سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
خودتان را در ترازو بگذارید
تا زمانی که مردم برای خودروهای شخصی جایگزین مناسبی پیدا نکنند حل مشکل هزینه سوخت، ترافیک، آلودگی هوا و تخلفات رانندگی و تصادفات درون شهری و برون شهری هزینهبر خواهد بود. شاید کسی باور نکند اما در صورتی که دولت بتواند عملاً به مردم اطمینان بدهد که آنها با استفاده از وسایط نقلیه عمومی میتوانند بموقع و با سرعت بیشتر به کارهای خود برسند و هوای پاکیزهتری هم داشته باشند حتی افزایش نرخ بنزین بالاتر از لیتری ۳۰۰۰ تومان هم امکانپذیر خواهد بود. اما هر طرحی نیازمند هماهنگی و گرفتن هر وسیلهای در گرو جایگزین کردن وسیلهای دیگر است.
مشکل اساسی این است که تاکنون اغلب اقدامات صورت گرفته در راستای تشویق مردم به استفاده از وسایل نقلیه عمومی فاقد برنامهریزی صحیح بوده است. وقتی یک اتوبوس واحد در یک چهارراه برای دور زدن و جلو رفتن باید منتظر حرکت خودروهای شخصی باشد و یک راننده اتوبوس نتواند سر ساعت و دقیقهی معینی خود را به یک ایستگاه برساند مردم ترجیح میدهند از خودرو شخصی استفاده کنند. هم اکنون بسیاری از خیابانهای شیراز فاقد مسیر ویژه برای اتوبوس هستند و مسیرهای تعریف شده برای حرکت دوچرخهها نیز محدود است. در حالی که اگر مسیر ویژه دوچرخه در تمامی مسیرها مشخص و تعریف شود، بانوان نیز با احساس امنیت و فراغ بال بیشتری از آن استفاده خواهند کرد. ضمن اینکه برای همگانی کردن استفاده از دوچرخه باید سه چرخه و چهارچرخههایی که امکان حمل چند ده کیلو بار هم داشته باشد رواج پیدا کند. در کشوری که مدعی ساخت موشک با آن همه پیچیدگی است چرا ما باید از هنگ کنگ و چین و کره و اندونزی و هند دوچرخه وارد کنیم. اگر اتوبوسها به امکانات مناسب ویژه زمستان و تابستان مجهز باشند و حتی در آنها از تلویزیون هم استفاده شود و هر ماه به کسانی که از اتوبوس استفاده میکنند به قید قرعه جوایزی تعلق گیرد و همه بتوانند بموقع به مدرسه، دانشگاه، بازار و ادارهی مورد نظر خود برسند به تدریج استفاده از وسایط نقلیه عمومی به یک هنجار تبدیل میشود.
گاهی تعلل در برخی اقدامات منجر به ایجاد شائبههایی میشود که ذهن مردم را به سمت افکار منفی سوق میدهد. عدهای در این کشور از محل فروش خودروهای بیکیفیت که حاصلی جز هدرروی سرمایههای ملی، تصادف، ترافیک و جنگ اعصاب و انواع بیماریها ندارد سود میبرند. چرا مردم باید بنزین گران بخرند، ترافیک و آلودگی هوا را تحمل کنند، با تأخیر به محل کار خود برسند و در عین حال چندین ماه و گاه چند سال در صف خرید یک خودروی بیکیفیت انتظار بکشند.
بدون تردید عدهای از این وضعیت سود میبرند وگرنه راههای قانونی زیادی برای ترغیب مردم به استفاده از وسایط نقلیه عمومی وجود دارد متأسفانه خودرو هم از جمله دستاوردهای تمدن است که مثل تلفن همراه، تلویزیون، ماهواره و سایر دستاوردهای ارزشمند به شکل صحیح آن مورد استفاده قرار نمیگیرد.
از جمله نشانههای جامعهی بیمار این است که بهرهبرداری صحیح از امکانات در آن رایج نیست. ما حتی از وقت و دانش و مدرسه و دانشگاه و امکانات ورزشی هم به خوبی استفاده نمیکنیم.
