سرمقاله
محمد عسلی
چرا نخبگان فعال در شرکت¬های دانشبنیان حمایت نمیشوند؟
استعداد، هوش و توانمندی ایرانیان به ویژه فارسیان در حدی است که کشورهای پیشرفته و موفق در توسعه علم و فنآوری در جذب دانشمندان جوان ما گوی سبقت از یکدیگر ربوده و سالیانی است فرار مغزها به لحاظ کمی و کیفی رشد چشمگیری داشته است گویی وظیفه دانشگاهها و مراکز علمی ما تربیت و آموزش نخبگان و دانشمندان برای کشورهای خارجی است. کافی است به حضور دانشمندان ایرانی در ناسا و مراکز علمی و دانشگاهی آمریکا توجه کنیم، حتی در کشور کانادا بسیاری از پرستاران خبره و با تجربه ما در بیمارستانها جذب شدهاند.
اگر به دنبال فقط یک پاسخ باشیم که چرا نخبگان ما ترجیح میدهند در کشور دیگری ارایه خدمات کنند در صورتی که کشور خود را دوست میدارند و به ایرانی بودن خود افتخار میکنند به این نتیجه میرسیم که در چم و خم کاغذبازیهای اداری و بیتوجهی مسئولان خسته شده و انگیزههای خود را از دست میدهند.
موانعی که هم اکنون پیش پای نخبگان و مؤسسات و شرکتهای دانشبنیان است را میتوان مختصراً این چنین به شرح و تحلیل و تفسیر آن پرداخت.
نخست اینکه مسئولان استانی تحت تأثیر قوانین خشک و غیرقابل انعطاف در برآوردن نیازهای مالی و تدارکاتی دانشبنیانها نگاه متفاوتی به این افراد و مؤسسات آنها ندارند و در قیاس با یک سرمایهگذار همان موانع را پیش روی آنها میگذارند با این تفاوت که سرمایهگذاران در دور زدن قوانین و ارتباطات و بده بستانهای کذایی دستی بالا دارند و خبرگان جوان به چنین تجربیاتی نرسیده و یا علاقهای به این روشهای غیرمعقول ندارند. مضافاً آنکه دستشان هم به لحاظ مالی خالی است و با یک توجیه قانونی میدان را ترک میکنند.
به عنوان مثال اگر شما بخواهید یک مدرسه بسازید باید به صدها سؤال پاسخ دهید و پیچ و خمهای اداری سختی را برای گرفتن مجوز طی کنید و آنقدر بدوید تا خسته شوید چه رسد به اینکه بخواهید برای تحقق ایدهها و دستاوردهای علمی خود تقاضای کمک مالی کنید.
ساختمانی که نامش را اندیشکده راهبردی آدینه گذاشتهاند و در آن محل از صاحبنظران رسانهای دعوت شد تا ارایه طریق کنند فضای بهداشتی آن قابل استفاده نیست و این خود گویای فقری است که نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
اگر به ساختمانهای عریض و طویل پرزرق و برق اداراتی مانند اتاق بازرگانی و امثالهم گذرتان بیافتد که بالقوه توان بالایی برای پذیرایی و ارایه خدمات دارند اما بالفعل نیستند به خوبی درمییابید داستان آفتابه لگن صد دست، شام و ناهار هیچی در بسیاری از تأسیسات اداری ما مصداق دارد.
نخبگان و دانشبنیانها برای ارایه خدمات ناشی از کشف، اختراع و استعدادیابی به لحاظ مالی و امکاناتی دستشان خالی است. آنها در جلسهای که دیروز تشکیل شد و از ما خواستند به فریادشان برسیم از مشکلاتی گفتند که حل آن نه نیاز به تغییر قوانین دارد و نه اختصاص بودجه ویژه و نه مکانهای آنچنانی که زمانبر است. آنها میگویند برای گرفتن وام از بانکها با بهرهها و سودهایی مواجهند که در کوتاهمدت و قبل از تحقق فعالیتهای علمی و تجربیشان قادر به پرداخت اقساط نیستند لذا جرأت پیگیری ندارند.
آنها میگویند باید از پرداخت مالیات معاف باشند تا به نتایج دلخواه برسند.
میگویند وقتی تعدادی از نخبگان فارس و مؤسسات و شرکتهای دانشبنیان این استان پس از دوندگیهای بسیار برای رفع موانع و مشکلاتشان به نتیجه نرسیدهاند، راهی استانهای اصفهان، یزد و خراسان شمالی شده و در آن استانها به سرعت و خوبی پذیرایی شدهاند و تسهیلات در اختیارشان قرار گرفته است.
عدهای نیز میگویند از طرف دوستانشان که به خارج از کشور رفته و در آنجا مورد حمایت قرار گرفتهاند تحریک میشوند که به خارج از کشور بروند تا درآمد بیشتری نصیبشان بشود.
نخبگان از مسئولان استان درخواست دارند اداراتی که حوزه کاریشان مرتبط با دانشبنیانهاست حداقل در ماه ساعت مشخصی را برای ارتباط و شنیدن خواسته و رفع موانع و مشکلاتشان در پارکهای فنآوری تعیین کنند.
به نظر میرسد این خواستههای نه چندان سخت و پرهزینه پاسخی درخور و از سر مسئولیتپذیری میطلبد تا رضایتی ایجاد شود.
خودجوشی و خوداتکایی یکی از ویژگیهای جوانان مستعد و هوشمند و با انگیزه است که بحمدالله ایران ما کم ندارد اما در شرایط تحریم شرط لازم است ولی کافی نیست.
بانکها و مسئولان تصمیمگیرنده در ارایه خدمات و تسهیلات مالی باید به خوبی بدانند که اگر امروز کشور ما توانسته است از پس بسیاری از موانع و مشکلات ناشی از فشارهای خارجی و تحریمها برآید و به دستاوردهای مهم علمی و تجربی برسد از همت جوانان مسئولیتپذیری است که علاوه بر باورهای عقیدتی و ایمانی تعلق خاطر به زادگاه و کشورشان دارند و کمر همت به خدمت هموطنانش بستهاند و از هول حلیم داخل دیگ نیافتادهاند.
اینکه کشورهای فرصتطلب و بعضاً متخاصم تور انداخته و نخبگان ما را شکار میکنند نباید موجب دلسردی کسانی شود که چراغشان در خانه میسوزد و نورشان به هموطنانشان میرسد بلکه برعکس میباید در تحمل سختیها و مشکلاتی که به ما تحمیل شده است استوارتر و مقاومتر از دیگران در میدان جنگ و مبارزه کنونی بایستند زیرا استقلال و خودکفایی ساده به دست نمیآید، بخشنامهای تحقق نمییابد و از خارج وارد نمیشود.
اما این سخن بدان معنی نیست که مسئولان به هر بهانهای از حمایت نخبگان اجتناب کنند زیرا اگر تهیه دارو واجب است، ابزار فرهنگی و علمی هم برای تولید دارو واجبتر است تا به جای آنکه در تهیه دارو از خارج دستمان به سوی دشمنانمان دراز شود خود تولید کنیم و شکارگری بیاموزیم نه شکارخری.
امید که این مختصر تلنگری باشد برای دوای دردی زیرا به قول حافظ خودمان:
«خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود…»
والسلام
- سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ مهر ۱۳۹۸