• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳ دی ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
خنده‌ی خداوند
از جمله نشانه‌های سوءمدیریت ظرف دهه‌های گذشته، بحران‌های زیست‌محیطی تحمیل شده به منابع آبی و خاکی و هوایی است. حتماً می‌پرسید منابع هوایی دیگر چه صیغه‌ای است. منابع هوایی همان هوای نسبتاً سالمی بود که تنفس می‌کردیم و اکنون آلوده‌اش کرده‌ایم. تلفات ۵۰۰۰ نفری آلودگی هوای تهران و چندین برابر آن در کلانشهرهایی نظیر اصفهان، اراک، تبریز و اهواز نتیجه‌ی بی‌توجهی به اولویت‌های زیست‌محیطی ظرف سال‌های گذشته بوده است. یکی از اشکالات عمده‌ی وارد بر سیاستمداران در بحث معضلات زیست‌محیطی این است که هم خودشان و هم مردم را فریب می‌دهند. برای نمونه از آنجایی که پایین رفتن سالانه‌ی سفره‌های آب زیرزمینی قابل دیدن نیست هرگز از آن به عنوان عملکرد منفی خود حرفی نمی‌زنند. خیلی وقت است که دیگر شاهد بارش برف زمستانی و زیبایی‌های آن در برخی شهرها و کلانشهرها نبوده‌ایم. یک سال در منطقه‌ای شاهد خشکسالی هستیم و سالی دیگر در همان منطقه سیل خانه‌ها را ریشه‌کن کرده و با خود می‌برد. می‌گویند طبیعت تعادل خود را از دست داده و رفتاری جنون‌آمیز در پیش گرفته است اما اینگونه نیست بلکه طبیعت هشیار است و از خود دفاع می‌کند. طبیعت در تدارک حمله‌ای همه جانبه به کسانی است که قوانینش را زیرپا گذاشته‌اند. به همین دلیل لشکریانش را به صف کرده است. طبیعت هم نیروی هوایی دارد، هم نیروی زمینی، هم نیروی دریایی و هم نیروی زیرزمینی و فضایی. نیروی زمینی‌اش شکاف‌هایی به عرض و طول نادانی ما در زمین ایجاد می‌کند تا پدیده‌ی فرونشست، بخشی از مناطق را غیرقابل سکونت نماید و همزمان تالاب‌ها و دریاچه خشک می‌شوند. نیروی دریایی‌اش به موازات آب شدن یخ‌های قطبی سواحل را می‌بلعد. نیروی فضایی‌اش با ایجاد شکاف در لایه‌ی ازن راه ورود اشعه‌های مضر خورشیدی را صاف می‌کند و نیروی هوایی‌اش با انتشار گازهای گلخانه‌ای کلانشهرهای صنعتی را غیرقابل سکونت می‌کند. رتبه‌ی پنجمی شرکت ملی نفت ایران در تولید گازهای گلخانه‌ای البته در میان شرکت‌های نفتی برای هیچ مسئولی نگران‌کننده نیست. همواره پرسشی برایم مطرح بود که چرا طرح‌های زیست‌محیطی از پشتوانه‌ی قانونی، بودجه‌ای و پیگیری‌های مسئولانه برخوردار نیست؟ تازگی‌ها دریافته‌ام که ای دل غافل از آنجایی که طرح‌های زیست‌محیطی ظرف مدت چهار سال یا نهایتاً هشت سال به بار نمی‌نشیند و کمتر دولتی موفق می‌شود که در مراسم افتتاح طرح‌های زیست‌محیطی خودش حضور داشته باشد به همین دلیل دولت‌ها به صورت جدی دنبال بیابان‌زدایی، جلوگیری از نابودی جنگل‌ها، پیشگیری از فرسایش خاک و هدررفت آب‌ها نیستند و در حد رفع تکلیف از آن عبور می‌کنند. اگر از من بپرسند ارزشمندترین کاری که شهرداری شیراز انجام داده چیست؟ می‌گویم راه‌اندازی ایستگاه‌های دوچرخه! زیرا نتیجه‌ی این اقدام سال‌ها بعد معلوم می‌شود. مطمئناً روزی که اکثر مردم از دوچرخه برای رفت و آمد استفاده کنند همه خواهند گفت که سنگ بنای این کار در زمان فلان شهردار گذاشته شد. خدمتگزار واقعی کسی است که به دنبال انجام کارهای زیربنایی باشد. کسانی که در گذشته‌های دور هزینه‌ی حفر قنات را می‌پرداختند و سپس آن را وقف می‌کردند به راز و رمز رفتار طبیعت پی برده بودند و مسئولین باستانی با هوشیاری دریافته بودند که حفر قنات با طبیعت نیمه خشک ایران سازگارتر است. آبی که بدون وارد کردن فشار به سفره‌های زیرزمینی و تحت تأثیر شیب قنات خود را به روی زمین می‌رساند و موجب آبادی صدها روستا می‌شود برای کشور ما خصوصاً در مناطق بیابانی و کویری کارساز است نه حفر چاه‌های عمیق در روستاهایی که اغلب آنها امروزه فاقد سرچشمه و آب جاری هستند و آب مورد نیاز آنها یا از طریق پمپ‌های مکنده از دل زمین خارج می‌شود و یا تانکرها آن را تأمین می‌کنند. در گذشته هزاران هکتار باغ پیرامونی شهر شیراز مانع از تجمع و حرکت آب به سمت مرکز شهر می‌شد اما امروزه شیراز برای بارشی چندساعته نیازمند اعلام آماده‌باش به پاکبان‌ها، آتش‌نشانی و گوش به زنگ بودن ستاد بحران است.
