• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۷ بهمن ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
گام‌های بعدی
فعالیت در مجلس بر اصل پیگیری استوار است. به این معنا که کاندیداها ابتدا با توجه به توانایی‌های خود و نیاز حوزه‌ی انتخابیه وعده‌هایی می‌دهند. عضویت نامزدها در ائتلاف‌ها الزاماً نباید با طرح‌ها و وعده‌های آنان همخوانی داشته باشد چرا که برخی از نامزدها حضور در یک یا چند ائتلاف را با هدف بهره‌گیری از قدرت فراخوانی و یارگیری هر ائتلافی دنبال می‌کنند و چه بسا در همین ائتلاف‌ها نیز یکدیگر را دور بزنند. فرض کنید یک نامزد نمایندگی مجلس به نهاد یا سازمان و قوم و هیأت خاصی پشت گرم باشد طبیعتاً وی زمانی که وارد یک ائتلاف می‌شود به پشتگرمی خود می‌افزاید و از کانون‌های پشتیبانی‌کننده‌ی سایر اعضای ائتلاف نیز استفاده می‌کند. اما این همه‌ی ماجرا نیست چرا که خوب می‌داند اگر رقبایش حتی یک رأی بیشتر داشته باشند می‌توانند او را پشت سر بگذارند. لذا به نزدیکترین پشتیبانی‌کنندگان خود سفارش اکید می‌کند که رأی تک گزینه‌ای داشته باشند. همین آرای تک گزینه‌ای است که فاصله‌ی معناداری بین یک نماینده و نماینده دیگر ایجاد می‌کند. برای بعضی‌ها این پرسش مطرح است که چرا نامزدهای عضو شده در ائتلاف‌های جناحی، صنفی، قومی و هیأتی پس از راهیابی به مجلس تعهدی به آرمان‌های مطرح شده در شعارهای ائتلافی ندارند. پاسخ واضح است چون نگاه آنها به اتئلاف نگاهی ابزاری است. شما وقتی متوجه می‌شوید باطری خودرو از کار افتاده تلاش می‌کنید از مردم کوچه و بازار برای هل دادن خودرو کمک بگیرید اما زمانی که خودرو روشن شد کسی را سوار نمی‌کنید!
برخی از نمایندگان در مجلس به عضویت خود در این نهاد مشورتی به عنوان سرمایه نگاه می‌کنند و قصد دارند بابت عضویت در فراکسیون‌ها، کمیسیون‌ها، سخنرانی‌ها، رأی‌گیری‌ها و موافقت‌ها و مخالفت‌ها و سفرهای خارجی، استیضاح‌ها، آبستراکسیون‌ها و حضور و غیاب‌ها و حتی رأی ممتنع خود به یک طرح و لایحه امتیاز بگیرند وگرنه این همه هزینه کردن برای راهیابی به مجلس آن هم برای کسی که نه از اقتصاد چیزی می‌داند و نه جایگاه مردمی دارد و نه می‌داند قانون اساسی برگ چه درختی است با چه هدفی دنبال می‌شود؟
در همین مجلس کسانی هستند که برای راه‌اندازی فراکسیون با خارج از مجلس هماهنگی می‌کنند و برای اعضاء مداخلی در نظر می‌گیرند و خودشان هم کمیسیون و نشست‌ها و جلسات محفلی آن را برنامه‌ریزی و اداره می‌کنند و تلاش می‌کنند در تمامی کمیسیون‌ها خصوصاً کمیسیون‌های اقتصادی و سیاسی نفوذ داشته باشند و با بیرون از مجلس به دلیل پشتیبانی‌هایی که موجودیت آنها را تضمین می‌کند هماهنگ باشند.
وظیفه‌ی برخی از رسانه‌ها رصد فعالیت‌های نمایندگان و تجزیه و تحلیل نطق‌های پیش از دستور و تذکرات و پیگیری امضای آنها پای طرح‌ها و بیانیه‌هاست و به گونه‌ای چنین فعالیت‌هایی را بازتاب می‌دهند که نماینده احساس کند زیر ذره‌بین قرار دارد و طبیعتاً جریان‌سازی و ایجاد موج موافقت و مخالفت با نحوه‌ی فعالیت نمایندگان خصوصاً به نمایندگان تازه وارد تفهیم می‌کند که این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست که در اینجا هر کاری بخواهی قادر به انجام آن باشی! هنوز یکسال از فعالیت یک نماینده در مجلس نگذشته که پرونده‌ی هویتی او تشکیل می‌شود و عیار او بر همگان آشکار می‌گردد.
