سرمقاله
محمد عسلی
بهای امنیت
از پس میلیونها سال اندیشه و عمل و سختیهای بسیار، از جنگلخواری تا غارنشینی و از روستانشینی تا شهرآوری و مدنیت از آن زمان که توانستیم روی دو پا راه برویم و از حیوانات بیاموزیم که برای دسترسی بیشتر به آب و غذا چه باید بکنیم تا به اینک که فضا را تسخیر کردیم و با سرعت ماشین خود را و جهان را متحول کردیم آنچه برایمان اهمیت داشته در مرحله نخست امنیت بوده است. امنیت در اذهان عموم مردم یک تصور کلی است که همه چیز را شامل میشود.
امنیت جسمانی که سلامت تن را تضمین میکند و ما نام آن را بهداشت و درمان گذاشتهایم.
امنیت روانی که دربرگیرنده نیازهای بسیاری است تا از دغدغه و اضطراب خلاص شویم و به اصطلاح به خیال راحت برسیم. مانند امنیت شغلی، امنیت غذایی، امنیت مکانی، امنیت تحصیلی، امنیت سرمایهگذاری، امنیت سفر و بسیار موارد دیگر که ذکر تمامی آنها در این کوتاه نوشتار نمیگنجد…
اینک ما وارث سرزمینی هستیم که میلیونها انسان فداکار، ایثارگر و شجاع و مسئولیتپذیر با گذشت از مال و جان و امنیت توانستهاند آن را حفظ کنند و در مقابل متجاوزان، غارتگران و جنایتکارانی چون اسکندر مقدونی، چنگیز خان مغول، هلاکوخان و نهایتاً صدام بایستند و سنتها، فرهنگها و دستاوردهای علمی و تربیتی ما را حفظ نمایند.
این سخن بدین معنی است که امنیت یک شبه به دست نیامده، بلکه در طول تاریخ جسته گریخته و کم و بیش در این کشور حفظ شده است. هر چند وجود ارتش، سپاه، بسیج و دیگر نیروهای انتظامی و امنیتی برای ایجاد و حفظ امنیت یک ضرورت اجتنابناپذیرند و کشور بدون آنها نمیتواند امنیت اداری و سیستم را حفظ کند اما آنچه به ارادههای یک ملت انگیزه و به انگیزههای آنان اشتیاق و اشتیاق آنها را تحریک میکند فرهنگ و باور است.
فرهنگ مجموعهای از آداب و رسوم و سنت و دانش و تجربه است که ضامن رفتار برترند.
رفتار برتر برآمده از روح بالایندهای است که منافع جمع را بر منافع فرد ترجیح میدهد.
دین باوری از نوع اسلامی آن بدون توجه به حاشیهها و پیرایههای من درآوردی به انسانها میآموزد که چگونه زندگی کنند تا گرفتار فقر، ازهم گسیختگی، جنگ داخلی و ناامنی نشوند.
سراسر ادبیات کهن فارسی که بیشتر روح عرفانی و معنوی در آنها جریان دارد نوعدوستی، فقیرنوازی، یتیمیاری و احساس همدلی و همدردی را ضامن امنیت دانستهاند.
ادبیات کهن و مانای ما با الهام از قرآن کریم آنچنان تأثیری در فرهنگ و رفتار ما ایرانیان داشتهاند که اعجاب جهانگردان، تاریخنویسان و پژوهشگران را برانگیخته است.
بیشک راز ماندگاری ما با وجود قومیتهای فارس، کرد، لر، ترک، بلوچ، عرب و امثالهم در سرزمینی که عقاید دینی و مذهبی چندگانه در آن رشد و پرورش یافتهاند یک روح بالنده ملی است که همگان را زیر پرچم درآورده است.
وقتی سعدی حاصل تمامی پژوهشها و یافتههای علمی و اخلاقی و دینی و انسانی خود را در این بیت خلاصه میکند که:
«شکرانه بازوی توانا
بگرفتن دست ناتوان است
از همان آیه شریفه: «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان» بهره گرفته است.
وقتی میگوید:
«مرا باشد از درد طفلان خبر
که در خردی از سر برفتم پدر
من آنگه سر تا جور داشتم
که سر در کنار پدر داشتم…»
فرهنگ یتیمنوازی را تشویق میکند.
به راستی که فرهنگ همیاری و همدلی با فقرا ضامن امنیتاند. امنیت سرمایه زمانی حفظ میشود که کسی یا کسانی به علت تهیدستی و نیاز دست به سوی مال دیگران دراز نکنند و مرتکب سرقت و جنایت نشوند.
تمامی امنیتها و حفظ آنها در گرو فقرزدایی، اشتغالزایی و مقابله با بیکاری و فساد است.
فقط دولت و نیروهای قضایی و انتظامی وظیفهدار نظم و مقابلهکننده با مفاسد نیستند. عمده کار به عهده مردم است. مردمی که با نظارت و حساسیت بر عملکرد یکدیگر آمران امر به معروف و ناهیان منکرند.
فقط سیستمهای اداری نیستند که ساختار حکومتی را تشکیل داده و رفتار و خواستههای مردم را پاسخگویند. اصل بر خواست و اراده و عمل مردم در تعاملات فردی و اجتماعی است و فرهنگی که فهم زندگی اجتماعی را در اندیشه و رفتار مردم نهادینه میکند.
بهای امنیت در شرایطی که گرگهای طماع و گرسنه از چهار طرف در انتظار ضعف و شکستگی اراده ملی ما هستند، آسان نیست. ازخودگذشتگی، صبر و مقاومت، هوشیاری، نوعدوستی، تأمل و تحمل و پرهیز از اسراف و زیادهروی لازم است و حفظ غیرت و شجاعتی که در طول تاریخ از خود بروز دادهایم. ویتنامیها در طول هفتصد سال جنگ و مقابله با متجاوزان و استعمارگران توانستند به استقلال و آزادگی برسند.
آنها در طول سالیان در مقابل بمبافکنهای ب ۵۲ آمریکا که بیرحمانه بر سر خانه و آشیانه آنان بمب میریختند فقط یک شعار کارساز داشتند و آن این بود:
«تا جگن در جگنزار میروید
یک ویتنامی است که با دشمن بستیزد…»
آری جنگ، خرابی، آوارگی، فقر، فساد و خشونت به بار میآورد و هیچ آدم عاقلی خود را به مهلکه جنگ آن هم با دشمنی قوی نمیاندازد اما وقتی دشمن حمله میکند و امان نمیدهد، راهی جز مقابله نیست. جنگ تحمیلی ۸ ساله به ما آموخت که اگر ملتی یکدل و یکصدا به دفاع برخیزند حتی با دستهای خالی در مقابل دشمن تا دندان مسلح یک وجب خاک میهن را به دشمن نخواهند داد.
بهای امنیت در هر شرایطی اتحاد ملی در مقابله با فقر، فاصله طبقاتی، فساد، تجاوز خارجی، استبداد و خودکامگی و استعمار خارجی است و ملت ما در این آزمونهای سخت تاکنون نمره قبولی داشته است.
والسلام
- جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ آذر ۱۳۹۸