سرمقاله
محمد عسلی
عزتمندی و امیدافزایی را ارج نهیم
برای حفظ آنچه به سادگی به دست نیاوردهایم و بابت آنها خون دلها خوردهایم و خسارتهای بسیار دادهایم علیرغم کسری کمبودها چه باید بکنیم.
برای هر آنچه بسیاری از کشورها در آرزوی داشتن آنند. برای حفظ استقلال، برای حفظ امنیت، برای حفظ روحیه ظلمستیزی، برای حفظ ارزشهایی چون دفاع مشروع در برابر تجاوز و تبهکاری و برای حفظ روحیه انقلابی همه مسئولیم. هم به یگانگی و برادری نیاز داریم. همه یعنی ملتی که مقاومت در برابر تحریمها و فشارهای خارجی را به جهانیان اثبات نموده و روح باورمندی و تکیه و توکل به خداوند را چهل سال است با ارادهای آهنین حفظ کرده است.
این سخنها شعار نیستند و از سر اجبار قلمی نمیشوند، بلکه ناشی از درک شرایط و واقعیتهایی است که هم اینک همگان در فهم و تشخیص آن به آگاهی رسیدهایم.
آزمودن دشمنان کشور و ملت ایران و روش و منش آنها در به ناامیدی و یأس کشیدن اراده ملی امری جدید و تازه نیست. مدیران و دولتمردان ما بینقص و اشتباه نبودهاند و حتی بعضی از آنها برای نشستن بر کرسیهای وزارتی و قانونگذاری کممایه و کوچکند.
اما به یاد آوریم همت، تلاش و آگاهی و باور مردان و زنانی که با مجاهدت و ایثار کارهایی کردند، کارستان.
همان کسانی که توانستند علیرغم کمبودها و تحریمها و فشارهای بیحد و بیحساب آمریکا و متحدان بیمقدارش عزت و آبروی کشور و ملت را حفظ نمایند و مقابل آمریکا در میدان زورآزماییهای سخت و جانفرسا بایستند و ارزشهای اسلامی، انسانی و ملی ما را حفظ کنند.
هم اینک همه به شرایطی میاندیشیم که در آن قرار داریم و سختیهایی که پیش رویمان است و گردنههایی که از آنها عبور کردهایم و گدارهایی که پیش رو داریم چه بایدمان کرد با فقری که مولد شرایط تحمیلی دشمنان طماع و استعمارگر است؟ آیا باید سند تسلیم امضا کنیم و یا به مبارزه تا آخرین نفس ادامه دهیم؟ یا با تدبیر مشکلاتمان را حل کنیم. بعضیها کوس تسلیم میزنند و مشکلات اقتصادی، دلشان را به لرزه در آورده است هر چند بر اریکه قدرت نشسته و همانند طبقات زیر خط فقر طعم نداری و بیچارگی را نچشیدهاند.
بعضیها به امید قضا و قدر ساکت و خاموش چشم بر آسمان دارند و بعضیها هم خود را دایه دلسوزتر از مادر میدانند.
هر سه این گروهها هم در خارجند و دستی بر آتش ندارند و هم در داخل سخنان براندازان را تکرار میکنند.
وقایع تلخ آبان ماه نمونههایی از اعتراضات بحق و ناحقی بود که با خشم و توطئه در هم آمیخت و حاصل آن خسارتهای مالی، حیثیتی و جانی بود که دیدیم و شنیدیم و چه سوءاستفادههایی که دشمنان از آن وقایع تلخ کردند و هم اینک هم میکنند. همه میدانیم خاورمیانه جدیدی که دولتهای قبلی و جدید آمریکا بارها از آن سخن گفتهاند و با دخالتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همهجانبه توانستهاند کشورهایی مانند عراق، لیبی، سوریه، یمن، مصر و افغانستان را به روز سیاه بنشانند و روی تلی از خاکستر سرزمینهای سوخته قرار دهند برای ایران هم چنین خوابهای بدتعبیری دیده بودند و هم اکنون نیز میبینند.
دیپلماسی که آمریکاییها از آن دم میزنند و مدام به مذاکره دعوت میکنند. از نوع دیپلماسیهایی است که در لیبی در زمان قذافی پیاده کردند و پس از خلع سلاح، حملات ددمنشانه خود را به بهانه رهایی مردم لیبی از چنگال دیکتاتور با چاشنی رسیدن به آزادی و دموکراسی برای خود به ثمر نشاندند و بر چاههای نفت آن کشور مسلط شدند و ملت فریبخورده و رها شده را با جنگهای داخلی و قدرتطلبان تطمیع شده به حال خود رها کردند تا ملتی که برای آزادی قیام کرده بود و دموکراسی، در فقر و جهل و بیکسی و آوارگی بسوزد و نتواند دم بر آورد. همین معامله را با عراق کردند و اگر نبود فهم و درایت مسئولان ما در حمایت از سوریه آن کشور را نیز به همین روز گرفتار میکردند و وقتی احساس کردند که به صلاح نیست گاوهای شیرده عربستانی و اماراتی را بکشند و رم دهند شرایطی فراهم آوردند تا آنها برای اسارت و باجدهی در صف التماس و تسلیم برای حفظ موقعیت و کرسی امارتشان قرار گیرند.
در یمن و افغانستان هم با دخالتهای نظامی مستقیم و غیرمستقیم همان کردهاند که در ویتنام کردهاند.
و اینک قلدری دولت فعلی آمریکا را در حدی میبینیم که ترامپ با صراحت در برابر بلندگوی رسانههای جهانی فریاد میزند سوریه را رها کنید. نفتش را بچسبید. همانگونه که بعد از قتل و غارت و کشتن قذافی گفت: لیبی را رها کنید و نفتش را بچسبید. اینک عراق را رها نکرده و نفتش را هم چسبیده و به غارت میبرد و باجخواهیهای خود را از عربستان، امارات، کویت و قطر روز به روز افزایش میدهد و به گونهای عمل میکند که اگر آمریکا به اصطلاح امنیت نداشته آنان را تأمین نکند ایران یک شبه آنها را میخورد.
حال ببینیم وضع کشورهای اسلامی با دشمنان قسم خوردهای چون آمریکا و اسرائیل و همراهی کشورهای اروپایی در چه شرایطی است. بعضی از کجفهمان و ناآگاهان از مسایل سیاسی جهان و روشی که چهل و اندی سال است آمریکاییها دنبال میکنند مدام تبلیغ میکنند که انقلاب ایران و دخالتهای دولت و حاکمان ایران باعث شده منطقه روی خوش نبیند در صورتی که ایران در انقلاب ناکام مصر، لیبی و جنگهای داخلی افغانستان نقشی نداشته است و همان طرح خاورمیانه جدید و منافعی که آمریکاییها برای رسیدن به آن عملی ساختهاند کشورهای اسلامی را به این روز انداخته است و برعکس ایران برای یاری و حمایت از عزت اسلامی و حفظ امنیت بعضی کشورهای اسلامی چون سوریه و یمن و لبنان اقدام نموده است.
به هوش باشیم. جزیرهای فکر نکنیم. اهداف استعماری امپریالیسم غرب را بشناسیم و برای حفظ داشتههایمان متحد شویم.
والسلام
- یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲ دی ۱۳۹۸