سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
قبل و بعد از انتشار خبر
خبر منهای تمامی ویژگیهای فنی، دارای شخصیت و شعاع تأثیرگذاری است تا آنجا که شخصیت خود را به منبع خبر نیز تسری میدهد. در عصر ارتباطات وقتی میخواهند در بارهی موقعیت یک کشور اطلاعاتی کسب کنند قبل از هر چیز به اخباری توجه میکنند که از آن کشور به گوش میرسد. مؤلفهی مهمی که در هر خبر نهفته است اثر ناشی از شنیدن آن است لذا تمامی تلاش رسانهها، خبرگزاریها و خبرنگاران نیز معطوف به بهرهبرداری از همین ویژگی است. اگر هدف یک رسانه از اعلام یک خبر خوشحال کردن مردم باشد اما مردم با شنیدن آن خبر ناراحت شوند، آن رسانه نه تنها به هدف خود نرسیده بلکه به عدم برخورداری از شناخت لازم نسبت به مردم متهم میشود. گاهی رسانهای با پخش یا انتشار یک خبر به دنبال سمت و سو دادن افکار عمومی نسبت به یک رویداد و متقاعد کردن مردم است ولی مردم واکنشی برخلاف انتظار آن رسانه از خود بروز میدهند. در چنین شرایطی باید به دنبال دلایل زیرپوستی این واکنشها رفت!
خبرها از چند حالت بیرون نیستند. یا مکمل یکدیگر هستند که در ردیف خبرهای شفافساز و اثرگذار قرار میگیرند. یا اینکه خبرها، مخالف و نقضکنندهی یکدیگر هستند که در این صورت باید دید قدرت متقاعدکنندگی کدامیک بیشتر است؟ خبر مثبت و یا خبر منفی! گاهی یک خبر مأموریتی جز این ندارد که توجه افکار عمومی را به موضوعی کاملاً متفاوت با موضوعات روز جلب کند. مثل اینکه در گرماگرم تلفات ناشی از آنفولانزا و کمبود واکسن آن، ناگهان خبری روی سایت خبرگزاریها قرار گیرد که همسر ترامپ شبها کنار دست او نمیخوابد. هر دلیلی هم که پشت انتشار چنین خبری باشد نمیتواند مانع از عصبانیت خواننده خبر شود. چرا که این موضوع با توجه به دغدغههای رایج، هیچ ربطی به مشکلات مبتلا به جامعهی ما ندارد و حتی اگر همسر ترامپ پشیمان شود و مجدداً با ترامپ همخوابگی در پیش گیرد باز هم این موضوع هیچ تأثیری روی اقتصاد جامعهی ما نخواهد داشت، چرا که کماکان مسئلهی تحریمها به قوت خود باقی است. چنین خبرهایی حتی ارزش ترجمه کردن هم ندارد چه رسد به اینکه بخواهد روی سایت خبرگزاریها قرار گیرد. به یاد میآورم زمانی که انجام عمل جداسازی لاله و لادن و خبرهای زنجیرهای پیرامون آن نیز چنین وظیفهای را بر عهده داشتند که ذهن مردم را به موضوعی دیگر مشغول سازند. نظیر خبر بیرون آمدن شیشه از چشم یک دختر که در چند بازهی زمانی مختلف بازنشر شد. من ممکن است چیزی را فراموش کنم اما حافظهی افکار عمومی خدشهناپذیر است. یکی از دلایل ماندگاری بسیاری از آثار ارزشمند ادبی، وجود آن در حافظهی مردم بوده در حالی که بسیاری از کتابهای چندجلدی در اثر آتشسوزیها و حملات دشمن از بین رفتهاند. مسئولین باید باور کنند که امروزه روز مردم حتی سبد خرید مایحتاج خود را بر اساس خبرهایی که میشنوند تنظیم میکنند. چند روزی است که مردم به دنبال سیر هستند زیرا اخیراً کلیپی پخش شده که یک فرهیختهی ایرانی از خواص سیر و تأثیر پیشگیرانهی آن بر ابتلا به سرماخوردگی و آنفولانزا سخن گفته است. توجه مردم به خبر به مفهوم تسلیم در برابر پیام نهفته در خبر نیست بلکه مردم هر خبری را با خبرهای دیگر مقایسه میکنند و نسبت به تناقضها و همخوانی آن با سایر خبرها عکسالعمل نشان میدهند. فراموش نمیکنیم که در روزهای آغازین طرح افزایش قیمت بنزین این مسئله بارها از سوی دولتمردان مورد تأکید قرار گرفت که افزایش قیمت هیچ کالایی مجاز نیست و سخن از نظارت مستمر و تشکیل کمیتههای ناظر بر بازار به میان آمد اما به تدریج این دیدگاه در خبرهای بعدی تصحیح و تعدیل شد و گفته شد کالاهایی که از حمایت دولتی برخوردارند نباید گران شوند. متعاقب آن خبری دیگر روی سایت خبرگزاریها قرار گرفت مبنی بر اینکه گرانی کالاها تا چهار درصد تحت تأثیر افزایش نرخ بنزین طبیعی است و وزیر کشور نیز دیروز گفت یک مقدار افزایش قیمتها طبیعی است. حال اگر این خبرها را در کنار یکدیگر بگذاریم متوجه میشویم با یکدیگر همخوانی ندارد و خبرها روی شیبی قرار دارد که با شیب التهابات تزریق شده به جامعه متناسب است.
