• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ اسفند ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
هم‌سرنوشتی‌ها
زمین آفتاب را مهمان کرد به هر بامداد تا غروب و از آن نیرو گرفت. آسمان آب را از زمین وام گرفت و باد رانندگی ابر را عهده‌دار شد. از آفتاب و زمین و آب، حیات موجودات پدید آمد و تنازع بقا زنجیره زندگی را در تضادی نابرابر بوسیله مرگ دامن زد. از این همه حرکتی پدید آمد که عشق محرک آن بود.
اینک از پس میلیون‌ها سال حیات بشر بر این کره خاکی نه زبان، نه نژاد، نه ایدئولوژی و نه مرزهای جغرافیایی هیچکدام انسان‌ها را در یک خط سرنوشت قرار نداد و در هر گوشه دور و نزدیک از این زمین هرکس ساز خود را نواخت.
بلایای طبیعی اعم از آتشفشان، سیل، زلزله، طوفان، سونامی و ملخ و خشکسالی هم نتوانست مرزهای عقیدتی و جغرافیایی را تغییر دهد. اما گویی بلای همه‌گیر و پرسرعت کرونا انسان‌ها را چه سفید باشند و چه سیاه و چه زرد و سرخ هم‌سرنوشت کرده است و در شمارش مبتلایان و مرگ و میرها به ترتیب همه در یک جدول زمانی ابتلا قرار می‌گیرند.
کرونا حتی اگر چونان بمب اتم ویرانگر نباشد اما آنچنان دلهره‌آور است که سازمان بهداشت جهانی را هم به گریه انداخته است، مرزها بسته شده، پروازها کنسل، پزشکان و پرستاران خسته، ادارات و مدارس تعطیل و جنبندگان را خانه‌نشین نموده است.
کرونا قبل از آنکه حقیقت باشد، یک واقعیت است. واقعیتی که نشانه‌های بیماری و مرگ را هر چند درصد آن کم باشد کنار هم قرار داده است.
اما هنوز درک این واقعیت که در این بلای ناخوانده، همه، یعنی همه‌ی انسان‌ها در یک خط سرنوشت قرار گرفته‌اند برای بعضی هموطنان جا نیفتاده است و هستند کسانی که تصور می‌کنند در این آشفته بازار می‌توانند سرمایه بیشتری پس‌انداز کنند به بهای عدم دسترسی هموطنان به ماسک و وسایل ضدعفونی کننده، اما غافلند که چوپانی که آب در شیر می‌کند سیل گوسفندانش را غرق می‌کند و کشورهای دشمنی که از بدحالی ما لبخند می‌زنند خود به این مصیبت گرفتار می‌آیند.
به قول یکی از شعرای بافهم:
«ای دوست بر جنازه دشمن چو بنگری
غره مشو که بر تو همین ماجرا رود…»
کرونا هم یک تجربه تلخ تاریخی است. همانند بیماری‌های مسری دوران‌های گذشته و یک درس برای آنان که خود را از همنوعان جدا می‌کنند و خود را تافته جدابافته می‌دانند.
یادمان باشد که کرونا و هم زلزله فقیر و غنی و پیر و جوان نمی‌شناسد، هر آدم زنده‌ای را هدف قرار می‌دهد و معلوم نیست آنکس که پولدارتر است در برابر این بیماری مصونیت بیشتری داشته باشد.
کرونا از چین، هوایی به ایران آمد و از زمین و دریا و هوا، به دیگر کشورهای همسایه می‌رود و از آنجاها به جاهای دیگر، این بیماری مانند سیاست اقتصادی ترامپ است که مرز نمی‌شناسد و می‌تواند فقر، جنگ، بیماری، آوارگی، مهاجرت و نهایتاً مرگ را به دنبال داشته باشد.
یک همت عالی و وحدت رویه مردمی می‌تواند سدی شود مقابل کرونا و مقابل آمریکا که این سال‌ها از کرونا بدتر شده است. آمریکایی که برای ادامه حیات از خون جوانان کشورهای مسلمان تغذیه می‌کند و از دو مار جنگ و اقتصاد بر دوش، چونان ضحاک تشنه خون انسان‌های آزاده است.
کرونا دیر یا زود از این وطن رخت برمی‌بندد و آمریکا هم چونان امپراطورهای کهن میراثی از جنگ و خرابی بر جای خواهد گذاشت. به قول سعدی:
«آنچه دیدی بر قرار خود نماند
آنچه هم بینی نماند برقرار…»
زمین و آفتاب نو می‌شوند و از پس زمستان بهار فرا می‌رسد و بار دیگر حیات که تجلی اراده خداست استمرار می‌یابد. آنچه به یاد و خاطره‌های تاریخی ما می‌ماند این سخن زنده‌یاد ملک‌الشعراء بهار است:
آدمیان شاخه و برگ همند
کاین همه از یک تنه‌ی آدمند
هرکه تنی کشت نه شاخی فکند
بلکه درخت بشر از بیخ کند
آری، ما همه انسان‌ها با هر نژاد و زبان و باور و با هر مرز جغرافیایی و تفاوت در رنگ پرچم‌ها در این دوران گذار هم‌سرنوشتیم. هم‌سرنوشت در چنین بلایای همه‌گیر و هم‌سرنوشت در حفظ محیط زیست و هم‌سرنوشت در صلح و دوستی و مهربانی و هم‌سرنوشت در تنازع بقا و تضادهایی که در محیط آنها محاط شده‌ایم.
پس یار و مددکار هم باشیم و بین یکدیگر خط نفاق و جدایی نکشیم و بدانیم به فرموده خداوند در قرآن «ما از دو جنس نر و ماده خلق شده‌ایم و سپس به شعبه و قبیله و طایفه و ملت تقسیم شده‌ایم و خوشبختی ما در گرو پرهیزگاری ماست.۱
والسلام
۱- یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا. ان اکرمکم عندالله اتقیکم. قرآن کریم سوره حجرات آیه ۱۳

Comments are closed.