• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ مهر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
چرا در فارس کار فرهنگی خریدار ندارد؟
استان پهناور فارس به عروسی مانند است که علی‌رغم صورت و سیمای زیبا دست و پایش لنگ می‌زند هر چند زبان و بیان رسا و لطیفی دارد.
زیبایی شیراز به حافظ و سعدی و بازمانده درختان و گل‌های باغچه‌هاست و وجود هنرمندان و نویسندگان و فلاسفه و ادبا که زبان و بیان شیرازند، اما بالا بودن نرخ بیکاری، اعتیاد، طلاق و جرایم دیگر همانند دست و پای لنگ و ناخن‌های دراز عروسند.
در چنین استانی که ضرورت کار فرهنگی برای پیشگیری از بدی‌ها و جرایم اولویت اول است کمتر مدیر و مسئولی رغبت به کار فرهنگی و حمایت از هنرمندان و نویسندگان دارد به گونه‌ای که سهم مطالعه کتاب و روزنامه در سبد خانواده‌ها به ندرت دیده می‌شود و مسئولان اداری بیشتر توجه‌شان به گزارش عملکردها و خبرهای خودشان است.
اشتراک روزنامه‌ها و مجلات به علت افزایش نرخ تمام شده به گونه‌ای کاهش یافته که ۴۰ شماره اشتراک استانداری به ۱۰ شماره کاهش یافته و شهرداری شیراز هم عهدنامه‌ای شبیه به عهدنامه ترکمنچای با مدیران روزنامه‌ها بسته که اگر می‌خواهند همانند سال ۹۷ شهرداری‌های مناطق و مرکزی همان میزان اشتراک داشته باشند باید رپرتاژها و گزارشات تبلیغاتی که سابقاً برای آن پول دریافت می‌کردند را در سال ۹۸ مجانی کار کنند و متأسفانه روزنامه‌ها هم به ناچار زیر این بار گران رفته‌اند…
بعضی از ادارات هم ترجیح داده‌اند به طور کلی روزنامه خریداری نکنند و اخبار خود را از طریق فضای مجازی و سایت روزنامه‌ها دنبال کنند.
این موارد نمونه‌های روشنی از عدم رغبت و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای است که ما در فارس شاهد و گواهیم.
و جالب است بدانید که شیراز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ۸ روزنامه یومیه و بدون وقفه دارد در حالی که قبل از پیروزی انقلاب فقط یک روزنامه داشت که هفته‌ای ۲ تا ۳ شماره منتشر می‌شد و بقیه نشریات هم هر وقت میسر بود و یا بضاعت ناشرین آنها اجازه می‌داده منتشر می‌شد.
به قول حافظ خودمان:
«هنر نمی‌خرد ایام و بیش از اینم نیست
کجا روم به تجارت بدین کساد متاع…»
هنرمندان هم گلایه دارند که هنرشان خریدار ندارد. آنها روز پنجشنبه این سخنان را در حضور وزیر محترم فرهنگ و ارشاد و استاندار فارس بیان کردند.
سؤال: به راستی چرا شیراز جنت مکان که روزگاری محل بروز و ظهور اولیاءالله، فلاسفه، شاعران، پژوهشگران و روزنامه‌نگاران بنامی بوده اینک در چم و خم مشکلات مادی چنان افتاده‌ است که نگاهی فرهنگی و هنری را برنمی‌تابد.
در سخنرانی‌ها و جلسات مکرراً از هنر و فرهنگ سخن به میان می‌آید و هنرمندان بنام بعضاً مورد تقدیر زبانی قرار می‌گیرند اما به قول گذشتگان: «هزار بیت و غزل پیش گرده حیرانند…»
نگاه مساوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حمایت‌های تقلیل یافته به رسانه‌ها و ناشران نگاهی عادلانه نیست. زیرا فاصله هزار کیلومتری شیراز تا تهران، هزینه‌های حمل و نقل کاغذ و دیگر مواد چاپ و حتی تعمیرات و سرویس چاپخانه‌ها را به نسبت مرکز افزایش داده و ضایعات و خسارات را افزون نموده است.
