• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ دی ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
برای شهید بزرگوار قهرمان ملی حاج قاسم سلیمانی
بعد از جنگ خلیج فارس که توسط آمریکا کلید زده شد، عراق در خلأ امنیت و دفاع قرار گرفت. آمریکا فرصت را مغتنم شمرد و داعش را که در خفا آموزش نظامی دیده بود با حمایت مالی و تسلیحاتی به جان مردم عراق و سوریه انداخت. آنها مانند سگ‌های دست‌آموز رها شده با خشونت تمام که هیچ رابطه‌ای با تعلیمات اسلامی نداشت، بنام اسلام و با کلمه الله اکبر خون‌ها ریختند و جنایت‌ها آفریدند و کار به جایی رسید که داعش در فاصله ۵۴ کیلومتری مرزهای ایران اردو زد و بخش‌های عمده‌ای از خاک عراق و سوریه را به تصرف درآورد و اعلام حکومت دولت اسلامی شام و عراق کرد و ابوبکر البغدادی رهبر داعش خود را خلیفه خودخوانده دولت اسلامی کرد و ایران را نیز تهدید نمود که به زودی به سرزمین ما حمله خواهد کرد. در شرایطی که بیم آن می‌رفت بغداد پایتخت عراق تسلیم شود و جوانان و نظامیان عراقی فوج فوج اسیر داعش می‌شدند و همگی با قساوت قلب کشته شده و اجسادشان به رودخانه‌ها پرتاب می‌شد. مردی از میان رزمندگان ما با شجاعت و تجربه فنی و جنگی کم‌نظیر به پا خاست و با نیروی قدس سپاه آنقدر در سخت‌ترین شرایط جنگید تا داعش را زمین‌گیر کرد و از سرزمین عراق و سوریه با حمایت مردم عراق و شام بیرون انداخت و بسیاری از آنان را به درک واصل کرد. این فرمانده غیور و مسلمان تمام عیار، زبانزد خاص و عام شد و به شهرت جهانی رسید تا آنجا که آمریکایی‌ها او را خار چشم خود دیدند. مدت‌ها تهدید کردند و برای او تله گذاشتند و به تخریب شخصیت وی پرداختند تا آنکه در پگاه روز جمعه سیزدهم دیماه ۹۸ بزدلانه و ناجوانمردانه به وسیله موشک اتومبیل حامل او و همراهانش را به آتش کشیدند و او را به شهادت رساندند.
حال این سؤال در اذهان عمومی مطرح است که چرا آمریکا برای کشتن سردار سلیمانی بهای سنگینی و به اندازه به خطر انداختن جان سربازان آمریکایی پرداخت کرد و منطقه خلیج فارس را به ناامنی کشاند و متحدان خود را در تیررس سلاح‌های مرگبار ایران قرار داد. کافی است به خصوصیات فردی و توانایی‌های سردار سلیمانی آگاه شویم و اما پاسخ این سؤال به این تحلیل بسنده است که وقتی فطرت انسان بیدار می‌شود و حق‌گویی و حق‌طلبی را وجهه همت خود می‌کند هر سد و رادع و مانعی را از پیش پای برمی‌دارد زیرا ایمان و باور راه می‌گشاید و ترس را از دل بیرون می‌کند. در چنین شرایطی بالاترین توکل و اعتماد به نفس ظهور می‌کند و انسان‌های قهرمان، تاریخ‌ساز می‌شوند.
سردار سلیمانی از آنچنان فطرت بیداری برخوردار بود که بارها مرگ را استقبال کرد و به آن لبخند زد. هر چند از زمان شروع جنگ تحمیلی تا پایان آن و از زمان مبارزه با داعش تا به هنگام شهادت بارها از خدا طلب شهادت می‌کرد اما قهرمانانه و با استقامت سختی‌ها را به جان می‌خرید تا دشمن ظالم باشد و یاور مظلوم.
سردار سلیمانی با این فداکاری‌ها و موفقیت‌های تاکتیکی بود که قهرمان ملی شد و به شهرت جهانی رسید. او که شاهد شهادت بسیاری از قهرمانان و سرداران جنگ تحمیلی و جنگ با داعش بود، خود بارها از شهادت رهایی یافت تا بماند و در کارزار طاقت‌فرسا هنرها و باورهای خود را نشان دهد و وقتی که صدامیان و داعشی‌ها حریف او نشدند آمریکا برای کشتنش خود به میدان آمد و تهدید کرد که او را از میان برمی‌دارد.
