اسماعیل عسلی- سردبیر
گزارشی از یک برنامه تلویزیونی
رویکرد جدید صدا و سیما خصوصاً در برخی از شبکهها نظیر شبکه ۴، شبکه آموزش و شبکه ۳ بیانگر درک واقعبینانهای از بحرانهای اجتماعی است که اگر چه با تأخیری ۴۰ ساله شاهد آن هستیم اما اقدامی بایسته در راستای تنویر افکار عمومی تلقی میشود. هر چند اینکه ما اجازه بدهیم برخی جریانهای معلومالحال شبههافکنی کنند و ما با تعللی چندین ساله به دنبال رفع شبهات باشیم چندان معقول نیست اما گونهای جبران مافات محسوب میشود که جای تشکر دارد.
شبکه سوم صدا و سیما شنبه شب بعد از اخبار ساعت ۲۲ که طرفداران خاص خودش را دارد، مبادرت به پخش برنامهای مناظرهگونه پیرامون برخی رویکردهای ملیگرایانه با چاشنی برجستهسازی جایگاه تاریخی سلسلهی هخامنشیان و اظهار کرنش و شیفتگی هدفمند نسبت به شخصیت جهانی کوروش کرد. در این گفتوگو که به خوبی توسط مجری برنامه مدیریت و سمتدهی میشد مسائلی مطرح گردید که هر کدام از طرفین گفتوگو سعی در نمایندگی تفکر طیفهایی از مردم جامعه ما را داشتند. معمولاً ورود جدی رسانهی ملی به حواشی برخی مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و تحلیل آن توسط پژوهشگران و افراد مطلع و صاحب نظر زمانی اتفاق میافتد که رفع شائبههای ایجاد شده به دلیل برخوردهای غیرمنطقی عاری از تدبیر و آیندهنگری، حساسیت افکار عمومی را برانگیخته و به معضلی تبدیل شده که جمع کردن آن با شیوههای تجربه شده دشواریهای خاص خود را دارد. پاسخگویی به پرسشهای مجری برنامه در این گفتوگوی چالشی، برای من که به عنوان یک فعال رسانهای مسائل مبتلابه جامعه را رصد میکنم، جذابیت خاصی داشت. ویژگی جالب این برنامه طرح شفاف برخی پرسشها و پاسخگویی به شبهاتی بود که تا پیش از این عدول از چارچوبهای دیکته شده و عبور از خطوط قرمز تلقی میشد. بیگمان پخش این برنامه ثابت کرد که ترس از اعتراف به وجود یک بیماری و انکار دلایل بروز آن، راه حل مناسبی برای پشت سر گذاشتن بحرانهایی که زاییدهی شرایط جامعهی در حال گذار ما میباشد، نیست.
نگاه متعادل و عاری از افراط و تفریط شرکتکنندگان در این گفتوگو نشان داد که صدا و سیما هم میتواند گاهی در هیأت یک کانون علمی و دانشگاهی عرض اندام کند و توجه خواص جامعه را به خود معطوف دارد.
در این برنامه که با محوریت بررسی دلایل جستجوی هویت ملی در تاریخ گذشته دنبال میشد سه تصویر از کوروش ارائه گردید. تصویری آرمانگرایانه و لبریز از توصیفات متمایزکنندهی این شخصیت از سایر چهرههای باستانی، تصویری تاریخی آمیخته به برخی گمانهزنیها و همچنین تصویری که غیرایرانیان با اهداف متفاوت از کوروش ارائه دادهاند و در پایان گفتوگو نیز کارشناسان حاضر در این نشست با اذعان به برجستگیهای اخلاقی، استعداد نظامی و توان مدیریتی این شخصیت باستانی هر گونه سوءاستفاده از حسن شهرت و جایگاه تاریخی او را در راستای موج سواری، رودررو قرار دادن دین با ملیت و مصادره کردن احساس شیفتگی طیفهایی از مردم نسبت به کوروش توسط جریانهای سیاسی سلطنت طلب، تقبیح کردند.
یکی از شرکتکنندگان در این گفتوگو جستجو در تاریخ باستان و برجستهسازی برخی شخصیتهای ایرانی را تلاشی در جهت هویتیابی توصیف کرد و اظهار داشت نباید در برابر چنین جریانهایی موضع سلبی و تخطئهآمیز اختیار کرد مگر اینکه اقداماتی از این دست سر در آبشخور پروژههایی داشته باشد که در تعارض با امنیت ملی است.