خوشبختانه طبیعت مثل ملت‌ها توسری خور نیست بلکه در برابر هر رفتار غیراصولی از خودش واکنش نشان می‌دهد. این توفان‌ها و سیلاب‌ها نشانه‌ی خشم طبیعت است و دیری نخواهد پایید که یخ‌های آب شده بسیاری از سواحل را به زیر آب خواهد برد. در واقع این جامعه‌ی بشری است که رفتارهایی افسارگسیخته دارد. جمعیت جهان بی‌حساب و کتاب رشد کرده و نزدیک به هفت و نیم میلیارد نفوس منابع غذایی زمین را ظرف مدت کوتاهی می‌بلعند و همواره چشم به آسمان دارند برای بارندگی و چشم به زمین دارند برای باروری و رویش! انسان‌ها هم حق یکدیگر را می‌خورند و هم حق حیوانات را؛ در حالی که اختیار برقراری تعادل را از طبیعت گرفته‌اند و نمی‌گذارند کار خودش را بکند. از طرفی چون افراد دانا و عاقبت‌نگر بر جهان حکومت نمی‌کنند و هر کسی بدون توجه به زیان‌هایی که به طبیعت وارد می‌شود به دنبال محقق کردن وعده‌های انتخاباتی خود است، اساساً چیزی به عنوان همگرایی جهانی وجود ندارد و اگر گاهی بر سر یک میز می‌نشینند و به توافقی دست پیدا می‌کنند همه چیز در حد گرفتن یک عکس یادگاری است. دنیا هم اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسان‌های فرهیخته و دانا برای هدایت جامعه‌ی بشری صرف‌نظر از رنگ و نژاد و خرده فرهنگ‌ها و آداب و رسوم و باورهای درونی است. از منظر دوستداران محیط زیست، دورنمای جامعه‌ی بشری بسیار تاریک است. در یک جای جهان اقلیتی ثروتمند زور می‌گویند و در جایی دیگر اقلیتی باورمند به ایده و مذهبی خاص به دنبال تحمیل برنامه‌های خود بر جامعه‌ی جهانی هستند و جالب اینجاست که هیچکدام هم دغدغه‌ی بشریت ندارند! مشکل اصلی جامعه‌ی بشری غیر از اخلاق که فاتحه‌ی آن را خوانده‌اند، آب و هوا و خاک و نان و غذاست. بنابراین باید مجمعی جهانی که آلت دست سیاستمداران نباشد در این خصوص برای دنیا تصمیم بگیرد و دستوراتش لازم‌الاجرا باشد که صد البته آرزویی بیش نیست. گاهی برخی اشتباهات که در یک نقطه از جهان و توسط یک شخص صورت می‌گیرد روی سرنوشت همه انسان‌ها تأثیر می‌گذارد مثل سهم پانزده درصدی آرامکوی عربستان در تولید آلاینده‌ها در میان شرکت‌های نفتی. حال اگر در هلند چندصد پرنده می‌میرند می‌تواند به همین آلودگی‌ها ارتباط داشته باشد. باید قانونی وجود داشته باشد که هر کشوری از قوانین زیست‌محیطی تخطی کرد ضامن خسارت‌هایی باشد که به محیط زیست وارد کرده است. پرنده‌ای که از قطب به سمت استوا مهاجرت می‌کند باید بیمه باشد به این صورت که انسان‌ها با رفتار خود سلامت این پرنده را بیمه کنند. درست است که فلامینگو نمی‌تواند برای دفاع از خود به دادگاه لاهه برود اما دوستداران محیط زیست که دغدغه‌مندترین انسان‌های روی زمین هستند مسئولیت دفاع از او را بر عهده گرفته‌اند. در حال حاضر سازمان جهانی محیط زیست زورش به سیاستمدارانی نظیر ترامپ نمی‌رسد. از این رو دیری نخواهد پایید که زمین انتقام رفتار ما را از فرزندانمان می‌گیرد. ما درخت‌ها را نابود می‌کنیم و هوا را مسموم و زمین را مجروح و آب‌ها را آلوده و همانگونه که ملت‌ها قربانی منافع و اعتقادات یک اقلیت هستند، مردم جهان نیز قربانی آلاینده‌هایی هستند که سود آن به جیب عده‌ای انگشت‌شمار می‌رود. آقای مسئول شهر! تا می‌توانی زنان و مردان شیرازی را به دوچرخه سواری دعوت کن که ارزش آن با صدها هزار سال عبادت برابری می‌کند. زیرا با این کار جان صدها نفر را از مرگ نجات می‌دهی که بر اساس آموزه‌های قرآنی برابری می‌کند با نجات جان چندین برابر جمعیت جهان و برابری می‌کند با خنده‌ی خداوند!

Comments are closed.