سرمقاله
محمد عسلی
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
خشم ناشی از عقدههای فرو خورده در دل کینهتوزانه وقتی سر وا میکند به عملیات کوری منجر میشود که چونان رعد و برق، تر و خشک را میسوزاند و حاصل آن آسیبهای روانی و دفاع مسلحانهای است که جامعه را به واکنش و عکسالعمل ترغیب میکند.
ترور با انگیزههای انتقامجویانه در ذهن تروریست شکل میگیرد و آنها را تحریک میکند تا در فرصت مناسب چونان تیر از چله کمان رها شوند و به هدف اصابت نمایند.
تروریسم در هر نقطه از جهان و به هر دلیل و با هر هدفی باشد از دیدگاه اخلاق طبیعی و اسلام مقبول و پسندیده نیست. زیرا اولاً وضعیت دفاع را از انسان مورد هدف سلب میکند.
ثانیاً فرصت گریز و دفاع را نمیدهد.
ثالثاً چه بسا افراد بیگناهی هدف قرار میگیرند که حتی مورد نظر تروریست هم نیستند.
برای تروریستها هدف وسیله را توجیه میکند که دقیقاً روش مادیون و خداناباوران است. متأسفانه در طول چهل سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی انسانهایی مورد تهاجم و حمله تروریستها قرار گرفتهاند که میتوانستند منشأ خدماتی باشند که جایگزین نداشتند اگر افرادی مانند شهید بهشتی، شهید مفتح، شهید مطهری و شهیدان باهنر و رجایی و امثالهم هدف تیر انتقامجویی تروریستها قرار نمیگرفتند چه بسا شرایط بهتری از وضعیت فعلی در مدیریتها میداشتیم.
آثار فردی و اجتماعی ترور که معمولاً هدف آن کشتن شخصیتهای کارآمد و تأثیرگذار است تا سالیان بر افکار و اندیشه مردم سایه میاندازد و آنها را در یک جبهه و صف واحد برای مقابله قرار میدهد به نحوی که خشونت و حالت انتقامجویی گاه تا سالیان دراز در اذهان مردم و مسئولان آزاردهنده است. لذا تا بوده چنین بوده که دشمنان دولت و ملت با حمایت سیاسی و مالی از تروریستها برای برهم زدن نظم عمومی و تشنجآفرینی نقطههای هدف را تعیین و گاه سازمان یا گروه مدعی آزادی و مردمدوستی را زیر بال و پر میگیرند و آنها را تشویق به عملیات تروریستی میکنند تا دولت و ملتی را به تسلیم وادارند و با ورودشان استعمار و استثمار را نهادینه کنند و وضعیتی مانند لیبی، عراق، یمن، سوریه و افغانستان را رقم بزنند و اگر توانستند گزینههای بعدی را ایران انتخاب کنند.
این سخن ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهای اجتماعی را از یاد نبریم که: «قدرت فی نفسه فسادآور است» آری قدرت مالی و سیاسی گاه به گونهای انسان را تحریک میکنند که از اخلاق و دیانت دور شود و برای حفظ قدرت دست به هر جنایتی بزند مگر آنکه صاحب قدرت از چنان تقوایی برخوردار باشد که چونان ناخدای کشتیهای عظیم با شجاعت و تجربه از خشم طوفانهای موسمی نهراسد و تحت تأثیر احساسات و فشار کشتینشینان ناآرام قرار نگیرد.
راستی تروریسم مولود و برآمده از چه عواملی است؟
آیا فقر، تبعیض، فساد درون حاکمیتی، قدرتطلبی، تروریستآفرین است؟
آیا ترور وسیله فتح و پیروزی است؟
آیا حاکمیتهای برآمده از ترور و تروریسم میتوانند برای مردم آزادی، نان، مسکن و استقلال بیاورند؟
آیا سازمانهای تروریستی که با حمایت بیگانگان و امپریالیسم به انواع سلاح و حمایتهای مالی تجهیز میشوند میتوانند کشور یا ملتی را به آمال و آرزوهای بزرگشان برسانند؟
یک بررسی جامعهشناسانه و مروری بر عملکرد تروریستها در کشورهای مختلف به این سؤالات پاسخ منفی میدهد.
کودتاهای نظامی که به نوعی میتوان دستاندرکاران آن را تروریست خواند هیچکدام پس از پیروزی برای کشور و ملت مفید نبودهاند زیرا صرفاً تکیه بر اسلحه داشتهاند و پیوسته در مقابل مطالبات و خواستههای مردمی مقاومت کرده و به اصطلاح خر خود را راندهاند. نمونههایی از کودتاهای نظامی در ایران، عراق، لیبی، مصر و امثالهم را میتوان مثال آورد.
امروز سالگرد آیتا… شهید سید عبدالحسین دستغیب است، مردی که با سرسختی در مقابل نظام ستمشاهی ایستاد و با سوابق مبارزاتی بیچون و چرا هدف بمبگذاری تروریست ها قرار گرفت و به شهادت رسید.
و این بهانهای شد تا در خصوص ترورهای انجام شده در ایران پس از انقلاب اسلامی یادآور جنایاتی از این دست باشیم. جنایاتی که نه اولین و نه آخرین آن خواهد بود و جالب آنکه هیچ کشوری در شرایط فعلی از تروریسم جان سالم به در نبرده و حتی آمریکا و اروپا هم که حامیان تروریستها بودهاند خود از عملیات تروریستی به هر دلیل در امان نبوده و طعم آن را چشیدهاند. ناگفته پیداست که قتل و کشتار با فطرت آدمی سر سازگاری ندارد.
حال چه رسد به ترورهای ناجوانمردانه و بعضاً کور که جان انسانهای بیگناه را در حالت غافلگیری میگیرد و جز پوست و استخوانی از آنها باقی نمیگذارد. وسیله ترور میتواند هواپیما، موشک، تانک، مسلسل، تفنگ و هفت تیر باشد اگر در وضعیت دفاع به کار نروند.
امروز تمامی مردم جهان اذعان دارند که آمریکا پدر و حامی تروریستهای سازمان یافتهای مانند داعش است و به اقرار وزیر امور خارجه رئیس جمهور سابق آمریکا که گفت ما خود مؤسس و مبدع داعش بودهایم. داعشی که شعار اصلیاش «النصر فی الرعب» بوده است.
ایجاد ترس و وحشت یکی از روشهای تروریستهاست که ناشی از خشم و کینهتوزی آنهاست.
تروریسم مانند کاشت تخم علفهای سرطانی در جوار گیاهان است که بعد از رویش، مقابله ریشهای با آنها بسیار سخت مینماید زیرا در ریشه گیاهان جا خوش میکنند و برای از بین بردنشان چه بسا ریشههای سالم گیاه هم قیچی میشوند. بکوشیم ریشهها را از این آفتها دور نگهداریم تا به قول حافظ حیف و دریغ نخوریم از مستی که با مردم هوشیار آن چنان کرد.
والسلام
- سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۰ آذر ۱۳۹۸