• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۳ آذر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
مجلس به چه نمایندگانی نیاز دارد؟
برای آنکه یک فرد تحصیلکرده در رشته حقوق قضایی بتواند وکیل شود، علاوه بر آنکه قبل از شرکت در آزمون ورودی وکالت می‌باید دوره کارآموزی را نزد یک وکیل باتجربه ببیند می‌باید در مصاحبه شفاهی و آزمون کتبی پذیرفته شود.
این سختگیری‌ها به آن علت است که وکیل مدافع علاوه بر آشنایی کامل به امور شکلی پرونده‌های قضایی و نحوه دادرسی باید با قوانین موضوعه و روح دادرسی‌ها نیز آشنا باشد و از هوش، بیان فصیح، استعداد قضایی و توان جسمی و روحی به خوبی برخوردار باشد.
حال سؤال این است. کسی که می‌خواهد در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده ملت از منافع ملی دفاع کند و لوایح ارسالی از طرف دولت را بررسی نماید و در مقابل ندانم‌کاری‌های وزرا، هیأت دولت و بعضاً اشتباهات رئیس‌جمهور قدعلم کند باید از چه توانایی‌هایی برخوردار باشد؟
آیا سواد و تجربه کافی در یکی از امور مطروحه در کمیسیون‌های دایمی را نباید داشته باشد؟
آیا سلامت نفس و پرهیزگاری که لازمه شجاعت و ایستادگی است نباید مطمح نظر باشد؟
آیا سوابق شغلی و آزمون و خطاهای اجرایی در طول دوران خدمت نباید مورد نظر شورای نگهبان باشد؟
متأسفانه در طول دوره‌های متمادی مجلس شورای اسلامی شاهد ورود بعضی وکلای کم‌سواد، ناتوان، بله قربان‌گو، رانتخوار و مسأله‌داری بوده‌ایم که شأن و حرمت مجلس را زیر پا گذاشته و از وکالت مردم نردبان ترقی برای خود دست و پا کرده‌اند.
کافی است به گذشته و دوره‌های مختلف نگاه کنیم و کارنامه تک تک وکلای مردم در مجلس را مرور نماییم. حتی بعضی از کسانی که به اصطلاح مسأله خلاف قانون نداشته‌اند و آدم‌های مؤمن و با حسن شهرتی بوده‌اند در عملکردهای خود نمره قبولی ندارند و به زبان دیگر گویی اصالتاً در مجلس حضوری جدی نداشته‌اند.
کدام یک از وکلا بعد از خاتمه دوره نمایندگی در بین مردم ظاهر شده و پاسخگوی قول و وعده‌های خود بوده‌اند؟
کدام یک از وکلا صراحتاً و به صورت شفاف علت عدم ناکامی بسیاری از طرح‌ها و لوایح را برای مردم در رسانه‌ها و یا اجتماعات حضوری بیان کرده‌اند؟
شاید انگشت‌شمار بوده‌اند وکلایی که با رسانه‌ها و مطبوعات به مصاحبه و گفتگو پرداخته و به سؤالات خبرنگاران پاسخ داده‌اند.
نتیجه آنکه برای داشتن مجلسی کارآمد، قوی، مسئولیت‌پذیر و در حد شأن ملت شریف ایران ابتدا مردم باید با تمام توان به میدان بیایند و احساس تکلیف کنند و از کسانی که توانایی و شرایط ویژه دارند بخواهند برای نامزد شدن به میدان بیایند. زیرا ما احزاب فعال و پرجمعیتی نداریم که آنها مردان و زنان توانایی را به مردم معرفی کنند. گویی دبیران کل احزاب بیشتر جاده یک طرفه می‌روند و خود را مقابل دولت مسئول می‌دانند و مردم را نادیده می‌گیرند.
