوین و پرجاذبه سعی کنند آنچه درست و صحیح است را با در نظر گرفتن حوصله شنیداری انجام داده و مخاطبان امیدافزایی کنند. فرار شهردار خاطی سابق صدرا هیچ توجیهی ندارد.
رسانهها هم باید از چنان امکانات مالی و تدارکاتی برخوردار باشند که اندیشهها و خلاقیتهای خود را بدون دغدغه و با آزادی در نقد سازنده بروز دهند و به مخاطبان خود بیفزایند.
آنچه قرآن به ما آموزش داده یکی هم این است که نجات یک فرد نجات جامعه است. کافی است فقط به این آیه شریفه قرآن توجه کنیم.
- یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۵ شهریور ۱۳۹۸