• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۰ دی ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
فرخندگی رویدادهای موازی
از قدیم‌الایام گفته‌اند یک دست صدا ندارد. همین‌گونه هم هست، چرا که اتفاق‌های خوب همیشه در سایه‌ی همراهی رخ داده است. تصور کنید نهضت دوچرخه‌های اشتراکی با راه‌اندازی اتوبوس‌های برقی همراه شود، احداث منوریل به مراحل اجرایی نزدیک گردد، فعال‌سازی کانون‌های صنایع دستی، راه‌اندازی مراکز فرهنگی و هنری و ورزشی فراخور نیاز و جایگاه شیراز به موازات اقدامات بایسته در راستای تقویت موقعیت این شهر به عنوان قطب پزشکی و بحث گردشگری، پیگیری شده و به نتیجه برسد. حال اگر آنچه در باره‌ی بافت فرسوده و طرح‌هایی که برای آن دارند محقق گردد و مراقبت از آثار تاریخی و باستانی که ناموس فرهنگی این خطه هستند به خوبی عملیاتی شود، دیری نخواهد پایید که ظرف کمتر از ده سال شیراز به عنوان کلانشهری با کمترین آلودگی پذیرای هموطنان و جهانگردان در فصول چهارگانه سال خواهد بود. با وجود چنین بستری هر طرح و عنوان دیگری که با زمینه‌های موجود همخوانی نداشته باشد برای شهری که سال‌ها به دانش و هنر و فرهنگ بالیده است راهی به ترکستان است.
پرواضح است که موافقت اصولی با طرح‌های صنعتی فاقد پیوست زیست‌محیطی برای شیراز تا شعاع چندین کیلومتری آن سم مهلک است زیرا تداوم وضعیت آب و هوایی مساعد شیراز موجب خواهد شد که در آینده‌ای نه چندان دور این شهر به کانون فعالیت‌های فرهنگی و هنری و برگزاری همایش‌های علمی و پژوهش‌های دانشگاهی تبدیل شود. مداومت جریان آب در رودخانه‌ای که اکنون لقب خشک را یدک می‌کشد تکمیل‌کننده‌ی پازل همراستایی تمامی مؤلفه‌های یک شهر قابل زیست در جنوب کشور خواهد بود؛ شهری با آب و هوایی معتدل و جاذبه‌های فراوان. ایرادهای اساسی شیراز یکی کمربند حاشیه‌ای آن است که ترکیب جمعیتی آن تناسبی با حال و هوای شیراز ندارد و دیگری بافت فرسوده است که از گذشته‌ی خود فاصله گرفته و دافعه‌اش بر جاذبه‌اش می‌چربد و چشم به راه اقدامی اساسی است. مشکل دیگری که شیراز دست به گریبان آن است افزایش روزانه‌ی شماره‌گذاری خودروهاست بدون اینکه شاهد حذف خودروهای فرسوده باشیم. تاکنون اعضای پنج دوره‌ی شورای شهر شیراز با هدف ایجاد تغییرات اساسی در بافت فرسوده و تاریخی دست به کار شده‌اند اما از آنجایی که چنین طرحی باید از یک سو مدبرانه و دارای دورنمای روشن باشد و از دیگر سو نیازمند بودجه‌ای کلان است، هنوز به جایی نرسیده و کارهای تدریجی پلکانی نیز پاسخگو نیست و به نظر می‌رسد که هنوز شهرداری، میراث فرهنگی و اوقاف که خود را در این پروسه ذی‌دخل و دارای حق رأی تعیین‌کننده می‌دانند به وحدت رویه‌ای که لازمه‌ی اقدامی تمام‌کننده و نتیجه‌بخش باشد نرسیده‌اند. بدون تردید با تثبیت جایگاه شیراز به عنوان کلانشهری برخوردار از هوای سالم، پیشنهاد استقرار وزارتخانه‌های مرتبط با هنر و میراث و علوم و آموزش و پرورش در شیراز قابل طرح است زیرا در این شرایط که مرکزنشینان به دنبال راه چاره‌ای برای کاستن از بارهای متراکم شده بر دوش تهران هستند، فضایی برای میدانداری شیراز در این عرصه فراهم شده است.
مراجعات چندهزار نفری به مراکز اورژانس در تهران و شهرهایی نظیر تبریز، اصفهان، اراک و حتی یزد مفهومی جز این ندارد که حال تهران خوب نیست لذا باید به خانه تکانی دست بزند. استقرار وزارتخانه‌های صنعتی در اصفهان و تبریز و سایر وزارتخانه‌ها به تناسب جایگاهی که سایر کلانشهرها دارند با توجه به امکانات رایانه‌ای برای تعاملات و استعلام‌ها و انجام الکترونیکی امور، کار چندان دشواری نیست ضمن اینکه در سایه‌ی دولت الکترونیک، سلامت انجام امور به دور از اختلاس و تبانی و رانت ضمانت بیشتری دارد. از همه‌ی اینها گذشته برای کلانشهری مثل شیراز که ظرف چهار دهه‌ی اخیر تاوان برچسب‌های ناچسب فرهنگی خود را داده و از بسیاری امکانات بی‌بهره مانده و از رهگذر اختلاف و قشون‌کشی بین برخی شخصیت‌های شناخته شده در گذشته‌ای نه چندان دور آسیب‌های زیادی دیده و از قدرت چانه‌زنی این استان کاسته، فرصتی ایجاد می‌شود تا با بهره‌گیری از آرامش نسبی ایجاد شده، مثل برخی کلانشهرهای دیگر سهمی فراخور جایگاه خود از بودجه‌های ملی داشته باشد.
کسانی که این روزها در تدارک تسطیح مسیر حرکت خود به سمت بالاترین نهاد قانونگذاری کشور هستند به خاطر داشته باشند که تاکنون از سوی نمایندگان اعزامی به مجلس کار بزرگی برای شیراز صورت نگرفته و جا دارد که آنها روی این موضوع مطالعه و تأمل داشته باشند. فراموش نکنیم که فارس تنها استانی است که برای رشد در هر زمینه‌ای خصوصاً فرهنگی و گردشگری از پتانسیل‌های مناسب برخوردار است. امید است نمایندگان آینده به جای مطرح کردن خودشان و حزب و جناحشان و کسب مجوزهای سفارشی به دنبال پرآوازه کردن فارس و افزودن بر داشته‌های آن باشند.

Comments are closed.