یکی دیگر از کارشناسان با تشریح دلایل اوجگیری چنین جریانی در عهد پهلوی اول و دوم با هدف پیوند زدن مشروعیت این دو پادشاه با مفاخر ملی و تاریخی، اصالت چنین اقدامی را از اساس زیر سئوال برد و شائبهبرانگیز توصیف کرد و تلویحاً اظهار داشت از آنجایی که پهلویها برخلاف سایر پادشاهان که با تکیه بر ویژگیهای فردی و شجاعت و جنگ بر اریکهی پادشاهی تکیه زدهاند این پدر و پسر دستنشاندهی بیگانگان و متعهد به تأمین منافع انگلیس و آمریکا بودهاند، به همین دلیل تلاش کردهاند برای خود به دنبال وجاهتی با رنگ و بوی ملی باشند و از دیگران مایه گذاشتهاند و نه از خود.
دیگر پژوهشگر شرکتکننده در این گفتوگو با خطرناک توصیف کردن نفی موجودیت شخصیتهای ارجمند و خدمتگزار تاریخی، نتیجهی چنین اقدامی را رودررویی دین با ملیت دانست که با توجه به لزوم هم عنانی دین با ملیت که نقش غیرقابل انکاری در شکلدهی به هویت جامعهی ایرانی دارد تأکید کرد که باید از افراط و تفریط در این زمینه پرهیز شود. وی در ادامه نتیجه گرفت که افراط و تفریطهای صورت گرفته در زمان پهلوی اول و دوم و همچنین حرکتهای سلبی پس از انقلاب که یکی بر تأیید مطلق گذشته و دیگری بر نفی مطلق تمامی شخصیتهای تاریخی استوار بوده عامل اصلی چالشهایی است که ما هم اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنیم.
در همین راستا تصریح گردید که نگاه مطلقاً سیاه و یا مطلقاً سفید به گذشته و تأکید بر وابستگی سیاسی تمامی مستشرقین که آثار ارزنده برخی از آنها بسیاری از گرههای تاریخی را گشوده با انصاف همخوانی ندارد. ضمن اینکه یکی از پژوهشگران با اشاره به برخی اظهارنظرهای غیرواقعی و فاقد مستندات تاریخی تعدادی از مورخین و مستشرقین عنوان کرد که در هیچ یک از منابع تاریخی حتی آثاری که دشمنان ما به رشتهی تحریر درآوردهاند از کوروش به بدی یاد نشده و تمجید از کورش در تورات و حمایت او از قوم دربند یهود در بابل و بازگرداندن ثروت آنان رفتاری انسانی توصیف شده تا جایی که کورش را تا حد یک نجات بخش و مسیح قوم یهود بالا برده است.
برداشت کلی یک بیننده منصف از این برنامه ی معقول را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
۱- دین و ملیت در ایران به هم آمیخته و غیرقابل انفکاک هستند و نباید بحث تقدم و تأخر یکی بر دیگری مطرح باشد.
۲- پیش از انقلاب و در عهد قدیم و باستان، سردمداران و پادشاهان خوب، پادشاهان بیخاصیت و پادشاهان جنایتکار داشتهایم و نمیتوان همه را با یک چوب راند و آنها را تخطئه کرد.
۳- در برخورد با چالشهای اجتماعی و سیاسی که سر در آبشخور جنبشهای فکری و تحولات اندیشگانی دارد به جای برخورد سلبی و تخطئهآمیز باید به شیوههای اقناعی روی خوش نشان داد.
۴- مکتوبات و آثار تاریخی برجای مانده از گذشته، آمیزهای از گزارههای درست و نادرست گمانهزنیها و اظهارنظرهای تحریف شده و یا اغراقآمیز و توصیفهای اسطورهانگارانه است که کار استخراج نتایج یقینی و بیتردید را دشوار میسازد و مسئولیت استخراج حقیقت از متون آشفته تاریخی بر دوش دانشگاهیان، پژوهشگران و مورخین منصف است نه موجسواران و کسانی که به دنبال استفادهی ابزاری از شخصیتهای برجستهی تاریخی در راستای القای تفکر، ایده و راهکاری خاص برای به کرسی نشاندن اهداف خود هستند.
- سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۸
- سرمقاله

“اسماعیل عسلی سردبیر ” ۸ آبان ۱۳۹۸