یک خبر نه تنها خودش به تنهایی دارای شخصیت، تأثیرگذاری و ارزش مادی و معنوی است بلکه راهی را برای شناسایی منبع خبر نیز میگشاید. به طوری که میتوان مدعی شد شناخت مردم از شخصیتهای سیاسی و مسئولین بیشتر بر اساس اخباری که از آنها شنیدهاند شکل گرفته است. پرواضح است کسانی که شتاب بیشتری برای اظهار نظر و خبررسانی به مردم دارند و اجازه نمیدهند اثر یک رویداد خود را نشان دهد و فرصتی برای ارزیابی افکار عمومی پیرامون یک رویداد فراهم شود. بیش از سایرین در معرض داوریهای شتابزده مردم قرار میگیرند. کسانی که در گام اول بدون دسترسی به اطلاعات کافی موضوعی را تکذیب و یا تأیید میکنند نمیتوانند در گامهای بعدی توجیهکنندهی مغایرت آمارها و اطلاعات جدید با اظهارات قبلی خود باشند. برای نمونه ابتدا عدهای از کاهش قابل توجه مصرف بنزین در روزهای اول پس از گرانی آن خبر دادند در حالی که در روزهای اول برخی از پمپ بنزینها تعطیل شده بودند و یا اینکه به دلیل اغتشاشات صورت گرفته اغلب ترجیح میدادند از خودرو استفاده نکنند یا عدهای به تصور اینکه ممکن است قیمت به وضعیت قبلی بازگردد یا تعدیل شود به پمپ بنزینها مراجعه نکردند! تصور کنید حال و روز کسانی که پس از آن داوری شتابزده، ناگزیر شدند اعتراف کنند تفاوت چندانی ایجاد نشده است. نمونهای دیگر. برخی از مسئولین در اولین روز اعتراضات عمومی عنوان کردند بستهی حمایت معیشتی حتی به برخی از کسانی که قبلاً هم یارانه نمیگرفتند پرداخت میشود و این دروغی بزرگ بود در حالی که بعدها مشخص شد بستهی حمایت معیشتی پس از گرانی بنزین به بسیاری از خانوادههایی که یارانه میگرفتند نیز پرداخت نشده است و به تبع آن حتی آمار ۶۰ میلیونی افراد دریافتکننده نیز در هالهای از ابهام قرار گرفت. در حالی که اگر کمی تدبیر به خرج میدادند به راحتی میتوانستند موضوع افزایش نرخ بنزین را مدیریت کنند فقط کافی بود تغییراتی را که ناگزیر پس از اعتراضها در موضوع سهمیهبندی اعمال کردند را قبل از گرانی بنزین اطلاعرسانی کنند. تعیین سهمیه وانتبارها، تاکسیهای اینترنتی و همهی موارد دیگری که اصلاح شد باید همزمان با اعلام افزایش نرخ بنزین اطلاعرسانی میشد. همهی اینها نشان میدهد که مجموعهی افراد دخیل در افزایش نرخ بنزین به تأثیر و ارزش خبری که مخاطب آن تمامی مردم بودند توجه نداشتند. خبر اولیه غافلگیرکننده بود و مردم را تحریک به واکنش میکرد. از جمله افرادی که با شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدند کسانی بودند که در کنار شغل اصلی خود و با هدف جبران کمبود درآمد مبادرت به مسافرکشی با خودرو شخصی میکردند و دومین گروهی که خیلی عصبانی شدند ساکنان شهرهای پیرامونی کلانشهرها بودند نمونهی بارزش صدرای شیراز و شهر کرج که اغلب ساکنان آن ناگزیر از رفت و آمد روزانه به شیراز و تهران بودند. مسئولین ممکن است رسانهها را متعلق و وابسته به خود بدانند اما آنها مالک خبری که از دهان آنها بیرون میآید نیستند بلکه آنها گروگان خبری هستند که آن را انتشار داده و یا بر زبان آوردهاند. بزرگی گفته است: سخن پیش از آنکه از دهان خارج شود زندانی شماست اما پس از بیان شدن و مطرح گردیدن، شما به زندانی سخن خود تبدیل میشوید و باید به آن پایبند باشید. لذا قبل و بعد از انتشار خبر شرایط یکسانی حاکم نیست. این را باید فهمید.
- چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۴ آذر ۱۳۹۸