شهرداریها به یاری دولت باید کاری کنند که استفادهکنندگان از خودروهای شخصی عطای خودرو را به لقایش ببخشند و از مترو، اتوبوس و تاکسی استفاده کنند. چنین آرزویی زمانی محقق میشود که استفاده از وسایل نقلیه عمومی از هر جهت به نفع مردم باشد. چه از لحاظ امکانات داخلی، چه از لحاظ امنیت و بهداشت و چه از لحاظ هزینه و سرعت انجام کارها و از همه مهمتر نظم و ترتیب. مردم باید باور کنند که اتوبوس در ساعات و دقایق نوشته شده روی تابلو ایستگاهها، مسافران را سوار میکند و تعیین مسیر ویژه نیز باید به گونهای باشد که اولویت ابتدا با اتوبوس، سپس تاکسی و در انتها خودروهای شخصی باشد. وقتی صاحبان خودورهای شخصی احساس کنند که در برخی از مسیرهای کمعرض حق تردد ندارند و چنین مسیرهایی صرفاً برای اتوبوسها و تاکسیها و سرویسهای خدماترسان نظیر آمبولانسها، آتشنشانیها و … تعریف شده ترجیح میدهند به استثنای روزهای تعطیل در سایر روزها از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند.
حتی مقامات استان و شهر هم باید در استفاده از دوچرخه و اتوبوس و تاکسی پیشگام باشند و خود را در قید و بند تشریفات گرفتار نکنند و چنین رویهای را به یک روز در سال محدود نکنند. جای آنها باید در گوشهی دل مردم باشد نه خودورهای تشریفاتی و گرانقیمت. مشکل مردم صرفاً گرانی بنزین نیست. برای مردم خیلی مهم است که بدانند صرفهجویی ناشی از افزایش نرخ بنزین صرف چه اموری میشود و این امور تا چه اندازه در خدمت رشد و توسعهی اقتصادی کشور است. برخی تبلیغات میلیاردی که سرتاپای آن دو ریال هم نمیارزد برای مردم قابل تحمل نیست. مثل معروفی است که میگویند “عزای عمومی عروسی است” یعنی اگر گرفتاری برای همه باشد کسی ناراحت نمیشود. آنچه مردم را عصبانی میکند تبعیضهای ناروا و ستمپیشگیهای نهادینه شده است. زندگی مسئولین باید به گونهای باشد که مردم گاهی آنها را در صف نان و سبزی هم ببینند و گاهی در اتوبوس و تاکسی و گاهی در حال اجازهنشینی. همین مردم زمانی زیر بمبارانها سختترین فشارها را تحمل کردند ولی در آن زمان از آقازادهها به شکل امروزین آن خبری نبود و عدهای بابت نسبت فامیلی با مسئولین خون مردم را در شیشه نمیکردند. مردم وقتی میبینند یک شخص از کار افتاده و فرتوت و عقب افتاده از زمانه، چندین پست و چندین شغل و میلیونها تومان حقوق دارد ولی فرزند جوان فارغالتحصیل شدهی آنها سربار خانواده است خشمگین میشوند. استثنا و تبعیض، قانون را به لجن میکشد و مردم زیر بار تبعیض نمیروند. علت سرکشیهای مدنی، مالیاتگریزی و دور زدن قانون، قاچاق و بسیاری از تخلفات دیگر نیز سر در همین آبشخور دارد. منشی فلان پزشک علناً به بیمار میگوید اگر میخواهید از کارتخوان استفاده کنید ویزیت شما چهل هزار تومان است و اگر آزاد حساب کنید سی هزار تومان. یعنی اینکه ما نمیخواهیم به دولت حساب پس بدهیم. آیا این پزشکان اخلاف همان پزشکانی هستند که زمانی بابت تشخیص، معالجه و درمان از مردم پول نمیگرفتند. چه کسانی مردم را حریص بار آوردهاند؟ چه کسانی اعتماد مردم را سلب کردهاند؟ چه کسانی مردم را در مقابل مردم به صف کردهاند؟ چرا نزدیک به سی درصد مردم از تعادل روانی لازم برخوردار نیستند؟ چه کسانی آنها را به این روز انداختهاند. حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبو. خداوکیلی خودتان را در ترازوی افکار عمومی بگذارید تا بفهمید چقدر میارزید! باور ندارید ولی بدانید که رضایت خدا از شما در گرو رضایت مردم است. اگر چیز دیگری شنیده اید حرف مفت است. پیامبر(ص) هم فرموده کسی که مردم را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و کسی که مرا خوشحال کند خدا را خوشحال کرده است.
- جمعه ۱ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲ آذر ۱۳۹۸