استانی که به لحاظ شرایط اقلیمی و آب و هوایی و هم قومیتی و عشایری از یک فرهنگ و سنت یکدستی برخوردار نیست و بیش از هر زمان دیگری فعالیت‌های فرهنگی- هنری و رسانه‌ای را طلب می‌کند تاکنون هیچ سرمایه‌داری تشویق نشده تأسیسات و امکاناتی فرهنگی به جز مدارس ایجاد نماید. تعداد قابل توجهی از چاپخانه‌های قدیمی تعطیل شده‌‌اند و تعداد دیگری در آستانه تعطیلی قرار گرفته‌اند. حتی بعضی از ادارات و سازمان‌ها و نهادهای استان سفارشات چاپی خود را به قم و تهران می‌دهند با این بهانه که بهای تمام شده آنها ارزان‌تر است گویی حمیت استانی هم کمرنگ شده و برای مسئولان مهم نیست چاپخانه‌ای، روزنامه‌ای، کتابفروشی و یا انتشاراتی تعطیل شود. هنوز یک ساختمان نگارخانه توسط خیّری بنا نشده که هنرمندی بتواند بدون پرداخت کرایه سنگین آثار خود را در آنجا به نمایش گذارد.
اکثریت نویسندگان قادر نیستند کتاب‌ها و آثار خود را به چاپ برسانند زیرا گرانی کاغذ و نرخ چاپ موجب شده نتوانند اقدامی انجام دهند. ناشرین هم در شرایطی قرار گرفته‌اند که دیگر هیچ کتابی را از هیچ نویسنده‌ای بدون دریافت هزینه به چاپ نمی‌رسانند. گویی همه چیز به پول و امکانات مادی برمی‌گردد در صورتی که اگر عنایتی به اصحاب فرهنگ و هنر و ادب شود جریان کار به گونه دیگری رقم خواهد خورد.
متولیانی مانند اداره اوقاف و امور خیریه که سابقاً در کارهای فرهنگی و هنری هزینه می‌کرده‌اند و فرهنگ و معارف که نام خود را به آموزش و پرورش تغییر داده و سازمان تبلیغات اسلامی و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و مساجد و هیئات مذهبی می‌باید به فرهنگ و ارشاد کمک کنند و خیرینی را برای چاپ کتاب و روزنامه و یا احداث فضاهای فرهنگی و هنری و یا خرید تولیدات هنری و تشکیل کلاس‌های هنرآموزی مانند خط، نقاشی و دیگر هنرهای تجسمی تشویق نمایند و وارد میدان شوند زیرا جامعه‌ای که از دانش و فرهنگ و هنر برخوردار نباشد به قهقرا می‌رود و گرفتار الیناسیون «ازخودبیگانگی» می‌شود. مقام معظم رهبری فرموده‌اند: کار فرهنگی توجیه اقتصادی ندارد. از این روست که فعالیت های فرهنگی و رسانه ای از مالیات معاف اند و نیاز به حمایت های دولتی و مردمی دارند تا بتوانند بدون دغدغه مالی و تدارکاتی به رسالت و وظایف خود در جهت آگاهی رساندن به مردم و مسئولان اقدام نمایند.
و در پایان ذکر این نکته مهم ضروری است که به قول سعدی خودمان:
«… هنر چشمه زاییده است و دولت پاینده…» اگر نیک بنگریم و از حال و هوای رقابت‌های مادی و مالی و سرمایه‌ای لحظه‌ای فراغت یابیم در شرایط تحریم همانگونه که به امور اقتصادی و کارخانه‌ای کمک می‌کنیم می‌باید بیش از آن برای فرهنگ و هنر و رسانه سرمایه‌گذاری کنیم که اگر نکنیم مدیریت افکار عمومی را به فضاهای بی‌مسئول و رها شده مجازی واگذار می‌کنیم تا با سرمایه‌گذاری‌های کلان دشمنان دولت و ملت ایران و از مابهتران امنیت و نظام ما را مورد تهدید قرار دهند…
نگویید نگفتم! گفتم تا بدانید گرچه می‌دانید و عمل نمی‌کنید.
والسلام

Comments are closed.