سردار سلیمانی نه تنها ناجی عراق بود بلکه سوریه و لبنان را نیز از شر داعش رهانید و نقطه امیدی شد برای مردم مظلوم کشورهای مسلمان در مقابله با کفر، الحاد، ظلم و کشتار بیرحمانه مردمان.
سردار سلیمانی نقطه اوج یک تفکر بسیجی بود با تجربه‌ای که در سال‌های جنگ اندوخته بود و اندوخته‌های او به خوبی جواب داد و بسیاری را نجات بخشید.
ای سردار مظلوم و شجاع اسلام در زمانه خاکستری ما که گاه دوغ و دوشاب یکی دیده می‌شوند تو بواقع مالک اشتر بودی در ولایتمداری و حمزه سیدالشهدا(ع) در جنگاوری و ابوذر زمان در اخلاص و یاور امام در مصاف‌های سخت.
تو آنقدر بزرگ بودی که دولتمردان آمریکا مدام در شبکه‌های رسانه‌ای اجاره‌ای‌شان ترس خود را از وجود تو پنهان نکردند و آرزویشان را با از میان برداشتن تو گره زدند. به هر بهای سنگینی که با جان سربازان آمریکایی در منطقه گره خورد تا آنها مدام در بیم و خوف لحظات سختی را بگذرانند.
تو آنقدر بزرگ جلوه کردی که تمام تلاش صهیونیست‌ها و دولتمردان آمریکا برای از میان برداشتن تو به کار گرفته شد و چون نتوانستند رو در رو و مردانه با تو مبارزه کنند بزدلانه و در سیاهی شب از آسمان با موشک اتومبیلت را هدف قرار دادند تا به اذن خدا به آرزوی دیرینه‌ات که همانا شهادت است برسی.
ای سردار ملی ما بدان که شهادت چونان رشادت و حضورت زمینه‌ساز اتحاد ملی و تشدید قوت همرزمانت برای دفاع از سرزمین‌های اسلامی و میهن عزیزمان شد آنگونه که بودنت نقطه امیدی بود، رفتنت مردم ما را متحد و یکپارچه مقابل آمریکا قرار داد.
تو خواب از چشم داعش و صهیونیست‌ها گرفتی و ترس عمیق در دل آنها افکندی، دشمنان هنوز هم از پیکر پاره پاره‌ات می‌ترسند و از نامت، از تصویرت، از دلاوری‌ها و خاطره‌هایت.
من چه گویم؟ چه بنویسم از آن همه اخلاص و تواضع و دلاوری‌ها، از آن همه ایمان و باورمندی به دین و عشق به مردم مظلوم مسلمان؟ چه نیکو سخن گفت همسر و یار همیشگی دوران سخت سربازی تو: «تو در کوهستان‌ها و میدان‌ها چنان به دنبال شهادت گشتی که شهادت تو را در آغوش گرفت…»
بدان که مردان تاریخ‌ساز دو گونه‌اند. آنان که مسیر تاریخ را بدون خواست و اراده مردمشان با زور اسلحه و زر و تزویر تغییر دادند و کمتر دلاوران و مردان بزرگی بوده‌اند که مسیر تاریخ را از قلوب مردمشان عبور دادند و تو بواقع در قلب فرد فرد مردم قهرمان‌پرور ایران و بسیاری از مسلمانان و آزادیخواهان جهان عزیز بوده‌ای و هستی که شهادتت این عزت را به کمال رساند و عطر دلاویز قطرات خونت در آسمان باورمندان پیچید.
تو می‌دانستی که هرکس در صحنه زندگی برای خدمت به دیگران سهمی دارد و تو چه سهم سنگینی بر دوش گرفتی و تا پای جان آن را به سرمنزل مقصود رساندی و چه امانتدار خوبی بودی.
ای فطرت بیدار، ای انسان والای میهن اسلامی و ای قهرمان قهرمانان که سردار ملی عنوان کوچکی برای توست گرچه به آرزویت رسیدی و شربت گوارای شهادت نوشیدی، بدان، پرچمی که برداشتی و پیوسته در اهتزاز نگه داشتی توسط دست‌پرورده‌ها و یارانت به زمین گذاشته نمی‌شود و همواره افراشته سر بر آسمان می‌ساید.
ای آزاده، آزاده ماندی، آزاده جنگیدی و آزاده به شهادت رسیدی. شهادت مبارکت باد و روانت شاد.
والسلام

Comments are closed.