هر چند قوای سه‌گانه مقننه، مجریه و قضاییه بر اساس اصول قانون اساسی از یکدیگر تفکیک شده و اصل نظام بر تفکیک قواست. اما وقتی در ایران انقلاب اسلامی به پیروزی رسید رهبر کبیر انقلاب فرمودند: «مجلس در رأس امور است»
در رأس امور بودن یعنی بالاتر از سایر قواست و از همه آنها بااهمیت‌تر است.
حال این سؤال مطرح است که اگر مجلس در رأس امور بوده تمام مشکلات فعلی مملکت بر دوش نمایندگان اولین تا آخرین آنهاست و اگر نبوده مجلسیان توان حفظ در رأس امور بودن مجلس را نداشته و از خود سلب مسئولیت کرده‌اند.
هیچ شک نباید داشت که مجلس باید از وکلای متخصص در امور مختلف مملکتی برخوردار باشد و تخصص و سواد یک بال و بال دیگر سلامت در عملکرد است.
با این اوصاف اینک چه کسی یا کسانی باید خود را مکلف به ورود به مجلس بدانند؟
اگر خیلی از کسانی که با ذوق‌زدگی نامزد انتخابات می‌شوند حداقل برای ارزیابی توانایی خود قاضی خوبی باشند جای خود را به افراد صالح‌تر و توانمندتر می‌دهند.
و اگر کسانی در خود تمامی شرایط و توانمندی‌های قانونی و عرفی را سراغ دارند در برابر خدا و خلق موظف و مکلفند به میدان بیایند و از اینکه احساس کنند به هر دلیل پذیرفته نمی‌شوند و یا هزینه تبلیغات را ندارند پای پس نگذارند زیرا احساس مسئولیت و نیت خیر برای قبول سختی‌ها یک وظیفه دینی و ملی است و پذیرفته نشدن سلب مسئولیت است.
درست به خاطر دارم وقتی یکی از نامزدهای انتخاباتی در شیراز آرای لازم در دوره آغازین نامزدی را به دست نیاورد. بسیار خوشحال بود و می‌گفت: «خداوند یک بار سنگین مسئولیت را از دوشم برداشت و من اگر آمدم احساس تکلیف کردم و وقتی در دوره بعد موفق شد به مجلس برود با صداقت اعلام کرد کار من نبود.
آقایان و خانم‌هایی که خود را برای نامزدی مجلس معرفی می‌کنید! اگر می‌دانید آمادگی لازم و شرایط مطلوب نمایندگی ندارید خود را بدهکار مردم نکنید.
اگر فقط یک نماینده در مجلس مانند مرحوم محمد مصدق و مرحوم مدرس داشته باشیم تاریخ‌ساز می‌شوند.
اگر امام خمینی روزگاری نماینده مردم در مجلس می‌بود آن وقت معلوم می‌شد آن مجلس چه مجلسی است.
کمی به خود بیاییم بازگردیم تاریخچه مجلس را مرور کنیم به کدام یک از نمایندگان فارس در مجلس شورای اسلامی باید افتخار کنیم؟ کدام شاخصه و فعالیت و دفاع افراد را نسبت به هم ممتاز کرده است؟
در یک آمار میدانی و به صورت نمونه‌گیری تصادفی از مردم سؤال شود اسامی نمایندگان را برای شما بگویند، به نظرتان چند درصد از آنها می‌توانند اسامی ده نفر را اعلام کنند و از آنها چه سخن‌هایی به یاد دارند؟
تجربه ۴۰ سال روزنامه‌نگاری و کار فرهنگی به بنده می‌گوید: نمایندگان کمتر در میان مردم بوده‌اند. هر چند از غم‌ها و نیازهای آنها کم و بیش اطلاع داشته باشند صرف اطلاع مشکلی را حل نمی‌کند. اعلام کنند در کاهش آنها چه نقشی داشته‌اند. وظیفه نماینده صرفاً سفارش این و آن و توصیه برای رفع مشکلات عمرانی نیست. مجلس فردا به نمایندگانی نیاز دارد که قفل‌های بسته را بگشایند و سلامت عملکرد دولت را تضمین نمایند.
والسلام

Comments are closed.