سرمقاله
محمد عسلی
ورشکستگان سیاسی
ورشکستگان سیاسی که حضور و منافع خود را در ایران از دست داده و به غرب پناه بردهاند هر اتفاق و عملکرد مثبت نظام جمهوری اسلامی و قهرمانان ایران را منفی تعبیر و تفسیر میکنند و آنچه را که دل خودشان میخواهد از اخبار و تحلیل و تفسیرها بیرون آورده و نتیجهگیری میکنند.
وقتی مردم قدرشناس و با محبت ایران در اجتماعات چند میلیونی برای اعتراض به شهادت سپهبد شهید سلیمانی عزیز و همرزمانش به صورت خودجوش به خیابانها آمدند و با چشمهای اشکبار به سر و سینه زدند و از ته دل مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل گفتند، برای کمارزش جلوه دادن اهمیت وجودی شهید بزرگوار ما او را تروریست لقب دادند و از این وقیحتر گفتند که او در کشتار مردم معترض آبانماه فرماندهی میکرده است!
هر چند مردم ما دشمنشناس و تجربه کسب کرده مقاطع سیاسی و اقتصادی بیش از چهار دهه وقایع و رویدادهای انقلابند و سخنان دشمنان را باور نمیکنند، اما بیش از پیش آگاه میشوند که ورشکستگان سیاسی تا چه اندازه به دروغگویی، فریبکاری و وطنفروشی عادت کردهاند.
عملیات اخیر شجاعانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله به پایگاههای نظامی ارتش آمریکا به منظور انتقامجویی از شهادت سپهبد شهید سلیمانی که دنیا را تکان داد نیز به گونههای منفی تعبیر کردند و گفتند اهمیت چندانی ندارد. آمریکا کشته نداده و فقط بخشی از ساختمانها و تجهیزات آنها آسیب دیده است.
آنها نمیگویند تاکنون بعد از جنگ جهانی دوم هیچکس جرأت نکرده به نظامیان آمریکا و یا به سفارت و یا به مقرهای نظامی آنها حمله کند.
ورشکستگان سیاسی مخالف و معاند با کشور و مردم ایران نمیگویند ایران در زمان رضاشاه بدون هیچ مقاومتی تسلیم آمریکا، روسیه و انگلیس شد و ارتشیهای آن زمان نتوانستند کوچکترین مقاومتی بکنند، آنها نمیگویند در شروع جنگ تحمیلی حتی یک موشک که بتواند پاسخ موشکهای صدام را بدهد ما نداشتیم و اینک موشک با برد دو هزار کیلومتر داریم که نقطهزن است و دقیق اهداف از پیش تعیین شده را میزند.
آنها نمی گویند آمریکای تا دندان مسلح و اسرائیل مجهز به بمب اتم از یک سردار ما آنچنان هراس داشتند که بارها برای کشتن او تله گذاشتند و به هر دری زدند.
آنها نمیگویند جمعیت چند ده میلیونی شهرهای ایران که خودجوش و مهربانانه به خیابانها ریختند و در عزای عزیز خود گریستند به واقع یک رفراندوم بود برای آنکه به آمریکا بفهمانند در برابر هر تجاوزی علیرغم بعضی اختلاف نظرها نسبت به عملکرد مسئولین، متحد و یکپارچه ایستادهاند.
آری ورشکستگان سیاسی به تقصیر که جز منافع خود و هم پیالههایشان را نمیخواهند ۴۰ سال است با حرکات و اعمال و تلاشهای مذبوحانهشان نتوانستهاند رأی ملت شریف ایران را بزنند تا از انقلابشان دست بردارند و در برابر زورگویی و باجخواهی آمریکا و کشورهای غربی کوتاه بیایند.
آنها نمیگویند چرا آنقدر ورشکسته و شکست خوردهاند که حاضر نیستند در یک مجلس کنار هم بنشینند و به حرفهای هم گوش کنند.
اما مردم در ایران همه یکدل و یکصدا مقابل آنها و اربابشان ایستادهاند و یک هدف را که شکست آمریکاست دنبال میکنند.
