سرمقاله
محمد عسلی
گرانی بنزین و اما و اگرها
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس پیشبینی شده بود که مصرف روزانه بنزین در ایران ۹۶ میلیون لیتر خواهد بود. اخیراً اعلام شده است که مصرف روزانه بنزین در سال ۹۸ نود میلیون لیتر است که اگر جمعیت ایران را ۸۰ میلیون فرض کنیم سهم مصرف هر نفر در روز بیشتر از یک لیتر است.
این روند نشاندهنده این واقعیت است که بنزین همانند آب و نان برای حمل و نقل و رفت و آمد یکی از مواد استراتژیک است و با توجه به هزینه تولید و مصرف میباید در آن صرفهجویی کرد.
در صورتی که یک بطری آب معدنی یک لیتری ۱۵۰۰ تومان است بنزین لیتری هزار تومان از آب هم ارزانتر است و همین ارزانی است که موجب سوءاستفاده از آن همراه با مصرف بیرویه، هزینه قابل توجهی را به دولت تحمیل میکند.
هر چند با اقداماتی که در تولید داخلی بنزین انجام گرفته، فعلاً از واردات بنزین خلاص شدهایم و بنزین هم در حد محدود صادر میکنیم اما بر اساس اظهارات وزیر نفت اگر در مصرف بنزین صرفهجویی نشود در آینده دولت مجبور میشود به واردات بنزین اقدام نماید که مستلزم تأمین ارز مورد لزوم در شرایط سخت فعلی است. با توجه به کسادی بازار و سختی ایجاد اشتغال که نهایتاً به بیکاری ۱۵ درصدی انجامیده و بعضی از مشاغل هم جزو مشاغل ناپایدار است، بسیاری از کسانی که مجبور شدهاند برای تأمین هزینههای زندگی با اتومبیل شخصی به حمل و نقل مسافر بپردازند یا بیکار میشوند و یا عطایش را به لقایش میبخشند.
با این وضع اولین تأثیر گرانی بنزین روی درآمد و زندگی رانندگان مسافربر است. نکته مهمتر آنکه افراد فاقد اتومبیل که از بنزین یارانهای استفاده نمیکنند هزینه رفت و آمد و حمل و نقل بیشتری به آنها تحمیل میشود که دولت میباید در جهت تأمین آن به اقداماتی دست بزند که فقرا فقیرتر نشوند و طبقه متوسط جامعه هم به سمت شیب تند فقر سقوط نکنند.
تجربه در طول ۴ دهه اخیر نشان داده که قدرت خرید کسانی که حقوق ثابت دارند به شدت کاهش یافته و افزایش حقوقها به هر سال هم نتوانسته به صورت کامل کاهش ارزش پول ملی را جبران کند.
اگر میزان درآمدهای دستمزد و حقوق کارگران و کارکنان به گونهای میبود که بتواند هزینههای ضروری زندگی را تأمین کند افزایش بنزین و سایر کالاهای مورد نیاز عموم چندان فشاری وارد نمیکرد.
این واقعیتها را مسئولان دولتی و حاکمیتی میدانند اما فشارهای ناشی از تحریم و عدم فروش نفت، دولت را در وضعیتی قرار داده که میباید دست به چنین اقداماتی بزند تا هم از قاچاق بنزین پیشگیری شود و هم در مصرف بنزین صرفهجویی گردد و هم درآمد حاصله از مابهالتفاوت نرخ قدیم به جدید بر اساس اظهارات سخنگوی دولت به حساب خانوادههای کمدرآمد واریز شود.
صورت قضیه ظاهراً عقلانی است، اما اعلام افزایش نرخ بنزین آن هم سه برابر نرخ قبلی در آستانه انتخابات مجلس و روز میلاد پیامبر چندان مقبول نبود و ای کاش دولت آن را به زمان دیگری موکول میکرد.
متأسفانه همانند گذشته شبکههای رسانهای خارج از کشور بهانهای پیدا کردهاند تا به تحریک احساسات مردم بپردازند و آنها را به اعتراض و فشار و تخریب بر علیه دولت و حاکمیت ترغیب کنند. هر چند بارها به این واقعیت پی بردهاند که مردم ایران هوشیارتر و بیدارتر از آنند که خواستههای معقول خود را از دولت با آشوب و تفرقه پیگیری نمایند زیرا میدانند دشمنان کشور و ملت و انقلاب برای به آشوب کشیدن پیوسته به دنبال فرصت و بهانه بودهاند و آب به آسیاب دشمن ریختهاند. مسلماً دولت میباید راه معقول و کمتنشی را برای به حد نصاب رساندن بهای بنزین و پیشگیری از قاچاق آن پیدا کند تا فشار بر مردم کاهش یابد. به هر حال امروز اهمیت مصرف بنزین کمتر از مصرف آب نیست زیرا هر کس بخواهد دست به هر کاری بزند الزاماً نیاز به رفت و آمد با اتومبیل دارد و دوچرخهها هم قادر نیستند راههای طولانی طی کنند. هر چند فقط افراد کم سن و سال و توانمندی میتوانند از دوچرخه استفاده کنند که متأسفانه هنوز فرهنگ آن جا نیفتاده و اولیای دانشآموزان از اعزام فرزندان خود با دوچرخه به علت بیم از تصادف اجتناب میکنند.
یکی از خبرنگاران روزنامه امروز به من گفت: وقتی هر باک ۶۰ لیتری اتومبیل ۱۸۵ هزار تومان هزینه دارد، حقوق یک ماهه من صرف ده نوبت بنزین زدن میشود.
پرواضح است که منظورش این بود که میباید به نسبت افزایش نرخ بنزین حقوقش افزایش یابد هر چند در طول یک ماه او نیاز به ده نوبت پر کردن باک بنزین اتومبیلش ندارد.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
والسلام
- شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۶ آبان ۱۳۹۸