یک نماینده‌ی بی‌تجربه، مجلس را فضایی مستقل می‌بیند و تصور می‌کند که از همان بدو ورود باید پیگیر مطالبات موکلان خود باشد. اما با مطالعه‌ی مستمر بخشنامه‌ها، بولتن‌ها، آیین‌نامه‌ها، چشم‌اندازها، برنامه‌های توسعه، اولویت‌ها و قدرت‌های پنهان و آشکاری که عنان مجلس را در اختیار دارند درمی‌یابد که اگر می‌خواهد جریان‌ساز، مشهور و مؤثر باشد باید از راه لابیگری، رایزنی، یارگیری، راهیابی به محافل خاص، ارتباط ویژه با برخی رسانه‌ها و راه انداختن جنجال‌های هماهنگ شده وارد شود. وگرنه یک نماینده با سالی یک یا دو نطق پیش از دستور و چند تذکر آیین‌نامه‌ای و نشست و برخاست و امضای بیانیه نه خودش به جایی می‌رسد و نه قادر به متقاعد ساختن موکلان خود برای پیگیری مطالباتشان است.
اگر مجلس محل تجمع نخبگان علمی که با معیارهای وحدت رویه، استنتاج، پژوهش محوری، درک منافع و مصالح ملی آشنایی دارند بود، فضایی متفاوت بر آن حاکم می‌شد اما اینگونه نیست و نمی‌تواند هم باشد و تنها درصد کمی از راه‌یافتگان به مجلس کارشناس و صاحب‌نظر در علوم اقتصادی و سیاسی و اجتماعی هستند و بقیه به دلیل خاستگاه رأی‌آوری که داشته‌اند وارد مجلس شده‌اند لذا در جریان‌ها و فراکسیون‌ها و کمیسیون‌ها حل می‌شوند و صدایشان به جایی نمی‌رسد. چون از قدرت اقناع‌کنندگی بالایی برخوردار نیستند. به ثبت رسانیدن یک طرح در مجلس برای بررسی در کمیسیون‌ها و صحن علنی نیازمند قانع کردن حداقل ۱۵ نماینده در گام اول و قدرت لابیگری بالا برای جلب نظر کمیسیون مربوطه و تعیین فوریت و همچنین جلب موافقت فراکسیون‌ها برای رأی‌آوری است. استان فارس با برخورداری از ۱۸ نماینده در مجلس می‌تواند تضمین‌کننده‌ی حد نصاب ۱۵ نفر برای به ثبت رسانیدن طرح‌ها باشد و نمایندگان به صورت قرضی حامی طرح‌های یکدیگر باشند اما مسئله‌ی مهم این است که از میان این ۱۸ نماینده چند نفر کارشناس خبره اقتصادی و در عین حال سخنور با قدرت متقاعدکنندگی بالا داشته باشیم که بتوانند طرح‌های سودمند برای فارس را با منافع ملی پیوند دهند. عضویت در هیأت رئیسه و تلاش برای راهیابی به برخی کمیسیون‌ها زمانی اثرگذار خواهد بود که نماینده وزنه‌ای علمی محسوب شود و از قدرت لابیگری بالا برخوردار باشد. وقتی نماینده قم در چند دوره ریاست مجلس را به دست می‌گیرد بیانگر تأثیر لابیگری و برخورداری از حمایت بیرونی است. چگونه است که یک نماینده ظرف کمتر از یک ماه طرح خود را به کرسی می‌نشاند و نماینده‌ای دیگر پس از چهار سال با لب و لوچه‌ی آویزان جز اظهار شرمندگی هنر دیگری ندارد!
هیچکس در این کشور مدعی مردم‌سالاری تمام عیار و دموکراسی نهادینه شده نیست و ما دوران گذار را طی می‌کنیم لذا نباید انتظار داشته باشیم که همه چیز روی ریل باشد. به هر حال نماینده‌ای که وارد مجلس می‌شود باید وجاهت علمی و پایگاه اجتماعی گسترده داشته باشد نه اینکه به اتکای رأی‌آوری بالای صنفی و قومی و سازمانی خودش را به مجلس تحمیل کند. اینجاست که اهمیت نقش احزاب در مهر تأیید زدن بر نامزدها آشکار می‌شود. به هر حال اگر روزی قرار باشد در این کشور اتفاق مهمی رخ دهد گام اول آن در مجلس برداشته می‌شود تا برسد به گام‌های بعدی.

Comments are closed.