ورشکستگان سیاسی و اقتصادی که نتوانستند با تحریم و تشویق اربابان کمر اقتصاد ایران را بشکنند باید بروند اگر وجدانی برای آنها مانده باشد، قدرشناس مجاهدت، ایثارگریها و گذشت و صبوریهای پاسداران، نظامیان و ارتش شریف و نجیب اما شجاع و متهور ایران باشند که در دنیا برای ایرانیان داخل و خارج آبرو خریدند تا سرشان را بالا نگهدارند و بگویند ما ایرانی هستیم. ما کسی هستیم که توانستهایم و میتوانیم مقابل آمریکا بایستیم. پهپاد پیشرفته آنها را سرنگون کنیم و بدون آنکه بتوانند اقدامی کنند موشکهای نقطهزن خود را به سوی مقرهایشان پرتاب کنیم. ما گاو شیرده نیستیم، شیر ژیان عرصههای پیکار و نبردیم و به قهرمانانمان عشق میورزیم و افتخار میکنیم.
ما به آنها میگوییم: در کجا و کدام صفحات تاریخ سراغ دارید که ایران توانسته باشد در شرایط نابرابری نظامی، اقتصادی، سیاسی و رسانهای مقابل یک ابرقدرت بایستد و به او تفهیم کند که باید از منطقهای که هممرز کشور ماست بیرون برود نه آنکه توانسته باشد در کشور ما قدم گذارد که باید بیرون رود باید از منطقه و کشورهای همسایه ما بیرون برود و آن ابرقدرت چارهای جز فرار نداشته باشد. متأسفانه کشور ما محصور همسایگانی است که آمریکا بر نظام سیاسی و اقتصادی آنها سایه افکنده و نظامیان خود را تا دروازه ورودی مقر سران آنها مستقر کرده است.
به قطر، امارات، کویت، عربستان، عراق، افغانستان، ترکیه و پاکستان نظر بیاندازید.
کدامیک از این کشورها توانستهاند بدون حمایت آمریکا امنیت خود را حفظ کنند؟
کدامیک از این کشورها تاکنون توانستهاند آمریکا را از کشور خود برانند تا در سرنوشت سیاسی، اقتصادی و نظامی آنها دخالت مستقیم و غیرمستقیم نکند؟
هنوز هم چشم پاکستان و افغانستان به حمایت و کمک مالی و نظامی آمریکاست.
هنوز هم کعبه آمال جوانان آنها برای بیکاری و اسارت در غربت، آمریکا و غرب است!
آیا این قدرت یک نظام اسلامی نیست که در برابر تمام کشورهای طماع غرب و آمریکا ایستاده و در ۴۰ سال تحریمهای سخت راه استقلال و خودکفایی و پیشرفتهای علمی و تکنولوژی را طی کرده است؟
آیا بدون حمایت مردمی توانستهاند به این موفقیتها نائل آید؟
آیا تأمین مواد غذایی و تدارک و تهیه ملزومات مورد نیاز ۸۰ میلیون نفر مردم ایران و تأمین حاملهای انرژی آنها در شرایط تحریم کار سادهای بوده است؟
به همین بنزین که یک کالای استراتژیک است، فکر کنیم. چگونه وقتی ما را در خرید آن تحریم کردند در طول یک زمان کوتاه توانستیم در تولید آن به خودکفایی برسیم؟
عجب بیانصاف و بیمقدارند ورشکستگان سیاسی و اقتصادی مخالف ما ایرانیان که مانند گربه چهار چنگولی از هر طرف پرت شوند باز با چهار دست و پا به زمین میافتند!
عجب بیوجدانند دولتمردان آمریکایی که حقایق را کتمان میکنند و نعل وارونه میزنند!
به قول یکی از نویسندگان معروف:
آنان که حقیقت را نمیدانند، بیشعورند، اما کسانی که حقیقت را میدانند و انکار میکنند، خیانتکار هستند. آمریکاییان، بیشعور نیستند، اما خیانتکارند چون حقایق را کتمان میکنند، هر چند به آن پی بردهاند.
به قول حافظ شیراز:
گوییا باور نمیدارند روزی داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
والسلام
- جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ دی ۱۳۹۸